روزهايي كه
بر ما ميگذرد،
تداعيگر سالروز آغاز قيام
تاريخي مردم گيلان به رهبري شادروان ميرزا كوچك خان جنگلي است. به همين مناسبت و
براي ترسيم شمايي از اين رويداد تاريخي، گفت و شنودي با محقق فقيد، زندهياد جعفرخماميزاده را به شما تقديم ميداريم. اميد آنكه مقبول افتد.
بسماللهالرحمنالرحيم. نهضت جنگل به رهبري روحاني مبارز، ميرزا كوچك خان جنگلي دستاوردهاي بسيار ارزشمندي داشت و آمادگي و استعداد ملت مسلمان ايران را براي مبارزه با متجاوزان و استعمارگران شرق و غرب بهخوبي نشان داد. ملت ايران با تكيه بر نهضت عاشورا و پايبندي به ارزشهاي ديني همواره در طول تاريخ در برابر تهاجم بيگانگان پايداري كردهاند و اين نهضت كه در از بين بردن قرارداد استعماري سال 1919 نقش تعيينكنندهاي داشت به استعمارگران ثابت كرد تسلط بر مردم ايران توسط بيگانگان خواب و خيالي بيش نيست. درگيري هفت ساله نهضت جنگل با روسها، انگليسيها و بلشويكها ثابت كرد ملت ايران حاضر است در راه پاسداري از دين و كشور خود تا پاي جان ايستادگي كند و شهادت را با آغوش باز بپذيرد.
به اعتقاد بنده اولين علت شكست نهضت جنگل نفوذ عناصر فرصتطلب به درون نهضت بود كه راه را براي شكست آن هموار كرد. رعايت نكردن دقتهاي لازم براي عضوگيري و رشد فرصتطلبان و منحرفان و حتي كمونيستها و وابستگان به شوروي در دل نهضت، سستي رهبر نهضت در برخورد قاطعانه با اين عوامل، دست دشمنان را در دستيابي به اهداف پليدشان باز گذاشت. به قول ميراحمد مدني از ياران ميرزا كوچك خان، همراهان ميرزا دو دسته بودند؛ گروه اول افرادي آزاديخواه كه در همه حوادث و مشكلات لحظهاي ميرزا را تنها نگذاشتند و تا دم مرگ در عقيده خود پا بر جا ماندند و دسته دوم افرادي منفعتپرست و سست اراده كه به هنگام مواجهه با مشكلات به دنبال منافع شخصي رفتند و نهضت را به بيگانگان فروختند.
شاهپور آلياني نيز در كتاب خاطرات خود مينويسد: «يكي از علل شكست نهضت وجود افراد حسود، مقامپرست و كمظرفيتي بود كه از سادگي و ملاطفت ميرزا سوءاستفاده و افكار خود را به او القا ميكردند.»
همينطور است. احسانالله خان از روزهاي نخست در كنار ميرزا و در كميته انقلاب كه در رشت تشكيل شد، جزو سردمداران نهضت بود و در ستاد ارتش انقلاب (آرميا) هم عضويت داشت، اما او سابقه قتل در تهران را داشت كه به همين علت به جنگل پناه آورد و بعدها هم از دشمنان سرسخت ميرزا شد و رهبران نهضت را به صفآرايي در برابر يكديگر واداشت. او در تهران عضو «كميته مجازات» بود و در قتل صدرالعلما شخصاً نقش داشت و از پيروان بهائيت به شمار ميرفت. بسيار رياستطلب بود و با بلشويكها ارتباط داشت. سرانجام هم با رضاخان آشتي كرد و عليه ميرزا كوچك خان وارد جنگ شد. او پس از شكست نهضت جنگل در مجله «نويوستك» مسكو مقالهاي نوشت و خود را مجبور به همكاري با ميرزا مطرح و اعتراف كرد در عمرش هرگز نماز نخوانده است. نفوذ چنين افرادي آن هم در ردههاي اول نهضت جنگل جاي سؤال بسياري دارد.
حيدر عمو اوغلي اساساً ايراني نبود. او يك كمونيست متعصب بود كه در راه تحقق اهداف كمونيستي خود مرتكب چندين قتل شده و در چند جنگ شركت كرده بود. او از سوي شوروي مأموريت داشت ماهيت نهضت جنگل را تغيير بدهد و آن را ماركسيستي كند، با اين همه متأسفانه رهبران نهضت جنگل همكاري او را پذيرفتند و او را عضو كميته انقلاب، جمهوري گيلان و كميسر خارجي آن كردند. او در توطئه كودتا عليه نهضت جنگل نقش بسيار فعالي داشت و در صدد ترور ميرزا كوچك خان بود كه عناصر وفادار به ميرزا دستگيرش کردند و نهايتاً در روستاي مسجد پيش، به دست افراد آلياني كشته شد.
خالو قربان اهل هرسين و كرد بود و چنان در نهضت نفوذ كرده بود كه فرماندهي بخشي از نيروهاي جنگل متشكل از 800 نفر را در اختيار او قرار دادند و علاوه بر حكومت رشت و سياهرود، حكومت انزلي را هم در دست گرفت. او عضو كميته انقلاب و در حكومت جمهوري گيلان كميسر جنگ بود. او مرد ساده و بيسوادي بود كه شديداً تحت تأثير تبليغات مخرب ديگران قرار ميگرفت و به صورت آلت فعل در ميآمد. روابط نزديكي با روسها داشت و در كودتايي كه عليه ميرزا صورت گرفت، شركت و نهايتاً هم به شهادت ميرزا كوچك خان كمك كرد و براي اثبات ارادت خود به رضاخان سر بريده ميرزا را براي او به تهران برد. ديگراني هم بودند كه سابقه و عملكرد درخشانتري نداشتند و مجموعه اينها به عنوان مهمترين عامل شكست نهضت جنگل بايد براي عبرت بهطور دقيق بررسي و مطالعه شوند.
رضاخان سردار سپه در كابينه قوامالسلطنه، وزير جنگ و فرمانده نيروهاي قزاق و به قول گزارشهاي سفارت انگليس مردي عامي، بيسواد و فاقد اطلاعات جديد نظامي و داراي روحيه ديكتاتوري بود كه از طرف قوامالسلطنه مأموريت پيدا كرد نهضت جنگل به سردمداري ميرزا كوچك خان را سركوب كند. اقدامات رضاخان در مبارزه با نهضت ضد انگليسي جنگل در كنار ساير خدماتي كه به استعمارگران كرد، موجبات به سلطنت رسيدن او را فراهم ساخت. نيروهاي قزاق پس از آنكه بر رشت و گيلان مسلط شدند، جنگلها، كوهها و روستاها را در پي يافتن ميرزا زير و رو كردند و كساني را كه احتمال ميدادند از محل ميرزا اطلاع داشته باشند، با شكنجههايي چون سوزاندن و داغ كردن وادار به اعتراف كردند. ميرزا در گردنه گيلوان در كوههاي طالش گرفتار برف و بوران شد و در اثر سرما از پا در آمد. پس از انتقال جنازه او به طالش، محمد خان سالار شجاع كه از او كينه ديرينه داشت دستور داد سرش را از تن جدا كنند و سر توسط خالو قربان و خالو مراد به تهران براي رضاخان برده شد. رضاخان پس از شهادت ميرزا خواهر او، زينب را دستگير ميكند تا محل اختفاي اموال ميرزا را به او اطلاع بدهد. ميرزا با زهد و قناعت و به دور از تشريفات زندگي ميكرد و اگر اموالي هم داشت متعلق به نهضت جنگل و كمكهاي مردمي بود. رضاخان پس از سركوب نهضت جنگل به محمد قلي خان مير پنجه، فرماندار نظامي گيلان دستور داد تمام كاركناني را كه به هر نحو از انحا به ميرزا كمك يا با او همكاري كرده بودند، از كار بركنار كند. بعد هم براي جلوگيري از كوچكترين تحرك بازماندگان نهضت جنگل، سرلشكر زاهدي را به آن خطه فرستاد.
دولت مركزي با تهديد و دادن اماننامه و وعدههاي دروغ و تطميع و فريب همراهان ميرزا، عرصه را بر او تنگ كرد. مشقتها و سختيهاي حاصل از اين اقدامات موجب شد بسياري تاب نياورند و خود را تسليم كنند، از جمله دكتر حشمت كه تسليم او بسيار بر مقاومت نهضت جنگل تأثير سوء گذاشت. شاهپور آلياني در اين باره مينويسد:
يكي از ضربات بزرگ بر نهضت جنگل، تسليم دكتر حشمت بود. او انساني وارسته و نيكسرشت بود، اما جسماً و روحاً توان مبارزه طولاني و در زمينه انقلابيگري پشتوانه قوي نداشت. تنها پشتوانه او تخصص پزشكياش بود كه افراد نهضت جنگل به آن نياز مبرم داشتند و دكتر حشمت از اين طريق به آنان خدمات شايان توجهي كرد، اما سرانجام خسته شد و فريب نيرنگهاي رضاخان را خورد كه به او وعده داده بود در صورت تسليم شدن او را براي ادامه تحصيل به اروپا خواهد فرستاد.
يكي از عوامل شكست هر نهضتي تفرقه و اختلاف در آن است. روسيه وقتي اطمينان پيدا كرد كه مردم گرايشي به كمونيسم نخواهند داشت و رهبران نهضت جنگل هم با آنها همكاري نخواهند كرد، كوشيد از طريق ايجاد تفرقه و انشعاب نهضت را نابود كند، لذا افرادي چون خالو قربان، احسان اللهخان و چند نفر ديگر را كه گرايشهاي كمونيستي داشتند، به عنوان انقلابي و مبارز وارد نهضت كرد تا در برابر همرزمان پيشين خود قرار بگيرند و موجبات تضعيف نهضت را فراهم آورند. در همين زمان حيدر خان عمو اوغلي همراه با 200 نفر و تعدادي اسلحه به وسيله دو كشتي به ايران اعزام شد و بلافاصله با احسان اللهخان و خالو قربان ارتباط برقرار كرد. البته احسان اللهخان از حضور حيدر خان عمو اوغلي راضي نبود، چون احساس ميكرد ممكن است قدرت را در دست بگيرد و كلاه او پس معركه بماند. همزمان افرادي چون احمد كسمايي، مير ابوطالب و رحيم شيشهبر هم با گروهي مسلح از سوي مخالفان نهضت اسلامي جنگل مأمور شدند با كمك جلال چمني و سردار محيي نهضت جنگل را از بين ببرند.
يكي از نقطه ضعفهاي ميرزا اين بود كه همواره از درگيري با قواي دولتي پرهيز ميكرد و تا مجبور نميشد به روي آنان اسلحه نميكشيد، در حالي كه قواي دولتي به سردمداري رضاخان قصد براندازي نهضت را داشتند. شاهپور آلياني مينويسد: «لطافت طبع ميرزا موجب ميشد زمينه براي سودجويان فراهم شود، دشمنان شاد شوند و دوستان آزرده خاطر!»
يكي ديگر از علل شكست نهضت جنگل پيروي از طرح جدايي دين از سياست بود كه ساخته و پرداخته استعمار انگليس، روس و استبداد داخلي بود. نهضت جنگل زاده انديشه ديني ميرزا كوچك خان و ياران صديق و نزديك او بود و اهداف و تاكتيكهاي آن از مكتب اسلام الهام گرفته شده بود، اما اين نهضت درصدد ايجاد و استقرار يك حكومت صد در صد اسلامي و اجراي تمام احكام اسلامي نبود و لذا ضعف ديانت بعضي از اعضاي نهضت جنگل زمينه را براي نفوذ لائيكها و كمونيستها به درون نهضت فراهم آورد و نهايتاً موجب تضعيف آن شد.
قطعاً خوشبيني ميرزا به حكومت جديد شوروي كه با شعارهاي فريبندهاي مبني بر برقراري عدالت، رفع ظلم و نجات زحمتكشان عالم سر كار آمده بودند، در اين امر تأثير زيادي داشت. وابستگان به انقلاب شوروي نامههاي فراواني براي ميرزا كوچك خان جنگلي فرستادند و وعده دادند از اين نهضت دفاع خواهند كرد. ميرزا نامهاي به لنين نوشت و عدهاي را به نمايندگي از سوي نهضت جنگل به مسكو فرستاد، اما ميرزا بهتدريج دريافت خوشبيني او به انقلاب شوروي درست نبوده است و خيانت بلشويكها، كمونيستها و سفير شوروي به نهضت جنگل ماهيت انقلاب شوروي را براي او آشكار كرد.
آنچه از علل شكست نهضت جنگل و اشتباهات ميرزا گفتيم به هيچوجه از ارزش و اهميت اين نهضت نميكاهد و به معني نفي دستاوردها و بركات آن نيست. اقدامات ميرزا در نهضت جنگل بر حركت تاريخي مردم در انقلاب اسلامي تأثير بسياري گذاشت و با عبرت گرفتن از آن اشتباهات و رويدادهاي ديگر تاريخ، انقلاب اسلامي توانست به رهبري حضرت امام به پيروزي برسد.