اولاد آدم كه يارانهاش را پيشخور كرده بود، يادش رفته بود كه ديگر آهي در بساط ندارد. او حالا كاسه چه كنم چه كنمش را هم قايم كرده تا شما شهروندان محترم و محترمه نبينيد و آه و فغانتان برايش بالا نرود. او از دلسوزي ديگران معذب ميشود و بعد شما اگر دلسوزي كنيد و ببينيد كه اولاد آدم اخم كرده، لابد مكدر ميشويد! باري به هرصورت اگر اولاد آدم مانند مورچه عقل معاش داشت و يك حساب دو دو تا چهارتا ميكرد، كارش به اينجا نميكشيد. حالا بايد بنشيند و ببيند چه راهكاري پيدا ميكند تا بدهيهاي بالا آوردهاش را صاف كند؟ اصلاً راهكار اينكه بيشتر بدهكار نشود چيست؟ اصلاً اولاد آدم بايد بيايد يك طرح را جوري بچيند كه نقش همه در دادن بدهي اولاد آدم به تفكيك، مشخص باشد! از سردبير گرفته تا دربان كافي شاپ هتل سر تخت طاووس كه نزديك در خروجي روزنامه است! شايد هم اولاد آدم خاطرات اين دورانش را بعدها نوشت و از بابت آن خاطرات و آوردن اسم ديگران، به جايي رسيد. البته اگر اين خاطرات، ضد خاطرات نباشند! بگذريم. وارد معقولات نشويم! همان چرتكهمان را بيندازيم ببينيم اين مسئوليت بازپس دهي بدهي ما به ديگران را چه كسي به عهده ميگيرد، كافي است!
لابد ميگوييد اي اولاد جان! يك مثال عملي بزن تا ما بفهميم در كجاي خيابان ايستادهايم؟ اصلا خيابانش گشاد است يا بنبست؟ ورود ممنوع است يا ورود مجاز؟ هميشه يكطوري حرف ميزني انگار تمام راهها مسدود شده و تو بايد جانفشاني كني! انگار وظيفهات نبوده كه حساب دخل و خرجت را داشته باشي و حالا منتش را سر همه ما ميگذاري! انگار بناست از بانك دزدي كني يا شبانه از حساب بانكي بانكها پول برداري يا حساب ديگران را افشا كني كه نقشه بايد بكشي و تيم تشكيل بدهي و...
اولاد آدم ميداند كه نادم است. اما حتماً يك الگوي مناسب پيدا ميشود كه اولاد آدم از روي آن كپي برداري كند و براي دادن قرضهايش به تدوين راهكار مناسب برسد! لابد تدبير مناسب پيدا ميشود. (مثل ماجراي خانههاي خالي كه ديروز گفتم و حالا يكسال به آنها فرجه دادهاند كه يا ناخالي باشند يا خال خالي! اگر بعد از يكسال منوال عوض نشد به صورت تصاعدي بايد ماليات بدهند تا نرخ ماليات برابر قيمت خانه شود و از چشمشان در آيد!)
الگوي اولاد آدم در دادن بدهي
راستش الان دم به نقد ماجراي مأموريت براي نميدونم چي؟ توسط جهانگيري به سه عضو كابينه مطرح است. شايد راه و روش آنها، همان گمشده اولاد آدم باشد. سرانجام بناست بدهيهاي دولت پرداخت شود. (ربطي هم به داراييهاي بلوكه شده آزاد شده يا حذف يارانه ثروتمندان يا مالياتهاي سنگين اصناف يا آن 4 ميليارد سپرده هر صرافي براي ادامه كار ندارد!)معاون اول رئيسجمهور با تأكيد بر برنامه دولت براي پرداخت بدهيهاي خود به پيمانكاران گفته: وزير اقتصاد، رئيس سازمان مديريت و رئيس كل بانك مركزي مأمور تدوين راهكارهاي پرداخت بدهيهاي دولت شدهاند. اگر سه نفر هم پيدا شوند و حساب يارانه اولاد آدم را صفر كنند، حسابمان صاف ميشود و ميافتيم روي غلتك و گازش را ميگيريم و ميرويم!
راستيتش اولاد آدم ميداند كه خوبيت ندارد دولت به تعهد پرداخت بدهيهاي خود به پيمانكاران پايبند نباشد! اولاد هم خوبيت ندارد كه پول مردم را ندهد. به قول وزير مسكن الان اخلاق است كه مشكلات شهري ما را حل ميكند! پس بياييد اخلاقي بودن را از كابينه شروع كنيم و بعدش هر كداممان يك كابينه خانگي داشته باشيم. يك عمر به همه نان قرض داديم، حالا بياييم و ديگران به ما نان قرض ندهند كه بيخود قرض گرفتهاي و ندادهاي؟ بله! تازه معاون اول رئيسجمهور بر ضرورت جلوگيري از افزايش بدهيهاي دولت تأكيد و خاطرنشان كرده: در طرحي كه قرار است براي تسويه بدهيهاي دولت تدوين شود، بايد وظايف و تكاليف هر بخش و هر دستگاه مشخص باشد تا همه دستگاههاي مربوطه براساس نقشه راه حركت كنند. (يعني مثلاً سهم مردم در ماليات دادن، گران خريدن، با تورم زندگي كردن و... مشخصتر شود!)
حتي در خبر آمده است كه وي با اشاره به برنامه قطعي دولت براي پرداخت بدهيهاي خود، ضرورت تدوين طرحي جامع براي اين منظور را مورد تأكيد قرار داده و افزوده: براي تسويه بدهيهاي دولت نيازمند طرحي هستيم كه همه مسائل و جوانب در آن لحاظ شده باشد و اگر در اين راستا نيازمند به قانون باشيم، لايحهاي تنظيم ميكنيم و آن را به مجلس شوراي اسلامي تقديم خواهيم كرد.
ميبينيد. قصه خيلي جدي است. شايد اولاد آدم هم لازم باشد نامهاي بنويسد و بدهد به كسي كه در روزنامه برو و بيايي دارد (همين آبدارچي نازنينمان) و بعد نامه برسد به دست مدير مالي و پاراف كند كه آن چهل و خوردهاي هزار تومان يارانه را كه پيشخور كردهام، به من لايي كشيده و بدهند. آن وقت ميگوييم همه دستگاهها مساعدت كردند تا پاراف شد. حتي اگر صندوق مالي خالي باشد، اولاد آدم آن پاراف را به طلبكاران نشان ميدهد و آنها هم سگرمههايشان را باز ميكنند و ميگويند دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد! اولادها ميآيند و ميروند اما صندوقدارها ميمانند!
اولاد آدم از اينكه جهانگيري، طريقه جهانگيري را به اولاد آدم آموخت، سپاسگزار است. الان بروم امور مالي كه تا اول برج است آن امضاي طلايي را بگيرم...
ادامه خبر
در اين جلسه كه وزير امور اقتصادي و دارايي، رئيس كل بانك مركزي، رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، مشاور رئيسجمهور در امور اقتصادي، رئيس سازمان بورس و اوراق بهادار نيز حضور داشتند، گزارشي از جلسات دستگاههاي ستادي اقتصادي دولت براي تدوين راهكارهاي عملياتي جهت پرداخت بدهيهاي دولت ارائه شد و پيشنهادات و راهكارهاي اجرايي و برنامهي زمانبندي آن تشريح شد. پس از طرح نظرات و ديدگاههاي مختلف، مقرر شد مجموعه پيشنهادات و راهكارهاي مطرح شده، در جلسهاي با حضور وزير اقتصاد، رئيس كل بانك مركزي و رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور جمعبندي شده و نتيجه نهايي جهت طرح و تصميمگيري در نشست هيئت وزيران ارائه شود.