نویسنده: سيدرضا صالحياميري*
نامگذاري سال ٩٦ به نام «اقتصاد مقاومتي، توليد ملي و اشتغالزايي» از سوي رهبر معظم انقلاب حاوي نگاه استراتژيک ايشان به مقوله اقتصاد با تأکيد بر مؤلفههايي است که ميتواند کشور را به مرزهاي خودکفايي و عدم وابستگي برساند.
مروري بر اسامي سالهاي يک دهه اخير بيانگر اين واقعيت است که بهبود وضعيت اقتصادي يک راهبرد مطمئن و قابل اتکا براي شکوفايي و توسعه کشور محسوب ميشود. امسال نيز تأکيد بر دو مقوله توليد و اشتغال، قطعات ديگري از نقشه راهي است که ما را به يک اقتصاد درونزا، پايدار و تابآور در مقابل تحولات جهاني رهنمون ميسازد. نکتهاي که در اين ميان بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد، نقش بيبديل فرهنگ در دستيابي به اهداف اقتصاد مقاومتي و تبيين ابعاد و اضلاع مختلف آن در فرهنگ عمومي، جاري و ساري جامعه است. واقعيت آن است که تحقق شعارها با سخنراني، نصب بنر و پوستر محقق نميشود، بلکه تبديل اين مفاهيم به باور عمومي جامعه نيازمند کار فرهنگي بلندمدت است.
از اينرو سوق دادن افکار عمومي به سمت اصلاح سبک زندگي و کاربست آن در شقوق مختلف زندگي روزمره اعم از سبکهاي پوشش، تغذيه، مصرف انرژي، حملونقل، مسکن و بهداشت بهعنوان لازمه تحقق اقتصادي مقاومتي، جز با کار فرهنگي مداوم و تبديل اين مفاهيم به گفتمان غالب جامعه امکانپذير نخواهد بود. گفتمانسازي فرهنگي به معناي تبديل شعار به باور، عزمي همگاني ميطلبد و در اين مسير همه دستگاههاي حاکميتي موظف به تلاش و اهتمام افزونتري هستند.
در سايه عزم همگاني بايد اين مفاهيم از ابتداي شکلگيري باورهاي ذهني جامعه، حتي پيش از دبستان در منابع درسي آموزش و پرورش، در آثار مؤلفان و نويسندگان، در توليدات فرهنگي و هر آنچه در چارچوب مصرف فرهنگي جامعه ميگنجد، تبيين و تبليغ شود. سهم توليدات فرهنگي هم اعم از فيلم و سريال، تئاتر، شعر و... و نيز امکانات و ظرفيتهاي جديد مانند شبکههاي اجتماعي، بازيهاي رايانهاي، رسانهها و... قابلتوجه و نقش آنها از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است.
ضمن آنکه ما پشتوانهاي غني از منابع ديني و آموزههاي قرآني و اخلاقي داريم که «کار و وجدان کاري» را به مثابه ارزش و فضيلت برميشمارد و با استفاده از اين ظرفيت عظيم که منطبق با باورهاي اعتقادي ماست، ميتوانيم گامهاي ارزشمندي در اين مسير برداريم و از اين منظر نهادهاي ديني از جمله حوزههاي علميه و مؤسسات فرهنگي و قرآني مسئوليتي مضاعف برعهده دارند. سخن آخر اينکه امروزه عرصه فرهنگ از ظرفيتهايي جديد و بيبديل برخوردار است که ميتواند شانه به شانه اقتصاد، در مسير رسيدن به خودکفايي و عدم وابستگي نقشآفريني کند. نگاهي به مسير حرکت دستگاه فرهنگي دولت يازدهم از ابتداي فعاليت خود تا به امروز مؤيد اين نکته است. از رهگذر آشتي اصحاب فرهنگ و هنر با دولت و گشايشهايي که در اين عرصه پديد آمد، شاهد رونق روزافزون بازار فرهنگي هستيم. اجراي روزانه ٩٠ تا ١١٠ تئاتر تنها در شهر تهران، افزايش مخاطبان سينما و رشد قابل توجه فروش فيلمها از آغاز به کار دولت يازدهم تا امروز که شاهد فروش ٢٠ ميلياردي سينما در ايام تعطيلات نوروزي بوديم، افتخارآفرينيهاي جهاني هنرمندان و تقويت غرور ملي و هويت ايراني اسلامي، ورود ايران به بازارهاي جهاني هنرهاي تجسمي و فروش بالاي آثار هنري در حراجهاي بينالمللي و موارد بسياري از اين دست، نويدبخش روزهايي روشن و جهشي خيرهکننده در عرصه فرهنگ است که هم به تقويت توليد ملي و اصلاح مصرف فرهنگي از طريق تأکيد بر فرهنگ بومي به جاي چشم داشتن به توليدات فرهنگي بيگانگان ميانجامد و هم به اشتغالزايي جوانان مستعد و خلاق اين مرزو بوم کمک خواهد کرد.
*وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی