از شانس بد اولاد آدم، هر موقع كه اولاد آدم آمد انتقاد سازنده بكند، يا شرايط حساس بود، يا بحران در مملكت ساري و جاري بود يا بحران جهاني نشت و اتصالي كرده بود و پيچش هرز ميرفت و يا... بنابراين اولاد آدم چه دارد براي نوشتن و نقادي و اين جور كلمات و كمالات و اكملجات؟ نمونهاش همين امروز تصميم داشتم كه در مورد صادرات غيرنفتي چيز بنويسم كه چه شد كه هر چه صادر ميكنيم باز هم اندر خم يك كوچهايم و آب از آب تكان نميخورد؟ (البته تعداد پورشههاي وارداتي تكان ميخورد!)كه ناگهان دري به تخته خورد و باز نعمتزاده جلو راه اولاد آدم سبز شد و سد معبر كرد و از مأموران شهرداري خبري نبود كه نبود و اولاد آدم مجبور شد نصايح مشفقانه و پدرانه نعمتزاده را آويزه گوش كند تا درس عبرتي باشد براي عبرتپيشگان! وزير اينبار بهانهاش جور شد و گفت ركود جهاني است! بله! تقصير ما نيست، تقصير اقتصاد جهاني است و اين آسمان كه همه جا يك رنگ است (اما در يك كشورهايي خوب ميبارد و در يك كشورهايي قحطي راه مياندازد!) وزير صنعت، معدن و تجارت رسيدن به رشد اقتصادي هشت درصدي در برنامه ششم را منوط به توليد و صادرات عنوان و اعلام كرده: «صادرات غيرنفتي از رشد نسبي برخوردار بوده است اما به دليل ركود جهاني، با وجود افزايش كمي با كاهش درآمد صادراتي مواجه بودهايم.»
اولاد آدم ميگويد كاش كشورهايي كه تجربه مهار ركود جهاني را دارند، بلند شوند و بيايند اينجا آستين بالا بزنند و گلريزان كنند. تا ما هم يكريزه خودمان را بجنبانيم و فكر نكنيم كه مردهايم! حالا حتماً نبايد بيايند تهران! هر شهري كه رفتند، دمشان گرم. به اين ميگويند تمركززدايي! اصلاً ما گلوي خود را تا حنجره پاره كرديم كه اين پايتخت را برداريد ببريد طبس! ببريد اروميه! ببريد شاهرود! قم! مهاباد! سوسنگرد!... اما كو گوش شنوا؟ اصلاً ديگران بيايند از سفير فنلاند ياد بگيرند! نمونه است به خدا! دومي ندارد! در دكان هر عطاري پيدا نميشود! «هري كمراينن» با بيان اينكه فنلاند كشور سبز محسوب ميشود، اظهار كرده: فنلاند ميتواند كمكهاي زيادي به همدان در زمينه اكوتوريسم، حفظ محيطزيست، مديريت پسماند، مصرف بهينه انرژي، چگونگي تبديل پسماندهاي شهري به انرژي و مديريت آب داشته باشد. البته اولاد آدم مانده است كه آنها چطور همدان را روي نقشه ديدهاند و برايش نقشه كشيدهاند و جاهاي ديگر را نديدهاند؟ (البته اين سخن قياس با صحبتهاي پوتين نباشد كه ميگفت امريكاييها آب را در مريخ ميبينند اما مشكلات سوريه را نه!) اما اولاد آدم كه بخيل نيست. انشاالله خيرش را ببينند! جناب سفير لابد امكانات و مزاياي مملكت ما را از وكيل و وزير بهتر ميشناسد و ميفهمد! او ميفهمد كه كجا بايد سرمايهگذاري كند و كجا سرمايهبرداري!
كاش اهالي همدان وساطت بقيه بخشهاي اين سرزمين را پيش فنلانديها بكنند. اصلاً همدان چه فرقي با يزد و ساري و بوشهر دارد؟ مخصوصاً حالا كه معلوم شده است بعد از جنگ در تمام دولتها وضعمان يكطور بوده و آنطور كه ميگويند نبوده و همه دولتها تقريباً سر و ته يك كرباس بودهاند! اين هم كه ميگويم، كار من نيست! كار سفير فنلاند هم نيست! استاندار همدان هم نيست! كار انگليسها هم نيست. پس لابد ميپرسيد كه كار، كار كيست؟ كار كدام خواجه نصيري هست؟ خواجه نصيرالدين طوسي؟ آبي؟ بنفش؟ لاجوردي؟ نيلي؟.... بله درست حدس زديد! كار، كار نيلي است! مشاور اقتصادي رئيسجمهور گفته: «نگاه اجمالي به عملكرد اقتصادي در سه شاخص رشد اقتصادي، تورم و بيكاري بعد از جنگ تحميلي تاكنون نشان ميدهد، تورم به طور متوسط 20 درصد، نرخ بيكاري 12درصد و رشد اقتصادي 4 درصد بوده است.» حالا كه حرف، حرف نيلي شد، اولاد آدم نميتواند جلوي خودش را بگيرد و آنچه نيلي در سر دارد را رو نكند! نيلي به پايين نگه داشتن نرخ ارز به صورت دستوري اشاره كرده و گفته: «نرخ ارز به خاطر تورم بالا به صورت دستوري و غيرواقعي پايين نگه داشته شده است و در قيمتگذاري محصولات نيز در طيف گسترده نرخها به صورت دستوري پايين نگه داشته شده است تا به اندازه تورم رشد پيدا نكنند.» بنابراين نرخ ارز را ميخواهند بكشند بالا كه يك فدايي فرستادهاند روي ميدان مين! اولاد آدم مانده است كه از دولتهاي زمان پس از جنگ كه با دلار هفت توماني كارشان را شروع كردند چطور رسيدهايم به اين دولتها كه دلار با اين قيمت گزاف بازار برايشان هنوز ارزان محسوب ميشود و ككشان نميگزد. اولاد آدم مانده است كه اين نرخهايي كه ميدهند را چگونه ميدهند؟ خواببين كه نميشوند كه؟ نه؟