سرویس بین الملل جوان آنلاین: هزاران نفر از مردم ارمنستان روز یکشنبه ۲۱ دسامبر به یاد سربازانی در ایروان تظاهرات کردند که در جنگ شش هفتهای اخیر قرهباغ کشته شدند. این فقط یک مراسم برای بزرگداشت یاد و خاطره آن سربازان نبود بلکه وجهه اعتراضی هم داشت. اعتراض آنها به نخستوزیر ارمنستان نیکول پاشینیان بود که زیر توافق آتشبس را امضا کرد و به نظر معترضین باعث شکست در جنگ قرهباغ، از دست رفتن سرزمین تحت تسلط ارمنیها و هدر رفتن خون سربازانشان برای دفاع از قرهباغ بود. در هر صورت، ناراضیان ارمنی از نتیجه این جنگ به دنبال مقصر هستند و روشن است که پاشینیان از نظر آنها متهم ردیف اول است و به همین جهت نیز با شعار «نیکول یک خائن است» او را تحت فشار قرار دادهاند تا هر چه سریعتر از مقام خود استعفا کند. پاشینیان سعی میکند مقابل این فشار مقاومت کند، اما روشن است که دیگر اعتبار سابق را ندارد و احتمال برکناری او با وجود این فشارها بعید به نظر نمیرسد، اما سؤال اصلی این است که بعد از برکناری او چه خواهد شد و آیا مسئله ارمنیها با آتشبس قرهباغ تمام خواهد شد؟
توافقی بدون صلح
اولین و مهمترین نکته در مورد عاقبت جنگ و وضعیت پس از آتشبس این است که توافق به دست آمده صرفاً یک توافق آتشبس است و نه صلح. به عبارت دیگر، توافق موجود آتشبس را بین دو طرف مخاصمه برقرار کرده و برای رسیدن به صلحی پایدار تنها نقش مقدمهای را ایفا میکند تا به وسیله آن جنگ ادامه نیابد و قرار است حرکت بعد از این به سمت مذاکرات و رسیدن به صلح پایدار باشد، اما مسئله این است که آیا مفاد آتشبس فعلی با وجود خاتمه دادن به جنگ، میتواند مبنایی برای رسیدن به صلح باشد؟ به دو دلیل بعید است که این توافقنامه آتشبس بتواند چنین نقشی داشته باشد. دلیل نخست مناطقی است که بنا بر مفاد این آتشبس به آذربایجان داده شد. این مناطق نه تنها شامل شهرستانهای تصرف شده به دست ارتش این کشور در جریان جنگ نظیر جبرئیل، قبادلی و فضولی میشود بلکه ارمنستان موظف شد تا شهرهای کلبجر، آغدام و لاچین را تخلیه کرده و آنها را در اختیار ارتش جمهوری آذربایجان قرار دهد. عقبنشینی ارمنیها از این مناطق در حالی بود که خانههای خود را به آتش میکشیدند تا چیزی سالم به دست آذربایجانیها نیفتد. این حرکت آنها حکایت از نفرت و خشمی است که توافق فعلی به وجود آورده و شکی نیست که این نفرت و خشم روزی بروز خواهد کرد و باعث جنگ دیگری میشود. به عبارت دیگر، ارمنیهای راندهشده امروز حکم آذربایجانیهای راندهشده از خانههایشان در ۱۹۹۰ را دارند و به همان صورتی که آذربایجانیها سرانجام به زور قدرت نظامی بازگشتند، باید انتظار همین رفتار را از ارمنیها داشت. به این ترتیب، توافق آتشبس صورت مسئله مناقشه قرهباغ را حل نکرده بلکه آن را به صورت موقتی پاک کرده است.
مشکل اصلی
دلیل دوم، اصل مناقشه است که مربوط میشود به منطقه قرهباغ کوهستانی یا ناگورنو قرهباغ. وضعیت این منطقه در جنگ اخیر و جدا از بخش کوچکی در شمال آن، تغییر چندانی نکرده و همچنان در دست اکثریت ارمنی ساکن در این منطقه است که برای خود جمهوری خودخواندهای به نام جمهوری آرتساخ تشکیل داده که فقط سه منطقه غیرعضو سازمان ملل به نام آبخازیا، اوستیای جنوبی و ترانسنیستریا آن را به رسمیت شناختهاند. وعده داده شده تا تکلیف این منطقه در جریان مذاکرات آینده معلوم شود، اما معلوم نیست که این مذاکرات چه زمانی و مهمتر از این، با چه ترکیبی شکل خواهد گرفت. قالب گروه مینسک به رهبری سه کشور روسیه، فرانسه و امریکا به همراه سازمان امنیت و همکاری اروپا تا پیش از این جنگ مبنای مذاکرات بین دو طرف آذربایجان و ارمنستان بود، اما این جنگ و توافق آتشبس نشان داد که این قالب دیگر کارآیی خود را از دست داده است. ورود ترکیه به مذاکرات آتشبس از یک سو و غیبت فرانسه و امریکا در مذاکرات از سوی دیگر، به خوبی نشان داد که گروه مینسک دیگر جایی در مناقشه قرهباغ ندارد. از طرف دیگر، بعید به نظر میرسد ترکیب فعلی از چهار کشور روسیه، ترکیه، آذربایجان و روسیه نیز بتواند قالب اصلی مذاکرات آینده برای دستیابی به صلح باشد زیرا توافق اخیر محصول این ترکیب بود و منتقدان جدی از دو سوی آذربایجانی و ارمنی دارد. این ترکیب توانست طرف برتر جنگ را که ارتش آذربایجان بود، متقاعده به آتشبس کند و شرایطی را به طرف ارمنی تحمیل کند که بنابر شرایط جنگی چارهای جز پذیرش آن نداشت، اما در شرایط برابر مذاکرات فرمول قابل اجرایی برای دستیابی به صلح نیست. به این ترتیب، تکلیف مسئله اصلی مناقشه همچنان در هالهای از ابهام خواهد ماند و حکم استخوان لای زخمی را خواهد داشت که دستکم در توافق فعلی راه حلی برای آن در نظر گرفته نشده است.
مشکل صلحبانان روسی
بنا بر توافق فعلی، قرار است ارتباط قرهباغ کوهستانی به ارمنستان از طریق کریدور لاچین باشد و صلحبانان روسی به مدت پنج سال امنیت آن را تضمین خواهند کرد. همچنان که نخستوزیر ارمنستان هم تأیید کرده، شاید پنج سال برای ایجاد تضمینهای امنیت و ثبات منطقه کافی باشد، اما باید توجه کرد که مناقشه قرهباغ یک درگیری طولانیمدت است و به این علت، حضور صلحبانان روسیه نمیتواند محدود به یک دوره پنج ساله باشد. این به معنای طرح سؤالهای جدی است: آیا مأموریت این صلحبانان بعد از پنج سال تمدید خواهد شد؟ تمدید آن برای چه مدت زمان خواهد بود؟ تمدید مأموریت آنها بنا بر قالب فعلی خواهد بود یا کشور دیگری هم به این جمع اضافه خواهد شد؟ و گذشته از این موارد، آیا دولت آینده ارمنستان یا حتی آذربایجان حاضر به تمدید این مأموریت خواهند شد؟ اینها پرسشهایی است که در مقطع فعلی جوابی برای آنها نیست و حتی معلوم نیست که در آینده هم پاسخی برای آنها به دست بیاید، به خصوص با توجه به اینکه کارکرد این صلحبانان میتواند انتقادات جدی را از سوی هر دو طرف مناقشه به دنبال داشته باشد. در واقع، دو طرف مناقشه حضور صلحبانان روسی را تنها از سر ناچاری و برای پایان دادن به جنگ قبول کردند، اما معلوم است که این صلحبانان در درازمدت و از سوی هر دو طرف به عنوان مشکل و نه راه حل دیده میشوند. طرف آذربایجانی این صلحبانان را مانع اعمال حاکمیت خود بر سرزمینهای متصرفه خواهد دید و حضور آنها در منطقه برای طرف ارمنی نیز نشانهای از وابستگی آنها به روسیه خواهد بود که مسلماً برای ملیگرایان ارمنی قابل تحمل نیست.
آتش زیر خاکستر
همچنان که یانوژ بوگایسکی، پژوهشگر بنیاد جمیزتون، در مقاله نشریه تحلیلی واشنگتن اگزاماینر مینویسد: «صلحبانان روسی کشور میزبان را تضعیف میکنند زیرا آنها نه تنها مانع کنترل منطقه به دست کشور آسیبدیده میشوند، بلکه صرف وجود آنها ممکن است سبب مشروعیت بخشیدن به تجزیهطلبان، ایجاد قدرتهای موازی، چندپارگی نهادهای دولتی، فشار بر دولت مرکزی و سنگاندازی در روند پیوستن کشور میزبان به اتحادیه اروپا و ناتو شود.» طبیعی است که این عوامل در درازمدت باعث ناخشنودی جمهوری آذربایجان از حضور صلحبانان روسی میشود که آنها را مانع حاکمیتش بر کل منطقه قرهباغ خواهد دید. از طرف دیگر، طرح گمانهزنیهایی مبنی بر فریب ارمنستان توسط روسیه و خیانت روسیه به این کشور در جریان جنگ و آتشبس آنقدر جدی هست که حتی وزیر خارجه روسیه سرگئی لاوروف را واداشت تا در کنفرانس مطبوعاتی ۱۹ نوامبر به این دست اتهامها علیه روسیه پاسخ دهد و بگوید روسیه برای اجرای تعهداتش در پیمان امنیت جمعی محدودیتهایی دارد و نمیتوانست در جنگ قرهباغ دخالت کند. با وجود این پاسخ، او توضیح نداد چرا روسیه به درخواستهای مکرر ارمنستان برای ارسال تسلیحات در طول جنگ پاسخ مناسب نداد در حالی که ارمنیها شاهد حمایت تمامقد نظامی ترکیه از ارتش آذربایجان بودند. به این دلیل است که موضوع فریب و خیانت، پیامد طبیعی شرایط جنگی و ضعف نظامی ارمنستان است و باید انتظار داشت که ارمنیها به خصوص جریان ملیگرای آن نگاه بیشتری به غرب داشته باشد تا همانند آذربایجان در سالهای گذشته، بتواند خود را برای جنگی در آینده تقویت کند. تصویب قطعنامهای در مجلس ملی فرانسه در ۴ دسامبر برای به رسمیت شناختن جمهوری قرهباغ در حکم سرمایهگذاری فرانسویها برای چنین آیندهای است. به عبارت دیگر، فرانسه خیلی زودتر از دیگر کشورهای غربی آماده حمایت از ارمنیها شده و میتوان انتظار این جریان را از دیگر کشورهای غربی به خصوص با توجه به اهمیت ژئواستراتژیک ارمنستان در قفقاز جنوبی داشت. در این صورت، توافق آتشبس فعلی تنها خاکستری است که نمیتواند آتش زیر خود را خاموش کند و تظاهراتهای اخیر در ایروان نشان از این دارد که زمانی این آتش سر بر خواهد آورد.