«پدر آن ديگري» يدالله صمدي يك كودك جذاب و بانمك دارد كه در جشنواره گذشته فجر باعث شد خيليها از فيلم خوششان بيايد و البته داستاني كه اگر كسي فيلم صمدي را در دل دهها فيلم ضدداستانِ بيمخاطبِ هنر و تجربه ببيند آن را كمي برايش جذاب خواهد كرد. اما با اين همه، فيلم آخر صمدي مانند هر فيلم بد ديگري فاقد منطق داستاني، منطق شخصيتپردازي و حتي منطق فضاسازي و طراحي صحنه و ... است و همين باعث ميشود با وجود يك كودك جذاب و لحظاتي بامزه- كه طبعاً نميتواند معيار خوب بودن يك فيلم باشد- فيلم بدي باشد.
استاندارد ساخت فيلم جديد صمدي استاندارد فيلمهاي دهه 60 است، فيلمهايي مثل «آپارتمان شماره۱۳»، با همان فرم داستانگويي و فضاسازي و حتي تكنيك، اما با سردرگمي شديد در جهانِ اثر. از قضا در فيلمي كه وقايعش ظاهراً در زمان حال ميگذرد نشانههايي از همان سالها هم هست. مثلاً در جايي از فيلم پسري به دوست دخترش فيلمي ميدهد و در كمال تعجب فيلم VHS است، يا باجههاي تلفن عمومي خيابان از باجههاي زردرنگي است كه نهايتاً مربوط به اوايل دهه 70 هستند، با اين وجود اما پلاك ماشينها مربوط به دهه 80 است و باقي چيزها نشاندهنده دهه 90!
اين از بعد تكنيكي فيلم، اما جز اين «پدر آن ديگري» ظاهراً يك فيلم كودك است و با فضاي شوخ و شنگ كودكانه هم آغاز ميشود ولي به يكباره از فضاي مفرحِ كودكانه به يك فيلم تلخ و جدي تغيير لحن ميدهد و در آن نشانههايي ظاهر ميشود كه حتي در فيلمهاي بزرگسال هم به اين صراحت كمتر ميتوان سراغ گرفت. مثلاً در فيلمِ ظاهراً رئالِ كودكانه صمدي به صريحترين حالت ممكن شاهد رابطه جنسي پيش از ازدواج بين يك دختر و پسر جوان- در مضحكترين فرم و اجرا- هستيم و جالب آنكه نهايت واكنش مادر دختر اين است كه به دختر بگويد «ديگه از اين كارا نكن!» و كارگردان محترم هم اساساً سعي نميكند به اين سؤال پاسخ دهد كه اگر «پدر آن ديگري» يك فيلم كودك است، پس چنين خردهداستاني چه جايي در يك فيلم كودك دارد؟
گفتيم كه «پدر آن ديگري» ظاهراً يك فيلم كودك است. داستان پسر شش سالهاي كه به اختيار و انتخاب خود در تمام اين شش سال حرف نزده و متوجه ميشويم كه او در اعتراض به برخوردهاي پدرش تصميم گرفته حرف نزند، اما آن مشكل «منطق» كه اشاره كرديم در تمام فضاسازي فيلم موج ميزند در داستان فيلم هم همينجا نمود پيدا ميكند. مشكل اصلي فيلم اين است كه اساساً مشخص نيست شخصيتهاي فيلم صمدي، بهويژه «پدر»، چرا بيدليل عوضي هستند و بيمنطق. آيا اين رفتار پدر بعد از لالبازي پسر آغاز شده يا لالبازي پسر بعد از رفتار او! در فيلم لالبازي پسر در پاسخ به محبت پدر به برادر كوچكتر است، خب پس در فاصله به دنيا آمدن شخصيت اصلي فيلم و برادر كوچكترش چرا رابطه او و پدر مخدوش بوده و او را وادار به حرف نزدن كرده است؟ چرا شخصيتهاي فيلم كه همگي خانواده كودك فيلم هستند، با او كه گمان لال بودنش ميرود آنقدر بد و تحقيرآميز برخورد ميكنند؟ و چنين برخورد تحقيرآميزي در كجاي جامعه ايراني ديده ميشود جز فيلم يدالله صمدي؟
فيلم صمدي محصولي است كه در آن دنبال هيچ منطقي نميگرديم و اين يعني فيلم بد، حتي با وجود يك شخصيت جذاب و لحظاتي مفرح. البته در روزهاي اخير برخي از چهرههاي مشهور «پدر آن ديگر ديگري» را به دليل خانوادهمحور بودن ستايش كردهاند و حتي براي آن بليت نذر كردهاند، چنين مواضعي شايد در نگاه اول واكنشي باشد به سينمايي كه ديدن اكثر فيلمهايش را نميشود به «خانوادهها» توصيه كرد، اما با اين همه «پدر آن ديگري» نيز نهتنها تصوير مثبتي از خانواده و بهخصوص «پدر» ارائه نميدهد بلكه حتي به دليل خردهروايتهاي بزرگسالانه قابل توصيه به كودكان نيست، آنهم در روزهايي كه انيميشن خوب «شاهزاده روم» روي پرده است.