
سردار جهروتيزاده از قديميهاي لشكر27 و از همرزمان حاج حسين همداني در اين لشكر است. از او خواستيم شهيد همداني را در جملات كوتاهي برايمان به تصوير بكشد و او نيز گفت: تواضع حاج حسين مثال زدني بود. برايش فرق نداشت طرف صحبتش سرباز است، يك بسيجي ساده است يا يك فرمانده، با سن و سالي كه داشت، خوب و دقيق به حرفهاي طرف مقابلش گوش ميداد و در برابر حرف حساب و منطقي كرنش نشان ميداد. نميگفت كسي كه اين حرف را زده هم رده من است يا نه، اصلاً برايش اين چيزها ملاك نبود. حاجي يك انسان اخلاقي و بسيار دوستداشتني بود. همرزم شهيد همداني در ادامه بيان داشت: شهيد از نظر شأن و مرتبه و سن و سال و همين طور محاسن سفيدي كه داشت، به نوعي پدر معنوي رزمندههاي قديمي لشكر 27 به شمار ميرفت. در محافل خودماني هم ايشان را پيرمرد صدا ميكرديم. يادم است يكبار يكي از بچهها حرف از بازنشستگي به ميان آورد. شهيد همداني خيلي جدي گفت: اين لباس پاسداري بايد آن قدر در تن من بماند كه كفنم شود.
جهروتيزاده در پايان گفت: به نظر من نميشود امثال همدانيها را به اين راحتي تعريف كرد. انگار آنها رزمنده زاده شده بودند. قبل از شهادتش مدتي در سوريه بودم و تا عيد قربان هم آنجا ماندم. هر جا ميرفتم شهيد همداني را ميديدم. چهرهاش طوري شده بود كه آدم احساس ميكرد او هم رفتني است. شهيد همداني يك پاسدار به تمام معنا بود و حيف بود كه در بستر بميرد. او بايد در ميدان جنگ به شهادت ميرسيد. هرچند كه فقدان همدانيها چيز كمي نيست، اما در نظام اسلامي امثال همدانيها بسيارند و تا جهاد ادامه دارد، همدانيها نيز در ميدان نبرد آماده جهاد و مبارزه هستند.