گاهي بايد حاشيه پررنگتر از متن شود، زيرا متن ادراک را به دنبال ميآورد، اما حاشيه حقنه محتواي فريبنده و مخدوش شده اصل را به تصوير ميکشاند، نگاهي که به زيبايي در «برنامه جامع اقدام مشترک» ديده ميشود، مسئلهاي که عده قليلي بر محتواي آن احاطه دارند، اما واژه «برجام» را جامعه از بَر است. سينما به واسطه تبليغات در ميان مردم نفوذ پيدا کرده است و فيلمهاي سينمايي پا را فراتر گذاشتهاند و براي فروش به تکنيکهاي پروپاگاندا روي آوردهاند، مسئلهاي که به وضوح در اثر ضعيف، اما پرفروش سلام بمبئي ديده ميشود، اثري که تنها با چهار روز اکران بيش از يک ميليارد فروخته است، اما دلايل آن چه ميتواند باشد؟
هر خبري بهتر از بيخبري است: سازندگان از ابتدا تمامي مراحل و اتفاقات اين اثر را رسانهاي کردند تا مخاطب ناخواسته به سوي اين فيلم سوق پيدا کند، از انصراف تهيهکننده اول آن– حسن دادخواه- يا خبر انتخاب آيشواريا راي تا ديدار گلزار با شاهرخخان و ويدئوهاي منتشر شده از عوامل فيلم باعث شده است مخاطب با نام «سلام بمبئي» آشنا شود، مسئلهاي که در اولين فيلم مهران مديري «ساعت پنج عصر» هم ديده ميشود.
برچسب«اولين»: آمار نشان داده است مسائلي که براي نخستينبار در جامعه رخ ميدهد مورد استقبال قرار ميگيرد، «سلام بمبئي» با برچسب «اولين فيلم مشارکتي با سينما باليوود» در ميان مردم شناخته شد، سينمايي که به دليل چاشني احساسات- معياري مشترک- انتخابي درست براي سازندگان آن بود و از سوي ديگر اولين اثر سينماي ايران است که از موسيقي زياد و رقص استفاده ميکند. سلبريتيها: انتخاب عوامل شناخته شده - بازيگران و خوانندگان ايراني و هندي- به تنهايي مخاطب خود را به سالنهاي سينما ميآورند و کنار هم قرارگيري آنها موجب شده است آوازه فيلم بيشتر در ميان مردم شنيده شود تا همگرايي طرفداران به اکران اين فيلم کمک کند.
ايجاد خبرهاي جنجالي: يکي از نکات مهم فيلم «سلام بمبئي» قدرت گروه رسانهاي آن است، مسئلهاي که به وضوح در اکران خصوصي آن ديده شد، ابتدا خبر اکران خصوصي با حضور هنرمندان و بهاي بليت 300 هزار توماني رسانهاي شد، بلافاصله اعلام فروش نيمي از بليتهاي سالن برج ميلاد و بعد از آن نقد رسانهها از اين بدعت و در آخر بدون هيچ هزينهاي خبر لغو مراسم و مدتي جزو خبر اول رسانهها قرار گرفتن را براي آنها به ارمغان آورد، روشي که بعد از اکران هم ميتوان با خبرهايي از قبيل رکوردزني در روز اول، شکستن رکورد فيلم فروشنده و سانسهاي فوقالعاده در بيشتر سينماها مشاهده کرد، شانتاژ خبري که باعث القاي اهميت فيلم در ذهن مخاطب ميشود.
همرنگي با جماعت: زماني که مخاطب در برابر خبرهايي مانند «رکوردشکني» يا «اولين فيلم عاشقانه هندي -ايراني» قرار ميگيرد، براي عقب نماندن از اين قطار و از سوي ديگر تجربه تماشای اثري با موسيقي و رقص در پردههاي طويل ناگزير در اين دام پهن شده قرار ميگيرد.
در هر حال فيلم ضعيف سلام بمبئي تنها به واسطه پروپاگاندای ايجاد شده، چهره فريبندهاي از خود به نمايش گذاشته است، زيرا سازندگان از سطح اثر خود آگاه بودند و به همين دليل دست به چنين روشي زدند تا در پس پرده پرزرق و برق رسانهاي خلأهاي فرمي و محتوايي اثر پنهان شود تا شايد بتوانند رکورد فروش سينما را جابهجا کنند.