محمد صادق دهنادي
گاهي تصور ميشود كه اتصال انبيا و امامان به علم وحي، امري مادرزادي است و به همين دليل اين بزرگواران از آشنايي با هرگونه علم و تجربه بينياز بودهاند. اين در حالي است كه علم لدني امام بهخاطر اتصال به منبع وحي و اشارات آسماني پيامبر و مواريث آسماني در مواردي است كه از شئون امامت است. پس اين هيچ منافاتي با آموزش محوري ندارد. چه اينكه مطابق آيات قرآن، خداوند موسي(ع) را نيز پس از نبوت به علمآموزي از حضر پيامبر مأمور كرد. البته بين دانش و بصيرت امام و منبع آن به عنوان دو امر الهي و اكتسابي در ميان متكلمين تفاوتهايي وجود دارد كه در اين مجال نميگنجد.
ز) فضيلت علمآموزي
امام متقيان يكي از معدود افراد باسواد جزيرهالعرب در عصر ظهور اسلام بودند و همين فضيلت باعث شد به عنوان كاتب وحي و آموزشدهنده به ديگران حتي به عنوان واضع رسمالخط و علم نحو به شمار روند. بيشك در اين شرايط همسر و فرزندان اين بزرگوار نيز از سرچشمه اين دانش بهرهمند هستند.
در روايات تصريحشده كه زهراي مرضيه (س) مكتب درس براي زنان داشتند و حتي كار آموزش به زنان ديرفهم را نيز با جديت انجام ميدادند.
گزارشهاي تاريخي نشان از ورود امامحسين(ع) به همراه برادر بزرگترشان به امر آموزش از همان سن خردسالي دارد.
معروفترين صحنه در اين زمينه قصه ياد دادن وضو به پيرمرد اهل مدينه است كه نشان از ادب، دانش و توانايي آموزش مسائل از سوي اين بزرگواران را در همان زمان خردسالي دارد.
از ديگر مسائل روايتشده، درباره كودكي سيدالشهدا داستان محاجه شيرين و كودكانه آن حضرت با پدرش اميرمؤمنان است كه در محضر پيامبر اكرم (ص) پس از شنيدن فضايل بيشمار پدرش، براي خود منقبتي ذكر كرد كه پدرش فاقد آن است و آن وجود خود علي و فاطمه و پيامبر در حسب او بود و اين افتخاري بود كه نهتنها علي مرتضي بلكه خود پيامبر هم نداشت.
از مسائل قابلتوجه ديگر دوران كودكي حديثآموزي آن بزرگوار است. روايتشده با توجه به حضور حضرت فاطمه(س) در منزل و همچنين اشتغال آن مخدره به كارهاي خانهداري، مسئوليت انتقال احاديث و معارف رسولالله به مادر را حسنين انجام ميدادند.
آنها مأموريت داشتند كه در مسجد پيامبر حرفهاي جد و پدر عزيزشان را به خوبي به خاطر بسپرند و دقيقاً همانگونه كه بوده به مادر براي ثبت و ضبط ارائه نمايند.
مسند فاطمه گزارش كرده، مادر حسنين هم با جديت در ثبت اين احاديث ميكوشيد و در يك تعبير بينظير ميفرمايند كه حفظ ميراث حديثي برايشان مانند حفظ جان فرزندان ارجمندشان است.
با توجه به اينكه امامحسين (ع) در سن خردسالي مادر را از دست دادند و دوران پيامبر را به پايان بردند، اين حكايات نشان ميدهد كه آموزش فضايل، سواد و از آن مهمتر مسئوليت علمي از جانب پدر و مادر خيلي زود براي حسنين شروع شد و خارج از دوران رضاع و نوپايي خانواده، تفهيم فضايل و حتي مسئوليتهاي مهم علمي و فرهنگي را بر دوش امامان ميگذاشته است تا از همان كودكي، نهتنها دين را بفهمند و براي باقي ماندن آن تلاش كنند بلکه به توانايي وارد جريان علم آموزشي شده و با كلام و عمل انسانها را سمت تعالي پيش ببرند.
ح) استفاده از عنصر هنر
در تربيت امامحسين(ع) توجه به هنر و آراستگي دانش به وسيله خط، حكايت بسيار زيبا و عبرتآموزي دارد.
روايتشده روزي امامحسن و امامحسين عليهماالسلام كه در كنار هم نوشتن و مهارتهاي آن را ميآموختند، در يك مسابقه خطاطي به رقابت پرداختند.
امامحسن(ع) گفت: خط من بهتر است و امام حسين(ع) پاسخ گفت: آنچه من نوشتم، زيباتر است.
سرانجام، هر دو جهت داوري مسابقه، خدمت مادرشان رسيدند.
فاطمه زهرا(س) نميخواست بچهها آزرده شوند، بدين خاطر فرمود: به پدرتان مراجعه كنيد تا قضاوت كند. حضرت علي(ع) نيز آنها را نزد پيامبر فرستاد و داوري را بر عهده آن حضرت نهاد. پيامبر نيز داوري را به جبرئيل سپرد. او نيز به اسرافيل حواله داد، تا اينكه اسرافيل از جانب خدا قضاوت در اين مورد را به خود فاطمه(س) سپرد. حضرت زهرا(س) عرض كرد: خدايا چگونه ميان اين دو قضاوت كنم؟
به الهام حضرت باري تعالي، صديقه كبري(س) گردنبند خود را پاره كرده، دانههاي آن را كه زوج نبود، بر زمين ريخت و سپس فرمود: هر كه بيشترين دانهها را جمع كرد، از جانب من برنده خواهد بود. در اين صورت، بايد يكي در اين مسابقه پيروز ميشد، اما جبرئيل يكي از اين دانهها را به دو نيم تقسيم كرد تا هر دو به طور مساوي دانه بردارند. بدين ترتيب، اين مسابقه دو برنده داشت و هر دو در اين رقابت پيروز شدند. اين حكايت و حكايات مشابه درباره كودكي آن بزرگوار، خطوط اصلي روشهاي فهم دانش و علم را از نگاه اهل بيت(ع) نمايش ميدهد.