حرفهای اینروزهای مسعود سلطانیفر باعث تعجب مان میشود! البته زیاد هم نباید تعجب کرد، چراکه به هر حال او وزیر دولتی است که همه چیز را گل و بلبل میبیند و هیچ صدای اعتراضی را نمیشنود. وزیر ورزش دیروز از موفقیتهایی گفت و کارنامهاش را به فراکسیون ورزش مجلس چنان درخشان ارائه کرد که همه انگشت به دهان ماندند. بد نیست خیلی گذرا به این موفقیتها نگاهی بیندازیم.
صعود استقلال و پرسپولیس از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا، صعود تیم ملی فوتبال به نیمهنهایی جام ملتهای آسیا، درخشش کشتی در رقابتهای مهم بینالمللی، موفقیتهای رشتههایی، چون کاراته، تکواندو و وزنهبرداری و بدیهیات دیگری که همیشه بوده و اتفاق افتاده و ربطی به دوران مشعشع حضور سلطانیفر در ورزش ندارد!
سلطانیفر دیروز در حالی مغرورانه حرف از کسب رتبه هفتم در المپیک جوانان به میان آورد که یکی از اصلیترین مدالآوران آن، این روزها خانهنشین است و هیچ کس پیدا نمیشود که به این جوان سری بزند و جویای احوالش باشد. وزیر ورزش دیروز در حالی حرف از سال پیشرو به عنوان سال کسب سهمیه زد که فریادهای اعتراض مدالآوران ایران به سبب تبعیضها و کمبودها را مدتهاست که نمیشنود، نمیشنود و در عوض آنها را دعوت به درک شرایط اقتصادی میکند.
سلطانیفر دیروز چنان از صعود سرخابیها و تیم ملی فوتبال سخن گفت که یک آن فکر کردیم جام قهرمانی را بالای سر بردهاند و در جام جهانی به آنچه تصورش را نمیکردیم، دست یافتهایم.
وزیر ورزش دیروز ثابت کرد دچار توهم است، آن هم توهم کسب موفقیت و اینقدر متوهم است که اصلاً متوجه نیست کشتی ایران پای ثابت المپیکهاست و هیچ تعجبی ندارد اگر تمام سهمیه را کسب کند. اینقدر متوهم است که نمیبیند تکواندو دلخوش به موفقیتهای سالهای گذشته است و حداقل در دوران او بهرغم تمام تلاشی که از خود نشان داده، عایدی خاصی نداشته است. با این حال توهمات جناب وزیر اینقدر زیاد است که موفقیتهای دیگران را نیز به حساب خود ثبت میکند و بدیهیات را هم جزو کارنامه پرثمرش میداند!
سلطانیفر یک منت بزرگ هم سر ورزش گذاشت، وقتی عنوان کرد یک سال و نیم است که با کمیته ملی المپیک برای حضور پرقدرت در المپیک ۲۰۲۰ جلسه برگزار میکند، اما کسی پیدا نشد که از او بپرسد حاصل این جلسات چه بود، وقتی تمام قهرمانان، مدالآوران و امیدهای کسب افتخار ورزش ایران در توکیو صدایشان از کمبودها و بیتوجهیها بلند شده است. قاعدتاً از وزیری، چون سلطانیفر باید توقع برنامهریزی داشت و ارائه راهکاری برای برونرفت از مشکلات، اما وقتی او همه چیز را خوب میبیند، چه باید گفت؟ سلطانیفر، بهتر است به جای خیالبافی و بازی با آمار به فکر آینده ورزش باشد.
سال آینده، سال کسب سهمیه المپیک است. این را خود ما در همین ستون بارها و بارها عنوان کردهایم و خوب میدانیم که کسب سهمیه المپیک چه کار دشوار و طاقتفرسایی است. این را هم خوب میدانیم که موفقیت در المپیک دو برابر آنچه کسب سهمیه میطلبد، تلاش میخواهد. حالا سؤال اینجاست که جناب سلطانیفر اصلاً تصوری از این سختیها دارد یا اینکه فقط در مقام سخنرانی و ابراز اطلاعات حرفی بیان میکند؟ آیا او میداند که برای کسب سهمیه المپیک و مدال در بزرگترین آوردگاه ورزش جهان باید هزینه کرد، یا تصور میکند که همه چیز روی هوا به دست میآید؟
آنچه دیروز از حرفهای سلطانیفر میشد فهمید، این بود که ورزش ایران درست مانند تمام قشرها و بخشهای کشور سال سختی را پیشرو دارد، چون وزیر محترم ورزش چنان در توهم موفقیتهای بدیهی غرق شده و شکستها را هم موفقیت میبیند که نمیتوان چندان به رفع مشکلات و معضلات ورزشکاران مدالآور امید داشت.