زماني كه جهان غرب خود را در برابر ميليونها انسان كشته شده در جنگي سلطه جويانه روبهرو و مديون ميديد، طرز فكري انتقادي نسبت به ماهيت «جنگ» در جامعه انساني گرفتار آمده در دو بلوك شرق و غرب شكل گرفت كه اعتراض خود نسبت به جنگ افروزي قدرتهاي بزرگ را در قالب ادبيات ضد جنگ اعلام ميكرد. رمانهايي چون: «در غرب خبري نيست»، «كج 22» و «كمپاني ك» از نمونههاي آثار ضد جنگي پس از جنگ جهاني دوم هستند كه به دليل ماهيت روشنفكر مآبانه نويسندگانشان، رفتهرفته اين گونه ادبيات را به نمادي براي اعلام روشنفكري قشر جوان و
تحصيلكرده درآورد.
به اين ترتيب وقتي ادبيات ضد جنگ به ايران ورود يافت، برخي از جريانهاي فكري غربگرا يا شرقگرا را به طمع انداخت تا براي عقب نماندن از قافله روشنفكري، به خلق آثار ضد جنگي بپردازند. در اين ميان بروز جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه ايران، به ميداني براي اين دست از روشنفكرمآبان درآمد كه بدون در نظر گرفتن ماهيت دفاع مقدس، سعي در خلق آثار ضد جنگي و نسبت دادن آن به جنگ ايران و عراق داشتند.
اما اشتباهي كه اين قشر همواره در پرداختن به جنگ تحميلي مرتكب ميشوند عدم توجه به اين نكته است كه اصولاً بحث دفاع با جنگ تفاوتي ماهيتي دارد. آنچه در 31 شهريور سال 59 رخ داد، حمله سراسري ارتش بعث عراق به قصد تصرف بخشهاي بزرگي از كشورمان بود كه باعث شد ملت ايران در دفاعي مشروع از تماميت ارضي و اعتقادياش، به مقابله با دشمن بپردازد. بنابر اين اگر در جنگهاي جهاني اول و دوم، زيادهخواهيهاي قدرتهاي بزرگ آنها را به تقابل سخت با يكديگر واداشت، در قضيه جنگ تحميلي ما تنها دفاع كننده بوديم و هرگز به استقبال جنگ نرفتيم.
از سوي ديگر عدم تطبيق منصفانه حوادث رخ داده در جنگ تحميلي با ساير جنگها مسئله ديگري است كه برخي از نويسندگان را به ورطه ادبيات ضد جنگ ميكشاند. صعوبت و وحشيگريهاي انجام گرفته در جنگهاي جهاني در تقابل با نگاه ارزشي رزمندگان كشورمان در دفاع مقدس، دو امر متضاد هستند كه معلوم نيست چرا در مقايسه اين دو حادثه تاريخي كمتر به آن توجه ميشود. هرچند بايد اذعان داشت كه ضعف در نشان دادن قداستهاي دفاع مقدس از سوي نويسندگان ارزشي، يكي از دلايل جولان آثار ضد جنگي است، اما اگر قبول داشته باشيم كه ادبيات ضد جنگ اعتراضي به ماهيت جنگ است، قدرمسلم بايد نويسندگان روشنفكرمآب نسبت به شناخت ماهيت دفاع مقدس اهتمام ويژهاي مبذول دارند.
در يك نگاه كلي ادبيات ضد جنگ پاسخ ذهن خسته بشر به صعوبتهاي رخ داده در جنگهاي اول و دوم جهاني بود كه ضربات مهلكي را بر دستاوردهاي مادي و معنوي بشر برجاي گذاشت. در صورتي كه جنگ تحميلي، دفاع مشروع ملت ايران در برابر تجاوزي سلطهجويانه بود كه رفتارهاي ارزشي رخ داده درآن، بر غناي معنوي فرهنگ جامعه بشري افزود و بايد با پرداخت صحيح به اين دستاوردهاي معنوي، جنگ تحميلي و دستاوردهايش را چون ميراثي ارزشمند براي جامعه بشري حفظ كرد.