نویسنده: حسام افروز
آنچه واضح به نظر ميآيد، نقش انقلاب در پويايي سرود، بهويژه از گونه انقلابي آن است که ما در سه بخش شعر با گنجاندن مفاهيم، سرفصلها و کليدواژههاي انقلابي، در موسيقي و همچنين اجرا به خوبي بلوغ آن را در دوران انقلاب حس ميکنيم. سرود، واژهاي است که جملگي ما در مناسبتهاي گوناگون، نام آن را بسيار شنيدهايم. از سرود ملي کشورمان گرفته تا قطعات موسيقايي که در اين قالب و در ساير مناسبتهاي ملي و مذهبي ساخته و پرداخته شده است.
اما بدون ترديد با شنيدن اين واژه، اولين کارهايي که در چنين ساختار موسيقايي به ذهن متبادر ميشود، آثار انقلابيست که آن روزها چه در متن و چه در ملودي و اجرا از دل ميآمدند تا لاجرم بر دل نيز نشينند. سرودهايي که با گذشت سي و اندي از ساخت آنها هنوز در دل جوانان و نوجوانان آن روزها زنده هستند و با شنيدنشان حال و احوالاتي در وجودشان تازه ميشود. گرچه پيش از انقلاب نيز سرودهايي ساخته و پرداخته ميشد، اما بيشک دوران انقلاب را ميتوان ساليان شکوفايي سرود در ايران خواند. بسياري از آهنگسازان جوان، نوجوان، ميانسال و حتي سالخورده با تمسک به ذوق و قريحه خود در اين قالب هنري آثاري به سمع رساندند که بهواسطه ارزش هنري و محتواييشان ساليان سال در دل مردم زمزمه خواهد شد. عنوان سرود تا جايي بهواسطه آثار انقلابي در بين مردم شناخته شد که حتي اگر از افرادي که چندان هم گرايش انقلابي ندارند بخواهيم چند کار موسيقايي را در ساختار سرود نام ببرند به حتم از آثار انقلابي اين قالب موسيقايي ياد ميکنند. همانطور که بسياري از ما ميدانيم، برخي از اين سرودها ابتدا تنها به وسيله گروه همسرايان و بدون همراهي سازهاي موسيقي به اجرا درآمدند که سرودهاي حميد شاهنگيان با اشعاري از مرحوم سبزواري از جمله آنها بهشمار ميآيد. اگر کمي بيشتر تأمل کنيم، سرود «برخيزيد اي شهيدان راه خدا» را كه در روز ورود حضرت امام(ره) در بهشت زهرا اجرا شد به راحتي ميتوانيم در جرگه چنين کارهایی قرار دهيم، سرودي که گلريز، يکي از خوانندههاي موسيقي اصيل ايراني که آن روزها در اجراي ايندست سرودها خوش ميدرخشيد، خاطره جالبي از روز اجرا در مقابل امام(ره) بيان ميکند.
محمد گلريز پيشتر درباره اجراي سرود «برخيزيد» در محضر بنيانگذار انقلاب گفته بود: «يادم هست همه دستپاچه و هيجانزده بوديم، اين رهبر گروه کر هم که نامش را به خاطر ندارم، مدام به ما استرس ميداد. چون سازي هم ما را همراهي نميکرد، قرار شد اجراي سرود را با شمارش يک، دو ايشان آغاز کنيم. زمان اجراي سرود که رسيد، ايشان به جاي يک، دو، گفتند، يک، دووو. اين را که گفتند، جاي صداي ما تغيير کرد و ناخواسته از گام ديگري که خيلي بالا هم بود، شروع به خواندن کرديم و همين سبب شد، اوج کار خراب شود و اصلاً صداي بعضيها در آن گام جواب نميداد و به آن گام بالا نميرسيد.»
در کنار اجراهاي گروهي بدون ساز، برخي از اين سرودها نيز با همراهي سازهاي كوبهاي چون طبل ريز، سنج و طبل بزرگ اجرا ميشد. سرود معروف «ايران، رگبار مسلسلها» کاري از رضا رويگري كه تكخوان نقش اصلي را در كنار گروه همسرايان داشت يا سرود «والا پيامبر(ص)» با صداي زندهياد فرهاد مهراد را كه هنوز هم يكي از گيراترين و تأثيرگذارترين ساختههاي دوران انقلاب اسلامي بهشمار ميرود، ميتوان از جمله اين آثار عنوان کرد. در اثر «والا پيامبر(ص)» گروه همسرايان، اركستر و تكخوان در يك تركيب عالي، مضامين والايي از شعر و حديث را روايت ميكنند.
سرودهاي ديگري هم بودند كه از سوي سازمان صداوسيما توليد ميشد، سرودهايي که اركستر نقش گستردهتري در اجراي آنها داشت و در بعضي از اين آثار چه بسا خبري از گروه همسرايان نيز نبود. آنچنان که در خاطر داريم، بخشي از اين کارهاي انقلابي نيز براي اركسترهاي سنتي و گروه همسرايان و تكخوان ساخته و تنظيم ميشد. سرود «ايران اي سراي اميد» از ساختههاي محمدرضا لطفي، سرود «شهيد» از حسين عليزاده و بسياري سرودهاي گروههاي عارف و شيدا كه در مجموعه دهتايي چاووش عرضه شده سرودهاي بسيار ارزندهاي با مضامين ملي و انقلابي بهشمار ميرود که در آن دوران تقديم جامعه شد و هنوز هم بين علاقهمندان موسيقي کلاسيک ايراني ادامه حيات ميدهد.
به هر حال آنچه واضح به نظر ميآيد، نقش انقلاب در پويايي سرود، بهويژه از گونه انقلابي آن است که ما در سه بخش شعر با گنجاندين مفاهيم، سرفصلها و کليدواژههاي انقلابي، در موسيقي و همچنين اجرا به خوبي بلوغ آن را در دوران انقلاب حس ميکنيم.