کد خبر: 905984
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
تگزاس و كليشه تضميني فروش اين روزها
مديريت چند سال اخير سينماي ايران براي كارگردان و سينماگري كه صرفاً به سود مالي خود مي‌انديشد، يك الگو روي ميز مي‌گذارد كه سود بالا را براي جيب آنها تضمين مي‌كند، با تابوها بازي كن.
محمد‌حسين تيرآور

فيلم «من سالوادور نيستم» در سال اكران خود با فروش عجيبي همراه بوده است، 14‌ميليارد ركورد فروش يك فيلم طنز است كه دوربين را به خارج از ايران برد و داستان خود را در فضايي غير‌داخلي روايت ‌كرد. در همان سال فيلم «پنجاه‌كيلو آلبالو» فروش 13‌ميلياردي داشت و فيلم‌هايي مانند «خوب، بد، جلف»، «گشت ارشاد2»، «نهنگ عنبر2» و «اكسيدان» در سال بعد به ترتيب 16، 20، 19 و 10 ميليارد فروش داشته‌اند. با دست به دست شدن ركورد فروش بين فيلم‌هاي طنز مشخص مي‌شود كه تهيه كننده سود محور بايد پيكان انتخابش را روي گونه‌ طنز بچرخاند. طنز‌هاي موجود همه يك ويژگي مشخص داشته‌اند: قرار به گفتن داستاني خاص و مفهومي جدي نيست، اين طنز‌ها صرفاً با تابوهاي عرفي بازي كرده‌اند. صحنه‌هايي كه گفتنشان يا نشان دادنشان امري رايج نيست و همين تك بودن توانسته است براي عده‌اي كه علاقه‌مند اين صحنه‌ها هستند و سالها آنها را در رسانه رسمي كشور نديده‌اند، جذابيت ايجاد كند.
شوخي‌هاي مكرر جنسي، صحنه‌هاي رقاصي، آواز خواني زن، شوخي با مذهب، پخش موسيقي‌هايي از خواننده‌هاي بدنام غربي، نمايش حالات همجنس‌گرايانه و... بين تابوهايي كه نام برده شد، كنايه پراكني‌هاي سياسي قطعاً در رديف آخر جاي دارد و بايد گفت تابوهاي فرهنگي محور اصلي هستند. بردن دوربين به خارج از كشور با اينكه هزينه‌ها را بالا مي‌برد، اما خود به تنهايي عامل جذابيت است و يكي ديگر از الگوهاي تضمين فروش چند سال اخير به حساب مي‌آيد. بعد از فروش «من سالوادور نيستم» و «سلام بمبئي»، اين روزها طنز «تگزاس» روي پرده است كه در كشور برزيل فيلمبرداري شده و مسعود اطيابي‌، كارگردانی كه دو سال گذشته فيلم «ماه گرفتگي» را در جشنواره فجر به اكران درآورد، كارگرداني اين فيلم (تگزاس) را بر عهده داشته است.
اطيابي سعي كرده الگوي فروش سال‌هاي گذشته را محور كار خود قرار دهد. مجدد قرار به گفتن قصه‌اي خاص يا پيچيده و حرفي ژرف نيست، صرفاً قصه‌اي سر راست به همراه بازي با تابوها. تصوير كشوري ديگر نيز به كمك تابوها آمده تا احتمال موفقيت در گیشه اين فيلم را بيشتر كند. كارگرداني كه خواسته است از رقص مايكل جكسون و... فروش فيلمش را بالا ببرد. فرمول ساده چند رقص، پخش چند آهنگ تند به همراه نماهايي جذاب از كشوري ديگر. اين خارج كردن دوربين از كشور براي كارگردان‌هايي كه پول بيشتري خرج كرده‌اند، يك امتياز ديگر براي بالا بردن فروش به همراه دارد: استفاده و حضور زني زيبارو در فيلم كه كارگردان خواسته است قبل از نمايش و از روي همان پوسترهاي فيلم، كاركرد ابزاري و تبليغاتي‌اش را شروع كند.

تگزاس و كليشه تضميني فروش اين روزها

گويي چراغ سبز مديريت اين سال‌هاي سينما، تأييد استفاده ابزاري از زن و به تعبيري جذابيت جنسي براي بالا بردن فروش آمار گيشه است. به دليل نبود حرفي جدي و داستاني خاص، حذف مؤلفه‌ «زن زيبارو» از اين دسته فيلم‌ها، لطمه‌ جدي به آنها خواهد زد و وجود اين مؤلفه يكي از الگوهاي مهم جذابيت و فروش آنها محسوب مي‌شود. در «من سالوادور نيستم» تعليق و كشش داستاني بر تضاد مرد معتقد و زن غير مسلمان مي‌چرخد كه رفتار اغراق شده مرد فيلم، در نهايت تصويري مضحك و گاه احمقانه را از مرد مذكور به نمايش گذاشته است تا تحفظي ديندارانه را. سلام بمبئي نيز به غير از آهنگ و رقص گروهي و تصاويري از هند كه جزو همان الگوي تضميني است، قصه‌اش را روي داستاني بسيار ساده و با تعريفي غلط، عاشقانه سوار كرده است كه در نبود بازيگر زن، مزيت خاص رقابتي براي فروش بيشتر را ندارد. متأسفانه بايد گفت كه اين دسته از عوامل سينما، ظاهراً در بهترين حالت اعتقادشان را از مذهبشان مي‎گيرند، اما مي‌خواهند پولشان را از چشم آبي و موي بلوند بازيگر زن فيلم و رقص مايكل جكسون در بياورند.

آيا جز اين است؟

اين دسته از فيلم‌هاي تأييد شده مديران سينمايي، اعترافي است كه مي‌گويد: ما نمي‌توانيم در فضاي گفتماني خود حرف جذابمان را بزنيم، اين طرف ميز حرفي نيست و اينها اجبار اقتضائات سينماي امروز است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار