در حالی که در بازار سرمایه کشور بالغ بر ۶۰۰ تا ۷۰۰ شرکت و صدها نهادمالی حضور دارند و بخش قابلملاحظهای از تولید ناخالص داخلی ایران از رهگذر بازار سرمایه میگذرد، به کارگیری مدیران ناکارآمد در شرکت ها، عدم پاسخگویی برخی از مدیران و دیکتاتورمنشی آنها در مواجه با پرسشهای سهامداران متضرر جزو فضای مجامع بورسی شرکتها در سال جاری را قبرستانی از چند سال گذشته کرده است تا صدای سهامدار منتقد به رسانهها درز نکند.
به گزارش «جوان» با گذشت نیم قرن از فعالیت بازار سرمایه در ایران، اما سهم این بازار در تأمین مالی اقتصاد هنوز به ۱۰ درصد هم نمیرسد و از ۸۰ میلیون ایرانی شاید تنها ۱ تا ۲ میلیون کد فعال بورسی در بازار وجود دارد و عقبماندگی کیفی و کمی این بازار باعث شده تا به رغم وجود بازار سرمایه در کشور هم با نقدینگی سرگردان در جامعه رو به رو باشیم و هم اینکه بسیاری از صنایع و شرکتهای بورسی نیز در دل بازار تأمین مالی (بازار سرمایه) بازهم برای تأمین مالی محتاج بانکها با نرخ تأمین مالی ۲۰ تا ۴۰ درصد مؤثر باشند.
شاخصها و نماگرهای اغواکننده
نباید فریب شاخصها و نماگرهایی را که در بازار سرمایه بالا میرود، خورد. بازارسرمایه ایران بیماریها و عقبماندگیهای زیادی دارد که گویا ریشه توسعهنیافتگی را باید در عدم پاسخگویی و شفافیت جستوجو کرد.
این روزها مجامع عادی سالانه شرکتهای بورسی یکی پس از دیگری برگزار میشود و برخی از سهامداران نهتنها راضی از این مجامع بیرون نمیآیند، بلکه به دلیل برخورد بد و توهینآمیز و تهدیدآمیز برخی از برگزارکنندگان مجامع با سهامداران جزء، سهامدار با ناراحتی و اعصابی به هم ریخته از خوی و منش دیکتاتورمآبانه برخی از مدیران با جیب خالی راهی خانه میشود و به خود را شماتت میکند که چرا به جای سایر بازارها، پولش را در سهمی سرمایهگذاری کرده است که بهرغم تولید زیان حتی مدیران پاسخ سؤال وی را هم نمیدهند.
از همه بدتر آنکه سهامدار متضرر وقتی حرکت قیمتها و سودهای شیرین را در بازارهای موازی بازار سرمایه رؤیت میکند، پشیمانیاش از حضور در بازار سرمایه با مدیریتی بسیار ضعیف بیش از پیش میشود.
مردم! یادتان هست گفتند در بورس سرمایهگذاری کنید
دولت یازدهم وقتی روی کار آمد با توجه به تیم همراه و حامیانش و گفتارها و اظهارنظرهای فاخر اقتصادی این تصور را ایجاد کرد که دیگر از مدیران اتوبوسی و مینیبوسی و ون خبری نیست و اصل بر شفافیت و شایستهسالاری و پاسخگویی است؛ از این رو با دعوت دولت و وزیر اقتصاد وقت بسیاری از مردم سرمایههای خود را به بازار سرمایه بردند و سهام شرکتهای موجود را در بورس و فرابورس خریداری کردند.
در این بین شاخصهای بورس و وضعیت فعلی گزارشگریها حقایق زیر پوست بازار سرمایه را گزارش نمیکند و باید فکری به حال شفافیت در بازار سرمایه کرد، زیرا در غیر این صورت بسیاری از سهامداران شرکتها پتانسیل این را دارند که روزی همانند مالباختگان مؤسسات مالی به یک معترض تبدیل شوند.
متأسفانه در پی زیان تحمیلی به بسیاری از سهامدارانی که با دعوت و اطمینان به دولت در بازار سرمایه، سرمایهگذاری کردند، امروز بسیاری از سهامداران جزء نسبت به عملکرد شرکت ها، تولید زیانهای انباشته و بدهیهای مالی، لفت و لیس در شرکت ها، ورود ژنهای خوب و مدیران عمدتاً سیاسی از سر رابطه و نابودی شایستهسالاری در مدیریت شرکتها، گزارشگری عهد بوق مالی، وحشت و ضعف حسابرسها در انعکاس مفاسد و تخلفات و آنچه در شرکتها میگذرد، به یک مالباخته منتقد تبدیل شدهاند.
در این میان، مدیرانی که شرکتها را به انحراف بردهاند، مجمع عادی سالانه را همچون دادگاه بررسی عملکرد یکساله خود میبینند که در برابر دیدگان صدها سهامدار شرکت باید گزارش عملکرد دهند، حال وقتی برخی از سهامداران مطلع نقدی به عملکرد آنها وارد میکنند، تلاش میکنند با فرافکنی و ایجاد جو رعب و وحشت در مجمع که گاهاً از نیروی انتظامی هم استفاده میکنند، فضا را برای پرسش و پاسخ و موشکافی مفاسد تخلفات ببندند.
سهامدار جزء به نسبت سهمش مالک شرکت به شمار میرود و بهای مالکیت را پرداخت کرده است و حق دارد در مجمع، مدیران و کارکنان شرکت را مورد پرسش قرار دهد، به ویژه اینکه اصل آزادیبیان و شفافیت و گردش آزاد اطلاعات این مهم را ایجاب میکند که مدیران شرکتهای بورسی چه در مجمع و چه در مواقع دیگر نسبت به وقایع شرکت با شفافیت پاسخگو باشند.
برخی از مدیران فضایی را در مجامع ترتیب میدهند تا سهامداران جزء هنگام ورود به شرکت تحتتأثیر جو منفی قرار گیرند و از پرسشگری و مطالبهگری صرفنظر کنند که این امر یک سوءاستفاده است.
برگزاری مجامع قبرستانی نهایت و اوج سوءاستفاده مدیرانی است که عملکرد خوبی در شرکتها ندارد و با وقاحت تمام هر حربهای را برای عدم پرسشگری سهامدار از عملکرد آنها است.
به طور نمونه، در داروسازی زاگرس فارمد پارس که در طول دولت دهم حداقل سالانه ۱۰ میلیارد تومان سودسازی میکرد، در کمال تعجب در دولت یازدهم به وضعیتی افتاده است که حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان زیان کرده است.
از سوی دیگر داروسازی زهراوی وابسته به شستا زیان دهها میلیارد تومانی ساخته است. بهطوری که زیان هر سهم یه ۲۵۱۶ ریال رسید، این در حالی است که سابقه نداشته است در شرکتهای دارویی در طول تاریخ فعالیت زیان به چشم بخورد؛ چراکه صنعت سودسازی است.
همچنین در دولت اخیر در شرکت سرمایهگذاری مسکن وابسته به بانک مسکن که یکی از هلدینگهای بزرگ ساختمانی است، شاهد سقوط سهام شرکت بودهایم که این امور به سوءمدیریت باند و باندبازی و رابطهبازی و سیاسیبازی در شرکتها و گروههای مالی و بانکها و وزارتخانه باز میگردد.
همچنین شرکت تأمین سرمایه بانک ملت نیز نسبت به عملکردی که از آن انتظار میرود، بسیار دچار ضعف شدید است و سازمان بازرسی کل کشور و نهادهای نظارتی و رسانهها باید روی عملکرد شرکتهای تأمین سرمایه بانکها بسیار دقت داشته باشند، زیرا این شرکتها گاهاً منابع عظیمی در اختیار دارند و منابع خود را در بازارهای ارز و سکه و طلا به کار میگیرند که بازارها را با نوسان همراه میکنند.
از این رو عملکرد این بنگاهها حداقل باید در بازه زمانی ۱۰ ساله مورد بررسی قرار گیرد و از مدیرانی در این مجموعهها استفاده شود که به جای سفته بازی در بازارهای غیر واقعی در بخشی سرمایهگذاری کنند که به تقویت تولید ناخالص داخلی منتج شود.
همچنین به جهت پایانیافتن حکمرانی برخی از سهامداران عمده متخلف در بازار سرمایه و مردمیتر شدن بازار سرمایه ایران و هدایت هر چه بیشتر نقدینگی و پس اندازهای موجود در جامعه به بخش تولید و بازار سرمایه پیشنهاد میشود در مجلس فراکسیون حمایت از حقوق سهامداران جزء تشکیلشده و همچنین سازمان دیدهبان شفافیت نیز به شکل ویژه تحولات سازمان بورس اوراق بهادار، صدها نهاد مالی و بنگاههای بورسی را در جهت حمایت از حقوق سهامداران جزء رصد کند.
به نظر میرسد نماینده سازمان بازرسی کل کشور باید در تمامی مجامع شرکتهای موجود در بازار سرمایه حاضر باشد و علاوه بر این، فیلم مجمع عمومی عادی سالانه نیز باید از رسانه ملی پخش شود و نسخه تصویری مجمع نیز در کدال انعکاس یابد.
از سوی دیگر نیز نماینده سازمان بورس باید رفتار منصفانه و بیطرفی را در مجمع از خود ظهور و بروز دهد در غیر اینصورت، زمینه و مراتب جهت شکایت و گزارش سهامداران به مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، هیئت تخلفات سازمان بورس اوراق بهادار، فدراسیون بورسهای بینالمللی وسایر نهادهای نظارتی فراهم آید.
در اثر ضعف در نظارت و گزارشدهی و پاسخگویی به سهامداران جزء امروز بورس ایران عقبماندگی معنیداری نسبت به بانک در تأمین مالی اقتصاد دارد و از بسیاری از بورسهای دنیا در حوزه کیفی و کمی عقبتر است و باید مشخص شود که آیا در بازار سرمایه هم با مافیاهایی روبه رو هستیم یا خیر؟!