
نگاهي به صفحات جرايد، شبكههاي اجتماعي و بازنگري نوارهاي تلويزيوني حقيقت تلخي را آشكار و اثبات ميكند. سخنان مدام در تغيير است. روز اول پس از عقد قرارداد برجام، به مردم نه از سر مسئوليت كه تنها به دليل عدم درك واقعي از مضمون و معاني برجام وعده داده ميشود تا فلان تاريخ تمام تحريمها پايان مييابد، گويا به مقام محترم رياست جمهوري مواد برجام تفهيم نشده يا وعده حل كليه مشكلات اقتصادي داده ميشود كه 100روزه اول دوره اول رياست جمهوري به پايان ميرسد و چون مشكلات اقتصادي فيصله نمييابد مردم مأيوس و ناراضي ميشوند. درخصوص حل مشكلات زلزلهزدگان نيز اين مورد پيش آمد كه باعث بگومگوها شد.
اينكه پس امروز سخني بگوييم كه مردم اميدوار و راضي شوند و بينديشيم تا فردا و پسفردا، زمانه هزار چرخ خواهد زد، كاري زشت و موهن است. بديهي است همه مردم ميدانند كه خزانه چندان رونقي ندارد. از 150 ميليارد دلار دارايي بلوكه شده ايران، مبالغ كمي در دوران اوباما وصول شد و ترامپ كه ميگويد دولت 150 ميليارد دلار به ايران داده است، كاملاً دروغ ميگويد، اما يك وزير، يك خزانهدار، يك مسئول بلندپايه دولت در تلويزيون ظاهر نميشود كه بگويد واقعاً چنين وجوهي به خزانه ايران وصول نشده بلكه هر روز ميليونها دلار از وجوه نفتي ايران را بلوكه ميكنند و حتي خزانهداري كل امريكا اجازه نداده 200هزار دلار پولي را كه ايرانيان ساكن در نيويورك و پزشكان ايراني آن ايالت خواستند به حساب زلزلهزدگان ايران بريزند و فيسبوك را براي اين كار انتخاب كردند، به ايران برسد و بلوكه شد و حالا من هم نميدانم كه اين وجه به ايران رسيد يا نه؟
دولت مردم ايران را نامحرم ميداند، نمونهاش همين ماجراي خندهدار هزاران شتري كه كشورهاي سردسير اروپايي به ايران صادر كردند. گويا اين شتران را از افغانستان خريده و انگليس، ايتاليا، فرانسه و آلمان به جاي بدهيهاي نفتي خود كه نميتوانند از طريق بانكها به ايران بپردازند، از طريق مبادي گمرك به كشور فرستادند و اسكلهها شترباران شده است. باور كنيد مردم هزار حرف ميزنند. يكي ميگفت چون گوشت گوسفند، گاو و گوساله گران و ناياب است ميخواهند مردم را به خوردن گوشت شتر عادت دهند.
سخنگوي دولت كه نميدانم چرا او را به سخنگويي انتخاب كردهاند، مرتباً لبخند ميزند و جوابهاي مبهم و چند پهلو ميدهد. در هر موردي مگر خود رئيس دولت و سخنگويش به طور مكرر نگفتند براي بازسازي و پاكسازي خانهها به شهرنشينها 6 ميليون تومان و به روستانشينها 5 ميليون بلاعوض كمك ميشود؟ حالا زير حرف خود زدهاند و ميگويند كسي كه به او كانكس ميدهيم، حق ندارد پول مطالبه كند، چرا؟ زندگي مردم در زلزله نابود شده است. كانكس كه جاي فرش، اثاث، البسه و لوازم ضروري خانههاي ويران شده را نميگيرد. كانكس يك مسكن اضطراري و موقت است. كانكس جزو اموال امانتي است. با اتحاد مردم سیل کمکهای مردمی سرازير شد. به حساب کمیته امداد و جمعیت هلال احمر نیز میلیاردها تومان ریخته شد. مقام معظم رهبری نیز یک میلیارد تومان به حساب بنیاد مسکن ریختند. دولت بالاخره حدود یک میلیارد تومان برای کمک به زلزلهزدگان اختصاص داد. حالا آقایان میآیند و میگویند خانوادهای که کانکس بگیرد، مبلغ 6میلیون در مناطق شهری و 5 میلیون تومان در مناطق روستایی را دریافت نخواهد کرد. مگر همین دولت نبود که وعده وام 35 میلیون تومان را برای خانهسازی به مردم داد. راستی اگر از عهده آن بر نمیآیید، چرا وعده میدهید؟ چرا مردم را امیدوار میکنید؟
در این وانفسای مالی کسی که خانهاش ویران شده باید از نو ساخته شود که با 5 یا 6 میلیون تومان کاری از پیش نمیبرد. چطور هنگامي که حقوقهای 50، 70، 100 و 150 میلیون و 200 میلیون تومانی میپرداختید هیچ نگرانی ای نداشتید. اکنون چه پیش آمده که این مبالغ جزئی در نظرتان جلوه میکند؟ خوشبختانه اخیراً تکذیب کردند که کانکس ارتباطی به آن کمک نقدی ندارد. لابد شنیدید که جواد خیابانی چه گفت: «بهای کانکس (كاشانك كانكس) قبلاً 750 هزار تومان بود. پس از وقوع زلزله، ابتدا به 1/5 میلیون، سپس به 2/5 میلیون تومان و اخیراً به 4/5 میلیون تومان افزايش يافت» واقعاً چرا؟ پس تعزیرات حکومت چه کار میکند! برای روزهای آفتابی و بدون حادثه است!
چرا 5 میلیون تومان برای روستانشینها، 6 میلیون برای شهرنشینان زلزلهزده را از مردم محروم نظام و آسيبديده دریغ میکنید؟ کانکس مسکن دائمی مردم نخواهد شد. آیا دولت در تمام موارد مردم را نامحرم میداند؟ سعی میکند نوعی پرده پوششي به کار ببرد. تمام امور محرمانه است و کارشان شبیه کبک است كه زير برف سر پنهان ميكند. آقای دکتر روحانی روزی که به مناطق زلزلهزده رفت به گونهای سخن گفت که مردم را امیدوار کرد. رهبر معظم انقلاب در سفر خود به مناطق زلزلهزده انتظارهای خود را از دولت صریحاً بیان کردند و دولت باید خواستههای ایشان را بر میآورد.