ابراهیم نجاتیان
موضوع آلودگي هواي تهران و سوخت توزيعي در اين كلانشهر، سالهاست به چالشي بزرگ ميان جريانات سياسي كشور تبديل شده و بر همين اساس بيشتر گفتهها غيرعلمي و بسيار سطحي است. به عنوان نمونه عيسي كلانتري رئيس سازمان حفاظت محيطزيست چندي پيش گفته بود درصد زيادي از آلودگي هواي تهران در روزهاي سرد سال، معلول استفاده نيروگاه شهيد رجايي قزوين از سوخت مايع است؛ نيروگاهي كه 85 كيلومتر با تهران فاصله دارد.
فارغ از اينكه چنين گفتهاي موجب تحير كارشناسان شده، بهتر است بهطور علمي به آن بپردازيم. اصولاً آلودگي هواي محيطشهري در تمامي دنيا با شاخصي با نام AQI سنجيده ميشود كه در مورد تهران چند آلاينده مانند مونواكسيد كربن، اكسيد گوگرد، اكسيد نيتروژن، ازن، ذرات معلق كمتر از 5/2و 10 دخيل هستند.
اين شاخص در تهران به صورت دائم و روزانه سنجيده ميشود و شركت كنترل كيفيت هواي تهران طي دو يا سه نوبت آن را اعلام ميكند. در اين ميان شش بازه براي AQI فرض ميشود كه از شاخص هواي پاك شروع شده و به شاخص بحراني ختم ميشود.
بنابراين هر كدام از آلايندههاي نامبرده با توجه به ميزان بازههاي مجازشان براي سلامتي انسان با وزن بهخصوصي بر شاخص AQI تأثيرگذار هستند، لذا در هر روز ممكن است آلاينده يا آلايندههاي مشخصي باعث افزايش مقادير AQI و ورود شرايط كيفي هوا به ناسالم و بدتر از آن شوند.
طي چند روز گذشته وضعيت هواي تهران در ميان شش بازه مورد اشاره، در حالت «سالم» قرار داشته كه نشان ميدهد ذره معلق برابر با 5/2 ميكرون است.
اين بدان معناست كه همواره آلاينده «ذره معلق» به عنوان عامل اصلي تعيين AQI در تهران تعيين كننده است. هر گاه شاخص براي ذره معلق كمتر از 5/2 ميكرون باشد، هواي تهران وارد شرايط ناسالم ميشود در حالي كه چنين حساسيتي براي ساير آلايندهها وجود ندارد و درجه حساسيت آنها به اين شكل نيست.
ريشهيابي منشأ توليد اين آلاينده محيط زيستي در تهران مسئله اصلي شناخت علل آلودگي هواي اين كلانشهر است. اصولاً ذره معلق از دو منبع احتراق ناقص سوختهاي فسيلي يا گرد و خاك طبيعي توليد ميشود. گزارشهاي شركت كنترل كيفيت نشان ميدهد 70 درصد ذره معلق موجود در هواي تهران در طول سال از منابع متحرك توليد شده است.
اين بدان معناست كه سهم منابع توليد آلاينده ساكن مانند نيروگاههاي نزديك به شهر، كارخانهها و پالايشگاه تهران در حدود 30 درصد است كه ريز آن در سايت كنترل كيفيت در دسترس قرار گرفته است.
از طرفي گرد و غبار كه عمدتاً در فصل تابستان و گاه اوايل پاييز در شهرهايي مثل تهران رخ پديدار ميشوند گاهي سبب آلودگي هواي تهران در فصل گرما ميشود كه تكرار اين روزهاي آلاينده در فصل تابستان چشمگير نبوده، بنابراين تأثير زيادي روي آلودگي هواي تهران ندارد.
طبق بررسيهاي دقيق و گزارشهاي رسمي كه با همكاري چند نهاد بينالمللي و شركت كنترل كيفيت از سال 2014 انجام شده است 80 درصد ذره معلق توليدي از منابع متحرك از احتراق سوخت در موتورهاي درون سوز ديزلي ناشي ميشود، يعني اتوبوسها، مينيبوسها، كاميونها، ماشينآلات ساختماني و... نيمي از آلودگي هواي كلانشهر تهران را موجب ميشوند. موتورسيكلتها و برخي باقيماندگان از خودروهاي كاربراتوري در مقام دوم و سوم آلوده كردن هواي تهران قرار دارند.
حال به بحث اصلي برگرديم، در ميان مردم اين ذهنيت بهوجود آمده است كه دليل اصلي آلودگي هواي تهران مسئله بنزينهاي پتروشيمي و سربدار، ازن، سوخت مايع يك نيروگاه و... است در حالي كه گزارشهاي رسمي نشان ميدهد مشكل اصلي چيست و ريشه آلودگي هوا در چه بخشي است.
شايد در فضاي كنوني كشور، نقش سازمان حفاظت محيط زيست مانند بسياري از كشورهاي دنيا آنچنان در تحولات صنعتي و محيطزيستي مؤثر نباشد اما صداقت و بيان درست مسئله حق تمامي مردم است و اين انتظار از آقاي كلانتري ميرفت با صداقت بيشتري با مردم سخن بگويند يا اطلاعات خود را بهروز كنند، البته ممكن است استفاده از بنزين كمكيفيت در دورهاي از زمان سبب تشديد آلودگي هوا بشود، به طور مثال بنزين با گوگرد بالا يا اكتان پايين ميتواند آلايندههايي نظير ساكس و هيدوركربن نسوخته را افزايش دهد ولي فضاسازيهاي گذشته درباره نقش بنزين پتروشيميها در آلودگي هواي تهران يك فشار سياسي بود زيرا اصلاً اين نوع بنزين در تهران توزيع نشد!
به فرض آنكه چنين بنزيني در تهران توزيع شده باشد، بايد توضيح كوچكي براي آن ارائه كرد. كساني كه معتقدند اين بنزين منشأ آلودگي است، روي «بنزن» تأكيد دارند. به طور كلي بنزن به عنوان يكي از تركيبات آروماتيك بنزين نبايد بيش از حد استاندارد - طبق قوانين داخلي و بينالمللي - وجود داشته باشد. حال سؤال اينجاست كه اين ماده چگونه در آلودگي هوا ميتواند تأثير گذارد؟
اين ماده آروماتيك سمي به شرط وجودش در بنزين تنها به عنوان يك آلاينده نوع اول از منابع ساكني مانند تبخير از جايگاههاي سوخت و تانكرهاي كشنده قابل انتشار در هواي شهري است، وگرنه پس از احتراق بنزين در موتور ديگر بنزني موجود نيست كه سبب آلودگي هوا شود!
به فرضهاي بيان شده در مورد بنزين پتروشيمي در مورد محتوي بنزن و توزيع آن در تهران و با اختلاف اندك مابين مقدار بنزن در بنزين يورو 4 و بنزين پتروشيمي، اين آلاينده كه تنها بخش كوچكي از 15درصد سهم منابع ساكن در آلودگي تهران دارد؛ چقدر ميتواند سبب آلودگي هوا شود؟
شايد اگر محاسبهای دقيق انجام شود، ميزان سهم بنزن در آلودگي هواي تهران به يك درصد هم نرسد ولي چون اين موضوع سياسي شد، همه استدلالهاي علمي در فرافكنيهاي سياسي محو شد.
وضعيت پايداري جوي در آن روزها، تأثيرات تجمعي احتراق ناقص ديزل و تأثيرات توليد بيشتر آلايندهايي نظير ناكس و مونواكسيدكربن بر اثر استفاده از سوخت با كيفيت كمتر طي آن روزها اصليترين علل آلودگي هوا بودند و ربط دادن اين موضوع به بنزين پتروشيمي شبيه ربط دادن اثر حادثه چرنوبيل به آلودگي هواي شهري در برزيل است.
اميد است مسئولان كشور براي اظهارنظر درباره آلودگي هواي تهران و منشأ آن، بيش از گذشته مطالعه كرده و با علم بيشتري روشنگري كنند.