حالا كه تورم به يمن ركود توليد، تك رقمي و شير گاوها هم صندوقدار شده است، اولاد آدم مانده كه چگونه نظريهاي را صادر كند تا اين يك ميليون و ۶۰۰ هزار نفر بيكار و جوينده شغل كه به دليل ماهها تلاش براي يافتن كار و بينتيجه ماندن تلاشها از جستوجوي شغل دلسرد و مأيوس شدهاند، نروند و مثلاً خودكشي نكنند! تازه آدم بيكار را هم كه نميشود شلاق زد! يا به او گفت كه قدرت پس اندازت را ببر بالا! يا بيا و حقت را از حقوقهاي نجومي بگير و برو صفاسيتي! بيكار را تا حالا چه كسي به حساب آورده كه اولاد آدم بياورد.
شاهد هم از غيب رسيد... رئيسجمهور به همين تازگيها بشارت داده بود كه طي سه سال گذشته يكميليون و ۳۴۰ هزار اشتغال خالص ايجاد شده است! البته ايشان به گزارش رسمي مركز آمار ايران اشاره نكرده بود كه آن گزارش ميگويد، طي اين مدت ۶۱۵ هزار و ۱۰۷ نفر از جمعيت شاغل كشور كم شده و ۳۲۳ هزار و ۴۰۹ نفر هم به جمعيت بيكار كشور افزوده شده است. اصلاً بيخيال شاهد!
اولاد آدم ميداند كه اگر بيخيال تمام حرفهاي بالا شويد اما ميگوييد اين ماجراي صندوق شير چيست؟ اگر خوب است، ما هم صندوق بيكاري درست كنيم. اينطوري، همانطوري كه دامداران شيرهايشان را ديگر در جوي خيابان ول نميكنند، ما خانوادهها هم، بيكارهايمان را در صندوق حبس ميكنيم. ميشوند بيكار صندوقي!
در توضيح پاراگراف بالا، عارضم به حضور انور با سعادتتان كه فقط ثبات اقتصادي و برجام و طرح سلامت از دستاوردهاي اين دولت نبوده و دستاوردهاي ديگري هم داشتهايم كه يك نمونهاش صندوق شير است يا همان شير صندوقي! يعني در پي ابلاغ مصوبه اخير دولت درباره اختصاص يارانه صادراتي ۲۰۰ ميليارد توماني به لبنيات، مديركل مركز اصلاح نژاد دام و بهبود توليدات دامي وزارت كشاورزي اعلام كرده كه اين پول را نميگذارند هدر برود و با آن صندوق حمايت از توسعه صنعت شير با سرمايه اوليه ۴۵۰ ميليارد تومان به عنوان يكي از مفاد اين مصوبه دولتي در راستاي حمايت از زنجيره توليد و مصرف(از دامداري تا صنايع لبني و سيستم توزيع) در آينده نزديك راهاندازي ميكنند.
البته بايد از همين الان بگرديم دنبال يك مديرعامل صندوق كه كل پول اختصاص داده شده، فقط حقوق چند ماه او نشود. مثلاً همين رفیق خودمان كه صندوق توسعه ملي را دارد. ببينيد چقدر قانع است. البته از همان اول كه طيبنيا به مراسم معارفهاش نرفت اولاد آدم مانده بود كه چه كاسهاي زير نيم كاسه است. اما اينها حرفهاي قديم است. ملاك الان آدمهاست.
به هرصورت حالا كه مديرعامل بانك رفاه استعفا داده و اولاد آدم هم مانند هميشه دلسوز تشريف دارد، پيشنهاد ميدهد كه او را بگذارند مدير صندوق شير! اصلاً اگر ربيعي راضي باشد به تشكيل صندوق بيكاري، مدير عامل بانك رفاه را پاس بدهيم به همين بخش در وزارتخانه تا خيلي، اين جيب و آن جيب نشود! خوبيت ندارد. به همه گفتهايم پاكدستان. شما هم بگوييد پاكدست!
اصولاً راهاندازي صندوق در هر امري، كاري پسنديده است. به خاطر اينكه صندوق هم جا زياد دارد. هم يكجا حمل ميشود و هم كسي تبعاتش را نميبيند. يعني مگر صفدر حسيني كه صندوق توسعه ملي را داشت و دارد و خواهد داشت، شرح وظيفه و كارش را ميدانيد؟ مثلاً در اين سه سال بيلان كارش چه بوده؟ شما توانستهايد از تسهيلاتش براي واردات و صادرات، استفاده كنيد؟حالا شما نه! مثلاً كرهايها توانستهاند؟ حالا آنها نه....
اولاد آدم معتقد است كه اين صندوق شير خوب فكري است و از اين به بعد به جاي اينكه دامداران شيرهايشان را داخل جوي خيابان بريزند، داخل صندوق ميريزند و ما ميتوانيم صندوق را امحا كنيم و كسي هم نفهمد. لذا از امروز به بعد به جاي بسته رونق اقتصادي و سبد كالا و...، به همه صندوق بدهيم. اسم سياستمان را هم ميگذاريم تدبير صندوقي. كليد هم نميخواهد چون صندوقهايمان قفل ندارد. يعني ما آنقدر به هم اطمينان داريم كه...