مهدي امامقلي هنوز چند ماهي از انتخابات اخير رياست جمهوري نگذشته است كه جريان شكست خورده انتخابات با خبرانگاري و حاشيهنويسي بر طرحهايي چون «كميسيون ملي انتخابات» و «تفاهم ملي» و نيز استقبال از «ميانجيگري بين دولت و منتقدان!» به نوعي در پي برونرفت از «بحران نقش» خود در ايام پس از انتخابات هستند و در اين راستا بسياري از اصلاحطلبان در رسانهها و محافل خود، به تعيين پيش شرطها و اظهارنظراتي در كم و كيف اين طرحها پرداختهاند تا از رهگذر تحركات ايجابي و «به باد فراموشي سپردن» اغتشاشها و غائلهآفرينيهاي خود، «پايگاه اجتماعي از دست رفته» را در اذهان عمومي بازيابي كنند و به بهانه «مصلحت نظام» از هر طرح و برنامهاي كه احتمال «فرار رو به جلو»ي ايشان را افزونتر ميكند استقبال كنند. در اين ميان طرح ميانجيگري از چندي پيش از سوي علي مطهري پيشنهاد شد و از سوي آيتالله مهدوي كني مورد پذيرش واقع شد. گرچه تحليلگران و اذهان عمومي از كم و كيف آن بياطلاعاند اما بسي بايسته است نكاتي مهم مورد توجه طراحان و بانيان اين طرح قرار بگيرد:پر واضح است كه اصلاحطلبان و اصولگرايان به لحاظ تئوريك و نظري داراي اختلافنظرهاي عميق و فاصلهداري هستند و آب اين دو جريان در مسائل سياسي به يك جوي نميرود و اين طرح براي نقشآفريني اصلاحطلبان در امور حكومتي و اجرايي كشور هرگز امكاني را فراهم نميآورد. بنابراين در تحليل نگارنده اين طرح بايستي مضمر به جبهه اصولگرايان (قاليباف، توكلي، رضايي، احمدينژاد) و هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري باشد و در وهله اول سوءتفاهمات ميان اين جبهه حل و فصل شود، چه آنكه در دوران انتخابات اختلاف سليقههايي به قهر و غضب در ميان ايشان پديد آمد و منجر به سردرگمي در ميان كساني شد كه همگي در پيش بردن گفتمان اصولگرايي نقشي مثمر ثمر داشتهاند.گفتمان «اصولگرايي» و حفظ و تداوم جريان انقلاب اسلامي و تأكيد مقام معظم رهبري بر «جاذبه حداكثري و دافعه حداقلي» ايجاب ميكند دلسوزان واقعي انقلاب علاوه بر جلوگيري از تنشهاي سياسي، حول محور رهنمودهاي مقام معظم رهبري با دلجويي از ياران ديروز امام (ره)، از سقوط كساني كه روزي پشبرندگان جريان انقلاب اسلامي بودهاند جلوگيري به عمل آورند و به جرياناتي چون منتظري و مطرودين وقعي نگذارند.با اشاره بر دو نكته ضمن آنكه تأكيد ميشود ميانجيگران نه لزوماً به عنوان «حكم يا داور» بلكه به عنوان ريشسفيداني كه حرفشان براي جريانات سياسي قابل تأمل و آموزنده است، تنشهاي موجود ميان دو جريان را تعديل كنند و طرفين را نسبت به عواقب ادامه تنش و دامنه تأثيرات آن در ميان افكار عمومي و نسبت به اصول اوليه انقلاب اسلامي آگاه سازند.بنابراين در اين باره نكاتي درخور توجه است:- نقش بيبديل رهبري و مردم در به انزوا كشاندن عوامل فتنه و شكست پروژههاي كودتا، يك واقعيت مسلم و انكارناپذير است،لذا فضاي كنوني كشور نه بحراني است و نه امنيتي و اين ميانجيگري براي جلوگيري از اتفاقات 25 خرداد است كه ناشي از عصبانيتها و تصميمات عجولانه شكست خوردگان پس از انتخابات و غفلت ايشان از نقش رهبري و مردم بود.- حساب عناصري را كه از سران اصلي اغتشاش بودهاند با كساني كه زماني يار و همراه حضرت امام (ره) بوده اند بايد جدا كرد چرا كه مردم از مسؤولان و نظام اسلامي انتظار دارند افرادي كه در اغتشاشات و هدايت آن شركت داشتهاند و باعث ضرر 7 ميلياردي به شهرداري تهران و به آتش كشيدن 130 اتوبوس و كشته شدن دهها نفر شدهاند بايد در محكمه جمهوري اسلامي به محاكمه كشيده و مجازات شوند.- در اين ميانجيگري، بايد مسائل حاشيهاي مانند توقيف روزنامههاي متخلف، بازداشت متخلفان و عوامل خياباني و مسأله بازداشتگاه كهريزك محور گفتوگوها قرار نگيرد و تنها تأكيد بر آن باشد كه عوامل پشت پرده انتخابات و ميرحسين موسوي مانند ديگر تئوريسينهاي اين جريان، با عذرخواهي صادقانه از ملت شريف ايران و دست كشيدن از بيانيهنويسي و ادامه اعتراض و داستان تقلب، به مسير اوليه قبل از انتخابات و آغوش ملت ايران باز گردند.- مسأله ميانجيگري با مفهوم مصالحه و يا «تساهل و تسامح» و «تبرئه» متفاوت است. چرا كه قانون و قوه قضائيه بايد بر اتهامات وارده رسيدگي كند و «ريش سفيدان ميانجي» با امعان نظر بر واقعيتهاي سياسي پيش رو در حوزههاي داخلي و خارجي جمهوري اسلامي، مراتب توصيه و تذكرات خود را براي «تعديل تنش بين طرفين» ابراز كنند. به هر صورت نبايد فراموش كرد كه دغدغههاي تئوريك و تاكتيكي هر دو جريان متفاوت است. اصولگرايان نگرانيهايي چون تضعيف نظام و كمرنگ شدن نقش قانون اساسي را دارند و اصلاحطلبان نگران مرگ سياسي و از دست رفتن پايگاه اجتماعي و محكوميتهاي قضايي خود هستند.بنابراين با جميع نكاتي كه در فوق آمد، دلسوزان واقعي انقلاب بايد با طراحي ساز و كارهايي منطقي، طرح ميانجيگري را در مسير واقعي خود يعني تعديل تنشها و جلوگيري از سقوط ياران امام (ره) به ظهور و بروز سياسي رسانده و تحقق بخش رهنمودهاي مقام معظم رهبري در جهت ايجاد وحدت حداكثري و دافعه حداقلي باشند.