
فرزين ماندگار
در پي اهانت خبرنگار يكي از روزنامههاي اصلاحطلب به ساحت قدس عليبن موسي الرضا (ع) اهالي قلم و هنرمندان واكنشهاي مختلفي از خود نشان دادهاند. سرودههايي كه در ادامه ميخوانيم بخشي از اشعار جمعي از شاعران كشورمان است كه در چند روز اخير منتشر شده است.
احمد بابايي از شاعران آييني درباره اهانت به ساحت امام رضا (ع) اينگونه سروده است:
بغض ما سنگ ميشود گاهي، زندگي، ننگ ميشود گاهي/ از شُكوه خرافه بيزاريم، از سكوت كلافه بيزاريم
قبله آسمان، امام رضا، ضامن آهوان، امام رضا/ دل ما چشم خيس آهويت، ما كه شرمندهايم از رويت...
رحمت بيكران، امام رئوف، دلبر مهربان، امام رئوف/ باز هم قحط چاره شد انگار، جگري پاره پاره شد انگار
خنجر هرزه، تيز تيز شدهست، شهر ما شهر فتنهخيز شدهست/ هرزههاي زمانه همدستند، دزدهاي شبانه همدستند
ناگهان تيغ زهر داده شدند، بهر هتك تو پُراراده شدند/ دور و بر، قيل و قال ميبارد، شبهه، خوشخطوخال ميبارد
فتنهاي پشت فتنه ميسازند، گرگ و چوپان به گلّه ميتازند/ من و تو زندهايم و اين خواري؟! مرگ كو؟ مرگ و آبروداري...
جگر كشته مُرده ميجوشد، غيرت زخمخورده ميجوشد/ باز كابوس به هم خوردهست، حرمله دست بر قلم بردهست!
هرزگان، خاك بر سر آوردند، از سه شعبه، قلم در آوردند!/ تيغ اوباش، زهر داده شدهست، نسل مأمون حرامزاده شدهست
روضههامان سياسياند همه، درس زينبشناسياند همه/ اُف به بيغيرتي كه دم نزند، يا در اين روضه، ناله هم نزند
پيش چشم من و تو، حق پژمرد، حُرمت يك امام سيلي خورد/ باز هم خيمهگاه غارت شد، به امام رضا جسارت شد
كوفيان، چشم بر دِرَم دارند، اين قبيله، شُريح هم دارند!/ گفته باشيم و بين ما باشد! واي اگر بيادب، رها باشد...
واي اگر خون حق، طلب نشود، واي اگر فتنهگر، ادب نشود/ داعش از خشم ما خبر دارد، واي اگر شيعه، تيغ بردارد
هست خالي - براي حُسن ختام! - جاي «نوّاب» و «طيب» و «ضرغام»/ دل به راه شهيد بايد زد، به دهان يزيد بايد زد
سرِ اين قصه، زلف حاشا نيست، هر كه كوتاه آيد از ما نيست/ آنچه خاليست جاي ضرغام است، حكم «ساب الامام» اعدام است
چشمهاي تو چه با اين قوم مرتد ميكند
محسن عربخالقي شاعر ديگري است كه دراينباره اينگونه سروده است:
نَفْس من هرچند راه عشق را سد ميكند/ گاهگاهي با نگاهي رو به مشهد ميكند
روي از خورشيد برگردانده حتي ماه هم/ تا بگيرد نور، هر شب رو به گنبد ميكند
حرز را برداشتي گفتي كه سلطان كريم/ كي رعيت را ز دربار كرم رد ميكند
كاش رويت را ببينند و ببينيم اي رئوف/چشمهاي تو چه با اين قوم مرتد ميكند
با نگاه فلسفي هم كه ببينم گنبدت/ روح حيران مرا روح مجرد ميكند
گرچه دردانهست شش گوشه ولي وقت سفر/ شوق سقاخانهات دل را مردد ميكند
لعنت به هتک حرمت کرده
هستي محرابي يكي ديگر از شاعراني است كه درباره اهانت به ساحت قدسي امام رضا(ع) سروده است:
لعنت به هر آن كه هتك حرمت كرده، بر ساحتِ خورشيد اهانت كرده/ محشور شود روزِ جزا با مأمون، هر كس به امامِ ما جسارت كرده!
مهدي مقيمي نيز اينگونه شعرش را به ساحت مقدس امام رضا (ع) تقديم كرده است:اي آن كه جسارت به امامم كردي، در قعرِ سَقَر بدون شك خواهي رفت/ رأي تو به دادگاهِ حق صادر شد... ، با سيلي حيدر به درك خواهي رفت
در كشور موسي بن جعفر شاه دنياييم
سعيد توفيقي ديگر شاعر آييني كشورمان نيز اينگونه به اين موضوع واكنش نشان داده است:
از بدزبانها شكوه بر افلاك بايد كرد/ با حكم قاطع، جنگ با هتّاك بايد كرد
گاهي دفاعِ از حرم آنقدر نزديك است/ كه در همين جا سينهها را چاك بايد كرد
كفتار را از بيشه يا بايد برون انداخت/ يا پوزهاش را آشنا با خاك بايد كرد
ايرانيان اين لكه ننگي كه افتاده است/ از دامن اين خاك غيرت پاك بايد كرد
بايد گرفتش گِل دهاني را كه ناپاك است/ عالم بداند كه رضا سلطان اين خاك است
با اينكه آراميم؛ طوفان بلا هستيم/ با تيغ و شمشير و گلوله آشنا هستيم
ما بر سر پيمان خود سر ميدهيم اما/ در كوفه هم باشيم رنگ كربلا هستيم
در كشور موسي بن جعفر شاه دنياييم/ وقتي گداي اهل بيت مصطفي هستيم
بر آستانش خاكبوسي افتخار ماست، چون نسل اندر نسل مجنون رضا هستيم
فرقي ندارد باز زير سايه اوييم/ ايلام، خوزستان، خراسان هر كجا هستيم
اين عشق؛ اين عرض ارادت؛ فوق اِدراك است/ عالم بداند كه رضا سلطان اين خاك است...
ناخلف است
مرضيه عاطفي در واكنش به اين اهانت سروده است:
وقتش بههدر رفته و عمرش تلف است، گمراه و حراملقمه و ناخلف است/ هر كس كه به ساحتت جسارت بكند، با آه دلِ حضرت زهرا(س) طرف است!
سيدروحالله مؤيد شعرش را اينگونه به محضر امام رئوف تقديم كرده است:
آزادي بيان كه اسير هوا شود، عرياني بيان شود و برملا شود
دنيا و آخرت همه را بر فنا دهد، هر كس به درد بيادبي مبتلا شود
هر كس به اولياء خدا بست تهمتي، مشمول لعنت ابدي خدا شود
بدقصهاي است بدسخني پيش اهلبيت، بدبخت آن كه وارد اين ماجرا شود
اي كاش تا كه زنده نبوديم و بنگريم، بر ساحت امام رضا اين جفا شود
ابليسزاده است كسي كه بهدست او، هتك حريم مشهد قدس رضا شود
آنكس كه دست داشته در رقص و در غنا، يارب بهحق فاطمه «تَبَّت يدا» شود
يارب بريده باد زباني كه بيادب، در محضر ائمه اطهار وا شود
گستاخپيشهاي كه جسورانه لب گشود، بايد كه بر جزاي «جَلودي» جزا شود
هرچند آن امام رئوف است و مهربان، هيهات او ز دشمن قرآن رضا شود
يا ايها الرئوف بهقربان غربتت، در كشور تو با تو چنين حرفها شود
يا حضرت رضا دل من پايبند تو است، حتي اگر كه بند ز بندم جدا شود
زآن چشم دلفريب و نگاه ضمانتت، آيا شود كه گوشه چشمي به ما شود
يا ثامن الائمه رهايم ز غير كن، لطفي نما و عاقبتم را به خير كن