کد خبر: 794098
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۱
پايان فيلمساز خلاق سينماي ايران
دل بريدن از مصطفي كيايي فيلمسازي كه چند سال پيش ما را به ظهور فيلمسازي مستعد و قصه‌گو در سينماي ايران اميدوار كرد كار چندان ساده‌اي نيست.
حامد يامين‌پور
دل بريدن از مصطفي كيايي فيلمسازي كه چند سال پيش ما را به ظهور فيلمسازي مستعد و قصه‌گو در سينماي ايران اميدوار كرد كار چندان ساده‌اي نيست. كيايي اما با آخرين فيلم خودش - باركد - شايد نا‌خواسته ما را به اين نتيجه سخت رساند .
مصطفي كيايي مسير دشوار تبديل شدن به فيلمسازي قابل اعتنا را به سرعت طي كرد چراكه او بر خلاف جوان‌هاي هم‌صنفش سينما را به گونه ديگري مي‌ديد و فيلم‌هايش را در مواجهه با مردم معنا مي‌كرد. همين امر و استقبال چند‌باره مردم در جشنواره فجر و اكران عمومي فيلمش باعث شد كه نام كيايي سر زبان‌ها بيفتد.  انتظار بالا از اين فيلمساز باعث شد كه ديگر نتوان هر تصوير متحركي كه توسط او ساخته شده را فيلم دانست و مورد ستايش قرار داد. او در مخاطبش اين انتظار را به وجود آورده كه در هر فيلمش يك شگفتي رو كند و ما را با قصه‌اي نو و روايتي متفاوت همراه سازد.  «باركد» براي كيايي يك عقبگرد محسوب مي‌شود؛ پرتاب شدن به نخستين فيلمش «بعد از ظهر سگي». فيلمي با شوخي‌هاي مكرر جنسي كه مي‌كوشيد با كنار هم گذاشتن كليشه‌هاي كمدي مخاطب را بخنداند. اتفاقي كه به دليل حضور جمعي از كمدين‌هاي چهره آن سال‌ها تا حدي ممكن شد. با اين حال آن فيلم آن قدر اثر غير‌ ‌قابل اعتنايي بود كه شايد اين روزها كسي آن را به خاطر نياورد. حتي ممكن است طرفداران كيايي ترجيح دهند كه «ضد‌گلوله» را نخستين فيلم وي بدانند.  همچون نخستين فيلم او در فيلم آخر كيايي باز هم اين ديالوگ‌ها و موقعيت‌هاي جنسي است كه بار كمدي را به دوش مي‌كشد. فيلمساز تمام خلاقيتش را به كار گرفته تا ركورد ديالوگ‌هاي دو پهلو را در فيلمش بشكند. نام آوردن از يك هنرپيشه زن خارجي و مقايسه آن با بازيگر زن فيلم تنها يك نمونه از هنرمندي‌هاي كيايي در «باركد» به حساب مي‌آيد.  آش اين فيلم اما زماني شور مي‌شود كه در يكي از سكانس‌هاي فيلم به صراحت به همجنس‌باز بودن يكي از كاراكتر‌ها اشاره مي‌شود و فيلمساز مي‌كوشد تا با اشاره چند باره به اين مسئله از مخاطب خنده بگيرد و به زور فيلم كمدي تحويل دهد.  وقتي به خاطر مي‌آوريم كه كيايي پس از دو فيلم خوب «ضد‌گلوله» و «خط ويژه» و فيلم متوسط «عصر يخبندان» به سراغ اين اثر ضعيف و لاغر به لحاظ فيلمنامه و با اين جنس از كمدي رفته است مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه او اگرچه كارگرداني قابل قبول و موفقي در آثارش دارد اما در فيلمنامه حرف مهم ديگري ندارد و توانش تمام شده است؛ هنري كه البته او به واسطه آن به شهرت رسيد، زماني كه سيمرغ بهترين فيلمنامه را از جشنواره فجر گرفت.  كيايي براي همچنان ماندن در سينما بايد تصميمات مهمي بگيرد. يا فيلمنامه‌اش را كس ديگري براي او بنويسد يا اينكه از تند تند فيلم ساختن دست بكشد و چند سالي روي يك فيلمنامه استخوان‌دار متمركز شود. اين گونه شايد بتوان در سال‌هاي آينده با يك فيلمنامه قوي و قابل اعتنا بار ديگر به موفقيت فيلم‌هاي قبلي‌اش دست پيدا كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار