
جواد محرمي
شبكه ضد انقلاب «جم» كه در دورهاي كوشيد تعدادي از سينماگران نهچندان مطرح كشور را با وعدههاي توخالي بفريبد و آنها را آواره ديار غربت كند در آستانه ورشكستگي قرار گرفته و حتي از پرداخت دستمزد پرسنل خود نيز عاجز مانده است.
سال گذشته و تنها چند ماه پس از آنكه خبر كوچ چند سينماگر نهچندان مطرح به تركيه براي پيوستن به شبكه ضد انقلاب «جم» در رسانهها منتشر شد، برخي از افرادي كه به اميد برخورداري از شرايط بهتر رحل سفر كرده بودند، به ايران برگشتند؛ چراكه براي فهم كامل از فرش قرمز فريبي كه زير پاي آنها پهن كرده بودند، زمان خيلي زيادي لازم نبود. همان زمان خبر ميرسيد كه برخي از فريبخوردگان از شبكه جم جدا شدهاند، ولي روي برگشتن به ايران را ندارند و براي همين هم سعي كردهاند در ديار غربت كاري براي خود دست و پا كنند تا زندگيشان بگذرد،اما موج رجعت به ايران متوقف نشد.
براي مثال چندي پيش خبر رسيد مهدي مظلومي كارگردان و فيلمنامهنويس ايراني كه سه سال پيش با رؤياي پيشرفت در عرصه كارياش از ايران رفت و در تركيه به شبكه جم پيوست، به ايران بازگشته و حالا با قرار وثيقه اجازه ورود به كشور پيدا كرده است. وي برخي از بازيگران زن و مرد ايراني را نيز با وعدههاي پوچ خود فريب داده و به اين شبكه ضدفرهنگي كشانده بود. گفته ميشود او كه ماهها قبل با ابراز ندامت گفته بود دلم براي كار در تلويزيون ايران تنگ شده است، حالا مدتي است كه از مرز آستارا به ايران بازگشته و هنگام ورود بازداشت شده است. علت بازداشت شدن او نيز احتمالاً اين است كه وي براي انتقال برخي از بازيگران ايراني به شبكه جم نقش واسطه را ايجاد كرده بود، البته اين كارگردان پيش از اين نيز از پستهاي اينستاگرامياش بوي پشيماني به مشام ميرسيد. او ماهها پيش با انتشار ويدئويي از استقبال صورت گرفته از اكران فيلم سينمايي «سه بيگانه» كه به كارگرداني او و پيش از ترك از ايران ساخته شدهبود، نوشت: « خدا ميدونه چقدر دوست داشتم الان ايران بودم، توي همين مدت كم فهميدم كه چقدر عاشق ايرانم، جام خاليه، خدارو چه ديدين يهو ديدين خودم پرش كردم.»
او پس از ترك ايران و حضور در شبكه جم روابط نزديكي با سعيد كريميان داشت كه سال گذشته گفته شد در تركيه به ضرب گلوله افراد مسلح كشته شدهاست.
اما به تازگي بازيگر ديگري نيز سرخورده از وضعيت كار در شبكه جم به ايران بازگشت و خبر بازگشت او بازتاب زيادي در فضاي مجازي يافت و البته اين بازگشت نيز با استقبال همكاران اين بازيگر فريبخورده در فضاي مجازي روبهرو شد. رابعه اسكويي در اينستاگرام عكسي از خود در يكي از زيارتگاهها منتشر كرد و نوشت: «من برگشتم، ايرانم، اومدم، اينجام، همينجا، يه وقتا يه چيزايي هست كه گفتنش محاله، نه كه نخواي بگي نه. حتي واژه هم براش داري، دلتنگي خونه، دوستها، فاميل، رفيق، صدا، هوا، خاك، وطن. . . من اينجام تهرانم، برگشتم به عشق اين خاك، به عشق مردم، رفتم به خيال هواي تازه و روزاي بهتر، رفتم كه نباشم كه زندگي كنم، ديدم اما نميشه. . . هر جا ميرم باز اينجام... دلم جونم، بيتاب برگشتن، بيقرار بودن، دلم زيارت خواست، چشمي سبك كنم به چار قطره اشك پاي ضريح، عطر گلاي وقت اذان، حضرت عشق من اينجام... پام رو زمينه.»
سينماگراني كه به انگيزه ايجاد شرايطي بهتر به شبكه جم رفتند بيترديد هرگز فكرش را هم نميكردند كه در كمتر از چندماه سرخورده و از كلاه گشادي كه سرشان رفته پشيمان شوند. آنها خيلي زود به اين نتيجه رسيدند كه پول در زندگي همه چيز نيست. هر چند آنها در دورهاي كه گفته ميشد اوضاع برخي سينماگران به لحاظ كاري زياد مساعد نيست هم از وضعيت بهتري نسبت به شبكه جم برخوردار بودند و اگر به شرايط قناعت ميكردند،قطعاً تجربه تلخ كوچ به غربت و پشيماني عايدشان نميشد. وضعيت شبكه ضد انقلاب جم هم به گونهاي است كه رو به ورشكستگي ميرود، هرچند اين ورشكستگي پيش از اين با بياعتباري حاصل از سرگرداني برخي سينماگران فريب خورده ايراني خود را نشان داده بود.