
مصطفی خدابخشی- با فروکش حجم برنامههای صدا و سیما بعد از ماه مبارک رمضان برنامههای طنزی که با شروع این ماه دیگر به روی آنتن نمیرفتند فرصتی یافتند تا با تمام کاستیها ساعات پر بیننده را به خود اختصاص دهند و طی آن داشتههای خود که غالبا از نا داشتهها فراتر بوده و با طنزپردازیهای بیمعنی و در پارهای از موارد گستاخانه است را به مردم عرضه کنند.
تولید کنندگان این برنامهها فراموش کرده تند که پروههای طنز میبایست از سکانسهای جالب و در عین حال معنی دار برخوردار باشند تا از این طریق بیننده با آن پیوند بر قرار کند و آن واقعیت را در قالب طنز بپذیرد. اما. . .
تولیداتی که امروز به روی آنتن میروند نه تنها سکانس هایشان از بار محتوایی خاصی برخوردار نیستند بلکه هجمه شدیدی را به فرهنگ وارد آوردهاند به نحوی که اصطلاحات منفی کوچه و بازاری را به ذائقه فرهنگ ایرانی تزریق میکنند؛ذائقهای که فرهنگ در آن حرف اول و آخر را میزند و جامعه را به جلو میراند.
برای مثال نیم نگاهی به برنامه تلویزیونی مسافران این واقعیت را نمایان میسازد که در تولیداتی از این دست هیچ گونه کار کارشناسی صورت نگرفته لذا برای خنداندن مخاطبان از هر شگردی هر چند غیر اخلاقی بهره میگیرند تا از این طریق بر ناتوانیهای این تولید سبک سرپوش بگذارند.
شاید اگر هزینهای که برای تهیه سریالهای از این دست ( 90 قسمتی ) که کیفیت فدای سرعت میشود میگردد در جای دیگری خرج میشد نتیجه بسیار بهتر از این بود که ما شاهد هستیم و دیگر فرهنگ مردم مورد تعرض قرار نمیگرفت.
با توجه به این موضوع ضروری است تا مسؤولان صدا و سیما بر تولیداتی که حجم وسیعی از بینندگان را به پای صندوق جادویی میکشند نظارت بیشتری داشته باشند و نگذارند فرهنگ منفی کوچه بازاری که بسیاری از اساتید اخلاق آن را رد میکنند به فرهنگ خانوادگی رسوخ کند و ریشههای آن را با آسیبهای جدی مواجه سازد.