
تماشاخانه ايرانشهر به عنوان يكي از مراكز مهم و اصلي نمايش كشور اين روزها با حاشيه و اتفاقات عجيب و غريبي دست به گريبان است كه تا به حال نمونهاش را كمتر در فضاي تئاتر مشاهده كردهايم. روند متوالي اين اتفاقات انتقادات زيادي را متوجه مديريت اين تماشاخانه كرده است.
سير نزولي نمايشهاي ايرانشهر را بايد از چند سال قبل جستوجو كرد. سير نزولي كه حالا به اوج خود رسيده و نارضايتي مخاطبان اصلي ايرانشهر را به همراه آورده است. اين تماشاخانه كه زماني هنرمندان مشهوري چون سمندريان، ناظرزاده كرماني و علي رفيعي بر صحنهاش نمايش اجرا ميكردند حالا با به روي صحنه رفتن آثاري بدون محتوا و تجاري از رويكرد پيشين خود فاصله گرفته و در عمل چيزي براي ارائه ندارد.
وقتي سال گذشته انتقادات به اجراي نمايشهاي تجاري مثل «دورهمي زنان شكسپير» در اين تماشاخانه بالا گرفت، مجيد سرسنگي مديريت ايرانشهر با بيان اينكه براي درآمدزايي به فروش بيشتر نياز ست، جواب منتقدان را داد. توجه صرف به گيشه، ناديده گرفتن سليقه مخاطبان، بيتوجهي به فرم و محتوا ايرانشهر را از ماهيت كارياش كه كمك به تئاتر و هنرمندان خلاق بود، دور كرد.
پس از «دورهمي...» حاشيهها دوباره به ايرانشهر بازگشتند و در اواخر سال گذشته نمايش «پائيز» از سوي مدير مجموعه توقيف شد و چند شبي به روي صحنه نرفت. سرسنگي كه شخصاً «پائيز» را توقيف كرده بود درباره دلايل اين اقدامش گفت: اين سالن يك هويت فرهنگي دارد. مردم انتظار ندارند روي صحنه اينجا سياهبازيهاي «گلريزي» ببينند، بعد از چندين بار تذكر بار ديگر نمايش را ديدم و با اينكه آقاي برهاني مرند قول داده بود اصلاحات انجام شود متأسفانه آقاي بازيگر دست از شيطنت برنداشت.
اما اتفاقات عجيب و غريب تماشاخانه ايرانشهر امسال به اوج خود رسيد. حاشيهها ابتدا دامن «پينوكيا» را گرفتند. اين نمايش پس از چندين بار تذكر اداره نظارت و ارزشيابي تئاتر با عدم توجه از سوي مسئولان سالن و اعضاي گروه مواجه شد و در نهايت به دليل تكرار تخلفات اجراي نمايش لغو شد و دوباره پس از چند شب به روي صحنه رفت.
پس از آن نمايش «ترانهاي در انتهاي كوچه تاريك» كه داستان زندگي خوانندهاي مبتلا به سرطان را روايت ميكند به دليل اختلاف مالي بازيگر نقش اولش با مشكل مواجه شد و به روي صحنه نرفت. ناصح كامگاري كارگردان اين نمايش درباره مسائل پيش آمده براي اثرش بيان كرد: طرح درخواستهاي مالي غيرواقعبينانه كه با اقتصاد تئاتر تطابق نداشت از سوي بازيگر گروه، اين چالش را به وجود آورد و حتي مسئولان تماشاخانه ايرانشهر نيز نهايت همكاري را براي مجاب كردن او انجام دادند، اما از آنجا كه بازيگر ما تحت تأثير پيشنهادها و حمايتهاي جرياني است كه در تئاتر سرمايهمحور هستند اين تصميم را گرفت.
مورد عجيب بعدي مربوط به نمايش «پپروني براي ديكتاتور» به كارگرداني خسرو احمدي بود. نمايشنامه «پپروني براي ديكتاتور» دقيقاً همان متن نمايش «اسم» است كه قبل از «پپروني...» در همان سالن به روي صحنه رفته بود. اين هم از آن مسائل عجيبي است كه در ايرانشهر اتفاق افتاد و دو نمايش با يك نمايشنامه بلافاصله و پشت سرهم در يك سالن به روي صحنه رفتند. گويا هماهنگيهاي لازم براي به روي صحنه رفتن يك نمايش در تماشاخانه ايرانشهر وجود ندارد كه چنين موردي اتفاق افتاد. البته مسائل مربوط به اين نمايش در همين حد باقي نماند و پس از بسته شدن بليتفروشي اينترنتي نمايش، سرسنگي درباره اجراي «پپروني» گفت: اين نمايش را ديدم و ايرادات اين نمايش به دليل استفاده از واژههاي نادرست بود.
اين فصل تماشاخانه ايرانشهر كه از مرداد ماه شروع شد با اجراي سه نمايش ضعيف همراه بود و مجموعهاي از اتفاقات كمنظير را با خود به همراه داشت. بدعتهايي نو از جانب مديريت، كارگردانان و بازيگران كه اميدواريم نمونهاش را در هيچ سالني شاهد نباشيم. تماشاخانه ايرانشهر كه اجراي نمايش در آن روزي اميد بسياري از كارگردانان بود حالا در حال از دست دادن اعتبار گذشتهاش است. بها دادن به نمايشهاي بدون محتوا و پشت در ماندن كارگردانان صاحب ايده نكته مهمي است كه مديران هنري بايد به آن توجه كنند. شروع پروسه آمدن نمايشهاي نازل بر روي صحنه سالنهاي ايرانشهر كه زماني بزرگاني چون سمندريان بر روي آن نمايش اجرا ميكردند را بايد در چند سال قبل جستوجو كرد. زماني كه نمايشهاي بدون محتوا و تجاري فقط به قصد فروش بليت به روي صحنه رفتند.