
نويسنده: محمدصادق عابديني
آينده رئيس سازمان صداوسيما باز هم در فضاي مهآلودي فرو رفته است، درست مانند زماني که شايعه رفتن سرافراز سر زبانها افتاده بود. آن موقع هيچ منبع رسمي درباره آن اظهارنظر نميکرد تا اينکه در يک روز بهاري سرافراز رفت و عليعسکري آمد. اين بار نيز عليعسکري در پاسخ به سؤالي درباره رفتن يا ماندش، ميگويد: «فعلاً» هست و اين «فعلاً» در زبان محاوره به معناي زمان کوتاه تعبير ميشود. آيا عليعسکري رفتني است؟! آنچه از امور مشخص است این است که رفتنی در کار علیعسکری نیست.
انتخابات و شروع شايعات
شايعه رفتن عبدالعلي عليعسکري، رئيس سازمان صداوسيما بعد از برگزاري انتخابات رياست جمهوري منتشر شد و طبق معمول اين شبکههاي اجتماعي بودند که خبر را منتشر کردند. بعضيها ميگويند هواداران دولت پشت پرده انتشار اين شايعه هستند چون آنها دلخوشي از عملکرد عليعسکري در دوره انتخابات ندارند و دوست دارند با فضاسازي زمينه رفتن وي را فراهم کنند، اما گروه ديگري هستند که معتقدند شايعه رفتن عليعسکري در جايي شکل گرفته است که قدرت تغيير را دارد وگرنه دولت هر چقدر هم از عملکرد صداوسيما ناراضي باشد، قدرت مستقيمي براي ايجاد تغيير ندارد. اما چرا شايعه رفتن عليعسکري ميتواند مهم باشد؟ ابتدا اينکه آمدن عليعسکري و رفتن محمد سرافراز از صداوسيما نيز دقيقاً در چنين فضايي شکل گرفت و يک بار تجربه صحت شايعات در اذهان باقي مانده است.
سرافراز نيز در روزهاي نخست که شايعه رفتنش بر سر زبانها افتاده بود صرفاً تصويري از يک لبخند ساده از وي در رسانهها ثبت ميشد، مانند لبخندي که اين روزها عليعسکري دارد.
عليعسکري در مقام رئيس موقتي!
عامل دیگری که به این شایعه دامن میزند اين است که وي در طول مدت زمان رياستش بر سازمان صداوسيما نتوانسته آنطور که از يک رئيس تأثيرگذار و پيشرو انتظار ميرود روي اوضاع سازمان مسلط شود. از زمان حضور رئيس جديد هنوز خبري از تغيير در شرايط بد مالي صداوسيما نشده است، در حالي که سرافراز تلاش کرده بود با نوشتن فرمولهاي جديد محاسبه نرخ آگهيهاي راديو و تلويزيوني و ارائه طرحهاي جديد براي برنامههاي مشارکتي حداقل روي کاغذ راهي براي خروج صداوسيما از اوضاع بد اقتصادي پيدا کند.
سرافراز حتي تا قدم نهايي واگذاري کلي آگهيهاي راديو و تلويزيوني پيش رفت و اگر کارشکني دقيقه 90 دولت نبود اوضاع مالي سازمان به نحو ديگري رقم ميخورد.
رئيس وقت رسانه ملي سراغ ساختار اداري به هم ريخته صداوسيما رفت و با کاهش پستهاي اداري و چابکسازي سازماني تلاش کرد بهرهوري نيروي انساني را بالا ببرد و بخشي از نيروهاي رسمي سازمان را که حاضر به بازنشستگي نبودند يا بازنشسته بودند، ولي دوباره مشغول به کار شده بودند، تعديل کرد. با آنکه عمر رياست سرافراز بر صداوسيما مانند آفتاب دم غروب پاييزي مستعجل بود و زود به غروب رسيد، ولي در تلاش و تکاپو براي سامان دادن به آنچه از رئيس پيش از خودش ارث برده بود، کم کاري نکرد. عليعسکري ولي از زماني که بر صندلي رياست بر صداوسيما تکيه زد به جاي آنکه طرحي براي بهتر شدن سازمان متبوعش ارائه دهد، شروع به بازگرداندن همه تغييرات به شکل قبلياش کرد. رئيس جديد مديرهاي بازنشسته را بعد از سالها دوباره به کار دعوت کرد و برعکس مسير جوانگرايي که سرافراز آغاز کرده بود، صداوسيما را به مديراني سپرد که سالها پيش در رسانه ملي سمت داشتند. وي آنقدر روي اين کار اصرار کرد تا اعتراضها نسبت به اين کار بالا گرفت. براي نمونه محمد حمزهزاده، فعال فرهنگي و قائممقام حوزه هنري در اينستاگرامش عکس سياه و سفيدي از عليعسکري و ضرغامي منتشر کرد و نوشت: «تلويزيون سياه و سفيد/ با اين انتصابهاي جديد فقط مانده رنگ هم از سيما حذف شود و به دوران تلويزيون سياه و سفيد برگرديم.»
حرف و حديثهاي حکمي که مدت ندارد!
اما دليل سوم به حکم انتصاب عليعسکري بازميگردد. مقام معظم رهبري در متن حکم انتصاب عليعسکري به رياست سازمان صداوسيما برخلاف رؤساي قبلي که در آن زمان پنج ساله حکم انتصاب ذکر شده بود، مدت زماني را براي رياست رئيس جديد رسانه ملي تعيين نکردند.
اين عدم اعلام زمان از همان ابتدا گمانهزنيها درباره موقتي بودن مديري که سابقه حضورش در صداوسيما منحصر به مسائل فني ميشده و سابقه مديريت در مسائل سياسي و فرهنگي نداشته است را در پي داشت. بر اساس اين ديدگاه که عليعسکري از ابتدا موقتي بوده، وي صرفاً براي کنترل نسبي اوضاع رسانه ملي تا به سرانجام رسيدن دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مأموريت داشته تا سکاندار صداوسيما باشد و کساني را بر مسند امور بگمارد که بتوانند اوضاع را حفظ کنند.
رابطه رسانه ملي و رسانهها!
در کنار همه عواملي که ميتواند به شايعه ماندني نبودن عليعسکري دامن بزند بايد اين را هم اضافه کرد که اطلاعرساني نامناسب صداوسيما زمينه گسترش شايعات شده است. عليعسکري از زمان انتصابش به عنوان رئيس سازمان صداوسيما حتي يک بار هم با اصحاب رسانه نشست خبري نداشته است.
اين در حالي است که رؤساي قواي مجريه و مقننه که از عليعسکري جايگاه سازماني و اداري بالاتر و از نظر حجم کاري نيز برنامه فشردهتري دارند، تنها در همين مدتي که عليعسکري، رئيس سازمان صداوسيما شده است، چند بار با اصحاب رسانه ديدار داشتهاند. اين قضيه وقتي بغرنجتر ميشود که حتي معاونان او هم از اينکه پاسخگوي رسانهها باشند، طفره ميروند، به نحوي که مرتضي ميرباقري، معاون سيما تنها يک نشست خبري برگزار کرده است. در قياس با صداوسيما برخي از وزارتخانهها به صورت منظم با اصحاب رسانه نشستهاي خبري دارند و از اين راه ضمن پاسخگويي مستقيم به سؤالات رسانهها زمينه رشد شايعات را از بين ميبرند.
اگر همه چيز شايعه باشد
اکنون زمان مشخص کردن اين است که آيا «فعلاً» گفتن رئيس صداوسيما خبر از رفتن و جایگزين شدن دارد يا صرفاً برخاسته از يک شکسته نفسي ذاتي است که رئيس محترم رسانه ملي در ميان همکارانش به داشتن آن مشهور است.
با فرض اینکه همه شایعات صرفاً برای فضاسازی سیاسی باشد و علیعسکری بر مبنای حکم مقام معظمرهبری همچنان بر مسند ریاست سازمان صداو سیما باقی بماند باید فکری برای برخورد با جریانهای شایعهساز انجام دهد، ازسوی دیگر وی بايد سريعتر نشانههاي مدير موقتي بودن را از بين ببرد، يعني راهکاريهاي مشخصي براي بالا بردن ميزان مخاطبان راديو و تلويزيون ارائه دهد، بحث مديريت بحران مالي سازمان صداوسيما را با طرحهاي اجرايي تا رسيدن به وضعيت مطلوب ادامه دهد و در نهايت نشان دهد که در قبال دولت قرار نيست تا هميشه انعطاف و عطوفت بيش از حد داشته باشد و از اصل استقلال رسانه ملي از دولتها دفاع کند.