
نویسنده: محمد اسماعیلی
بياخلاقيهاي انتخاباتي به يک رسم مألوف در بين برخي از جريانات و دستههاي سياسي در آستانه هر انتخاباتي تبديل شده است، به گونهاي که نامزدها و حاميان نامزدها به جاي «اثبات» تواناييهاي فرد مطلوب خود در انتخابات به «رد» و «طرد» کانديداي رقيب روي آورده و تخريب نقاط مثبت او را مهمترين هدف خود قرار ميدهند.
در واقع ميتوان گفت «ارائه کارنامه و برنامه» نامزدهاي انتخاباتي جاي خود را به «تخطئه و تخريب ديگري» داده تا جايي که در آوردگاه انتخاباتي سال 92 برخي از نامزدها به جاي ارائه مستنداتي مشخص و ملموس از برنامههاي خود براي اداره کشور، رو به سوي تخريب رويکردهاي انقلابيگرايانه اتخاذ شده در دورههاي گذشته آورده و اولويت خود را هزينهزا معرفي کردن مشي انقلابي قرار دادند. «انباشه شدن مطالبات محقق نشده امروز مردمي» نتيجه رويکرد تبليغاتي آن دوره از انتخابات است که امروز ميتوان مصاديق فراواني براي آن ذکر کرد که از جمله آن رشد نرخ بيکاري تحصيل کردگان تا مرز 35 درصد و سايه افکندن رکود و تورم در بخشهاي مختلف اقتصادي و معيشتي است، چراکه حداقل برخي از کانديداهاي آن دوره از انتخابات برنامه مدون و مشخصي براي فائق آمدن بر مشکلات کشور نداشته و تنها با سياهنمايي از وضعيت آن روز جامعه توانسته بودند آراي مردمي را به سمت خود جذب کنند.
حال به نظر ميرسد يکي از اولويتهاي انتخابات در کشور تغيير ذائقه نامزدهاي انتخاباتي و احزاب سياسي براي موفقيت در اين عرصه و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي در برخورد با نامزدها و جريانهاي سياسي تخريبگر است که تنها با ابزار «تخريب رقيب» درصدد تکيه زدن بر کرسي رياست جمهوري است، همان مسئلهاي که رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز بارها به آن تأکيد و از دستههاي سياسي و حاميان کانديداهاي انتخاباتي خواسته تا نسبت به رعايت آن اقدامات لازم را در دستور کار قرار دهند.
هرچند که بهبود فرهنگ انتخاباتي عامه مردم يک نياز ضروري است اما همانگونه که گفته شد پيشزمينه تحقق چنين مسئلهاي توجيه و حتي وادار کردن نامزدها و جريانات سياسي است تا به جاي به کارگيري تاکتيکهاي هزينهزايي مانند «تخطئه رقيب» به معرفي و تشريح برنامههايي براي مرتفع کردن معضلات کشور از جمله در بخش مهم اقتصادي متمرکز شوند.
آن هم در شرايطي که انتخابات رياست جمهوري دوازدهم در سال «اقتصاد مقاومتي» برگزار ميشود و اين مطالبه مردمي رهبر معظم انقلاب اسلامي بعد از گذشت 44 ماه از عمر دولت يازدهم مورد بيمهري قرار گرفته و جامعه همچنان شاهد تشديد اوضاع اقتصادي خود به خصوص در حوزه مهمي مانند «افزايش چندباره کالاهاي اساسي در طول سال» هستند. به راستي نبايد انتظار داشت که در انتخابات پيشرو نامزدهاي انتخاباتي به جاي پرداختن به تاکتيکهاي تکراري نظير «برشمردن ضعفهاي دولتهاي قبل» به «بررسي شعارهاي انتخاباتي سه سال اخير» و «ارائه طرحهايي براي تحقق اين شعارهاي بر زمين مانده و همچنين تحقق مطالبات مردمي» بپردازند؟
اخلاق انتخاباتي اولويتي مهم براي انتخابات دوازدهم
بنابراين بايد انتظار داشت که در انتخابات 28 ارديبهشتماه کانديداها و حاميان آنها رعايت «منشور اخلاق اسلامي» را مورد توجه ويژه قرار دهند، منشوري که مجموعهاي از بايدها و نبايدهاي الهي- انساني است و نه تنها نامزدها را در محضر مردم ملزم به «ارائه برنامه ساختاري و کاربردي» براي مديريت چهار سال آينده کشور ميکند بلکه ميتواند از تبديل شدن مناظرات تلويزيوني به «اجراي شوهاي سياسي» و « مجادلههاي بيفايده سياسي» نيز جلوگيري کند، چراکه برخي از نامزدهاي انتخاباتي سال 96 که فاقد «کارنامه قابل دفاع» براي ارائه به افکارعمومي هستند تنها در يک صورت ميتوانند بر رقباي خود چيره شده و حائز آراي لازم براي پيروزي در انتخابات هستند و آن «حملههاي ناجوانمردانه به رقيب» و «تخطئه سفسطهگرايانه کارنامه او» است.
از رايجترين بيتقواييهاي سياسي که هفتههاي اخير شاهد آن هستيم اين است که يک جريان سياسي با به کارگيري از حجم انبوهي از رسانهها و شبکههاي مجازي مانند تلگرام به گونهاي به تخريب و توهين و تهمت نسبت به رقباي احتمالي رئيسجمهور فعلي ميپردازند گويي در وجود خودشان هيچ نقطه مثبتي نتوانسته در دولت يا نامزد متبوع خود يافت کنند که با تبليغ آن رأي و نظر مردم را به سوي نامزد دلخواه جلب نمايند.
سيره عملي ناشايست اين طيف سياسي نشان ميدهد که تسلط بر مراکز قدرت بر خدمترساني به اقشار مختلف مردم به واسطه روي کار آمدن فردي متدين و انقلابي اولويت داشته و بر همين اساس بايد هر فرد توانمندي را که حائز شرايط و ويژگيهاي لازم براي کسب کرسي رياست جمهوري است، مورد تخطئه قرار داد. عباس عبدي، عضو حزب منحله مشارکت يکي از وابستگان به طيف مورد اشاره در اظهارنظري قابل تأمل در سال 88 و در رد اخلاق انتخاباتي بيان ميکند: «من در مواردي به آنچه كه اخلاق انتخاباتي ناميده ميشود، اعتقادي ندارم و معتقدم بايد عليه ديگران نيز حرف زد.»
وي همچنين در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه چرايي طرح تشكيل كميته صيانت از آرا که صرفاً تخريب کارکرد اصل نهادهاي انقلابي و نظام را به جاي ارائه برنامه مدون نامزدهاي اين جريان براي مديريت کشور به عهده داشت، ميگويد: «تشكيل كميته صيانت از آرا به اعتماد جامعه به انتخابات كمك ميكند و آناني كه با اين قضيه مخالفند انتخابات سالمي را نميخواهند بنابراين در انتخابات سالم بايد مطابق اختيارات قانوني اين كميته فعال باشد.»
رعايت نکردن الزامات اخلاق انتخاباتي جريان متبوع عباس عبدي در انتخابات سال 88 به غائلهآفريني انجاميد و هزينههاي فراواني را همانند توسعه تحريمهاي بينالمللي عليه کشورمان به همراه داشت آن هم در حالي که رهبر معظم انقلاب اسلامي قبل از انتخابات آن سال بارها نسبت به رعايت اخلاق اسلامي در انتخابات تأکيد کرده بودند.
به عنوان نمونه ايشان در سال1380ميفرمايند: «کارشکنى نسبت به ديگران، لجنپراکنى عليه اين نامزد يا آن نامزد، بدگويى کردن و افشاگريهاى بىپايه و اساس نسبت به اشخاص، همه اينها کارهاى ممنوع و ضدارزش و خلاف مشى جمهورى اسلامى و خلاف حق است. از اين کارها اجتناب کنند.»
يا در 31 ارديبهشت سال 76 و در بحبوحه تحريبهاي انتخاباتي آن سال ميفرمايند: «ملت ما اهل اخلاق و معنويت و عاطفه است. نگذاريد که فضاي انتخاباتي، فضاي کدورت شود.»
معظمله پس از پيش آمدهاي ناگوار سال 88 تأکيدات خود نسبت به رعايت اخلاق انتخاباتي را بيشتر از هر زمان ديگري مورد تأکيد قرار ميدهند و بارها نسبت به پيامدهاي منفي چنين مسئلهاي هشدار ميدهند؛ در بهمنماه سال 90 ميفرمايند: «آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابت بدون تهمتزني و بدگويي به يکديگر است.»
يا در 19 دي همان سال اشاره ميکنند: «انتخابات بايد سالم و رقابتي باشد، رقابت غير از خصومت و تهمتزني متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم.» همچنين در زمان اوج تخريبهاي صورت گرفته در آوردگاه انتخابات سال 92 تأکيد ميکنند: «بديهي است كسي كه خود را به مردم عرضه ميكند، اشكالات موجود را ميبيند، به مردم هم ميگويد، اين ايرادي ندارد، اما در اين زمينه نبايد مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم بايد گفته شود، نقاط منفي هم گفته شود.» و پس از موفقيت حسن روحاني در انتخابات و در ششم تيرماه 92 تصريح ميکنند: «داوطلبان محترم بايد رعايت كنند. كار را با حماسه، با شور، با غيرتمندي، اما بدون چالش، بدون منافرت پيش ببرند.»
فضاي آرام انتخاباتي، مقدمه مشارکت حداکثري
حال با توجه به آنچه گفته شد بدون ترديد يکي از کليديترين عوامل مؤثر در حضور پرشور و حداکثري آحاد مردم در انتخابات، رعايت «اخلاق انتخاباتي» بهويژه از سوي نامزدها و جريانات مختلف سياسي است چراکه از جمله مهمترين کارکردهاي « تخريب رقيب» و توسعه «تخطئه به جاي ارائه برنامه و کارنامه» ميتواند مردم را به اصل کارآمدي نامزدها مخدوش و ايجاد «رغبت» در آنها براي حضور در پاي صندوقهاي رأي را به طور محسوسي کاهش دهد.