
بعد از حاشيهها و جنجالهاي بيسابقهاي كه جشنواره فيلم فجر به خاطر نبود مديريت همراه خود داشت روز گذشته به نقل از خبرگزاري مهر كه ارتباط نزديكي با تيم سازمان سينمايي دارد، خبر استعفاي حجتالله ايوبي روي تلکس خبرگزاري مهر قرار گرفت. سايتهاي خبري و گروههاي تلگرامي اين خبر را بالطبع منتشر كردند، ولي اين خبر به سرعت از سوي خبرگزاري فارس و روابط عمومي و کمي بعد از سوي شخص ايوبي تکذيب شد.
در خبر منتشر شده خبرگزاري مهر آمده بود: «در حال حاضر محمدمهدي حيدريان، مشاور عالي وزير فرهنگ و ارشاد به عنوان سرپرست سازمان سينمايي منصوب شده است.»
شنيدهها حکايت از آن دارد که اصليترين منشأ خبرپراکني درباره استعفا و سپس تکذيب آن اختلافاتي بوده که در روزهاي اخير ميان حجتالله ايوبي، رئيس سازمان سينمايي و حبيب ايلبيگي، معاونت اداره نظارت پيش آمده است.
گويا اختلافات طرفين بر سر شيوه اداره شوراي پروانه ساخت بوده است؛ انتظار ايوبي اين بوده که در آستانه انتخابات ۹۶ سختگيريهاي مرسوم در شورا وجود نداشته باشد، اما رئيس اداره نظارت ترجيح داده به صورت مستقل و بيدخالت بالادستي اداره شورا را در دست داشته باشد.
اين اختلافات به گوش وزير هم رسيده و البته وزير هم تذکرات جدي را به طرفين درگير وارد ساخته و همين تذکرات زمينهساز خبرپراکني درباره استعفاي ايوبي شده است.
با توجه به فاصله اندکي که تا پايان دولت يازدهم باقي مانده است، عدم ادامه همکاري ايوبي تأثيري بر کليت سياستگذاري سينما نخواهد داشت، به جز اينکه در اين مقطع حساس سينما و مديريت آن را دچار چالشهاي ديگري کند، چراکه بخش بينالملل جشنواره فجر در ارديبهشت سال آينده بايد برگزار شود و تغيير مديريت سينما بر اوضاع نابسامان اين حوزه خواهد افزود. حجتالله ايوبي به دليل آشنايي نداشتن با حوزه سينما و اينکه مديري وزارت خارجهاي محسوب ميشد و به واسطه علي جنتي از حوزه وزارت خارجه وارد عرصه فرهنگ شده بود، رويکردهاي اشتباهي داشت و عملکرد غيرقابل دفاعي رقم زد. او در طول چهار سال رياست بر سازمان سينمايي ارشاد با حمايت و توسعه مدل سينماي ضدقهرمان و فرماليستي اروپا عملاً نوعي سينماي نااميدانه با مضامين تلخ را گسترش داد که اوج آن اعطاي جوايز به فيلم سياه «ابد و يک روز» در جشنواره فجر سيوچهارم انقلاب بود.
عزل وي از سوي وزير ارشاد را بايد نوعي اقدام پيشانتخاباتي براي ارائه پالسهايي مثبت به انبوه سينماگران معترضي دانست که طي سالهاي اخير به آنها بيتوجهي شده است.
هرچند مرد وزارت خارجهاي سازمان سينمايي آنقدر زيرک هست و البته اعتماد به نفس دارد که مانند رئيس سابقش علي جنتي از راه استعفاي اجباري کنار نرود و رئيس جديدش را راضي کند که حداقل تا انتهاي دولت يازدهم او را نگه دارد تا قطار چهار سالهاش به ايستگاه پاياني برسد.
اين استعفا و بعد از آن تكذيبش واكنشهاي زيادي در محافل سينمايي به همراه داشت، براي مثال محمدحسين فرحبخش، تهيهکننده باسابقه سينما به خبر استعفاي ايوبي واکنش نشان داد و طي نامهاي سرگشاده نوشت: «کارد به استخوان رسيده است. رضاداد مشغول خرابکاري و ايجاد نارضايتي در بدنه سينماست و ايلبيگي، رئيس اداره نظارت هم مجري اصلي اين برنامه خبيثانه و غيراخلاقي است. رفتار تحقيرآميز و متکبرانه حبيب ايلبيگي کاسه صبر سينماگران را لبريز کرده، رفتار ايشان يادآور کلاهي و کشميري است.
ايلبيگي با سانسور سليقهاي، باعث ايجاد روحيه يأس و نوميدي و ايجاد نارضايتي در ميان فيلمسازان و تهيهکنندگان نجيب سينماي ايران شده است.» فرحبخش ادامه داده: «اعضاي شوراي صدور پروانه نمايش از دخالتها و کارشکنيهاي ايشان به ستوه آمدهاند. امتداد اين دخالتها به قهر روحاني عضو شوراي پروانه نمايش از جلسات منتهي شده است. ادامه اين روند ممکن است به درگيري فيزيکي در وزارت ارشاد انجامد.»
فرحبخش تحليل تقريباً درستي از ماجرا دارد. فحواي نامه او اين معني را ميرساند که ايوبي به دليل ضعف در تصميمگيري ناشي از نشناختن فضاي سينما و نيز نداشتن تجربه و دانش کافي از سينماي ايران لاجرم توسط زيردستانش اداره ميشود. هرچند او در دوره اقتدار سالهاي ابتدايي مديريتش هم تصميمات اشتباه راهبردي زيادي اتخاذ کرد و کشتي سينماي ايران را به مسير غلطي روانه کرد.