
آرمان شريف
چهارم خرداد به نام روز مقاومت، روز دزفول نامگذاري شده است. اما چه اتفاقي باعث شده تا اين شهر در ديباچه دفاع مقدس از چنين بالندگي و درخشندگياي برخوردار باشد. نوشتار زير مروري بر ايستادگي دزفول در دفاع مقدس دارد.
دزفول براي اولين بار در پنجم مهرماه مورد حملات توپخانهاي، در 11 مهرماه مورد حملات هوايي و در 16 مهرماه 1359 مورد هجوم حملات موشكي قرار گرفت. دشمن از ششمين روز جنگ (5 مهرماه 1359) اقدام به گلولهباران شهر كرد تا با تخليه دزفول از مردم، بتواند جاده دزفول- انديمشك را كه شاهرگ ارتباطي جنوب با مركز كشور بود، قطع كند و آن را به اشغال خود درآورد. بر اساس گزارشهاي موجود، دشمن روزانه بيش از 50 گلوله توپ با توپخانه دوربرد خود به دزفول شليك ميكرد كه ضمن مختل نمودن اوضاع زندگي، منجر به شهادت و مجروحيت تعداد زيادي از مردم شهر نيز ميشد. موضوع گلولهباران شهر، مردم را مستقيماً درگير مسئله ماندن يا فرار از شهر كرده بود و هر كس نظري داشت. دسترسترين گزينه، پناه گرفتن در شوادن (پناهگاههاي زيرزميني) و مهاجرت موقت به شهركهاي اطراف بود.
صبح 17 مهرماه سال 1359 ساعت 7، صداي جمهوري اسلامي ايران خبري هولناك از جنگ تحميلي را اعلام كرد و عموم ملت ايران را در بهتي عجيب فرو برد. خبر مربوط به فاجعهاي وحشتناك است كه شب قبلش در دزفول رخ داده بوده: «پرتاب 4 فروند موشك غولپيكر زمين به زمين ارتش بعث عراق در ميان خانههاي بيدفاع دزفول.»
اين خبر كه سابقهاي در جنگهاي پيشين نداشت، به قدري هولناك بود كه چهرهاي جديد از وحشيگري و جنايات جنگي بعثيها را به اثبات رساند. انفجار چند صدتن مواد منفجره تي ان تي در ميان خانههاي شهر، تاوان مردماني بود كه شهر و كاشانه خود را خالي نكرده و در برابر اشغالگران ايستادگي كرده بودند. موشكهاي غولپيكر 16 مهرماه كه يكي از فاجعهبارترين حوادث هشت سال جنگ تحميلي را به خود اختصاص دادند، به مناطق و محلههاي قديمي شهر دزفول به نام محله چوليان، محله سياهپوشان، محله كل گزون و تقاطع خيابان آفرينش و بقعه سيدمحمود در مركز شهر اصابت نمودند و باعث شهادت 105 نفر و مجروحيت 300 نفر از مردم بيدفاع شدند.
اين حملات به حدي فاجعه بار بود كه بعضي از مردم اكثر اعضاي خانواده خود را از دست دادند. تخريب كامل دهها خانه و مسجد و مغازه، قطع برق شهر و فوران آب منازل در محل حادثه و ايجاد حفرهاي عميق و بزرگ و غيرقابل باور در محل اصابت موشكها مشكلات عديدهاي را براي امدادگران و مردم براي كمكرساني به آسيبديدگان، پيش آورده بود به طوري كه هيچكس نميدانست در اين تلنبار خاك، آجر، آهن و چوب كار را بايد از كجا شروع كند. مردم با چراغ قوه، فانوس، شمع و نور موتورسيكلتها تلاش داشتند در تاريكي شب به آخرين نفسهاي احتمالي در زير خاك كمك برسانند. عمليات امداد و نجات تا صبح ادامه يافت و تا سه روز بعد از جستوجو به دنبال اجساد زير خروارها خاك همچنان بيمارستان با كادر درماني اندك خود، نه گنجايش حجم فراوان مجروحان را داشت و نه پيكر شهداي موشكي كه هر ساعت بر تعداد آنها افزوده ميشد. اين براي اولين بار بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين تعداد از مردم يك جا به شهادت رسيده بودند.
اعتقادات مذهبي و جانبداريهاي آگاهانه مردم دزفول از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) كه حاصل جانبازي و شهادت مردان و زنان خداجوي اين ديار بوده است به عنوان محوريترين دليل استقامت و پايداري مردم دزفول در برابر آنچه هويت ديني و دستاورد مبارزاتي آنان را مورد تهديد قرار ميداد و زمينههاي بازگشت فرهنگ طاغوتي رژيم مطرود شاهنشاهي را فراهم ميكرد، مطرح است. آنچه از ديرباز مردم مسلمان دزفول را در حمايت و پشتيباني از اسلام و علماي ديني نگه داشته و عليه هر حركت ضد ديني به ميدان آورده است، حضور چشمگير و پررنگ روحانيت در بين اقشار مختلف اين شهر بوده است.
دزفول كه در جريان انقلاب اسلامي با تقديم 28 شهيد سرافراز و تعداد زيادي مجروح و جانباز، ميزان وفاداري خود را به نظام مقدس اسلامي نشان داد، در جريان جنگ تحميلي 2600 شهيد تقديم اسلام نمود كه 711 تن از آنها در جريان حملات موشكي، هوايي و توپخانهاي به اين شهر، به شهادت رسيدند.
شهادت بيش از 80 نفر از مردم شهر با يك گلوله توپ و شهادت 13 نوجوان در يك مسجد و شهادت عروس و دامادى در شب زفاف، گواه حضور زنده و هميشگى مردم در شهرى است كه به عنوان مركز پشتيبانى فرزندان خود در جبهههاى جنگ درآمده بود و دشمن با انواع حملات هوايى و تهديدهاى تبليغاتى و فشارهاي روحي و با استفاده از منافقين داخلىاش در جهت تخليه شهر و عدم پشتيبانى روحى از رزمندگان، نتوانست در اراده مردم موحد اين شهر تزلزلى ايجاد نمايد.