
هميشه از كودكي سعي داشتم تا مرتب و منظم باشم. قطعاً به عنوان يك كودك خردسال وظيفه چنداني نداشتم. اما يادم ميآيد وقتي كوچك بودم و اتاقم حسابي بههم ريخته بود و تمام اسباببازيهايم روي زمين پخش و پلا بودند، مادرم وارد اتاقم كه ميشد، ابتدا از دستم عصباني ميشد و بعد برايم توضيح ميداد كه مسئوليت نگهداري از اسباببازيهايت، عروسكهايت و اتاقت بر عهده توست. اگر آنها را دوست داري، بايد از آنها خوب نگهداري كني! مرتب نبودن اتاقت و بههم ريخته بودن آن ممكن است به خودت و اسباب بازيهايت آسيب برساند؛ مثلاً پايت روي عروسكت برود؛ آن موقع هم پاي تو درد ميگيرد، هم عروسكت ممكن است خراب شود. پس، در قبال اسباببازيها و اتاقت مسئوليتپذير باش! درست از همان زمان بود كه با مسئوليتپذيري آشنا شدم. از همان كودكي با وظايفم و مسئوليتهايم آشنا شدم.
در زمان مدرسههنگامي كه به مدرسه رفتم، كارهاي مدرسه به مسئوليتهايم اضافه شدند، مشق نوشتن و درس خواندن. شايد تا زماني كه در دوره ابتدايي و حتي راهنمايي بودم، مشكل چنداني نداشتم اما همه ما خوب ميدانيم هنگامي كه پا به دوره نوجواني ميگذاريم، سرمان با چيزهاي ديگري غير از درس، گرم ميشود؛ كتابها، مجلات، فيلمها، سريالها و... در آن زمان فشار درس كمي بيشتر شده بود و من هم بيشتر با كتاب خواندن و فيلم ديدن خودم را مشغول كرده بودم تا اينكه روزي مادرم عصباني پيشم آمد و دليل كم درس خواندنم را پرسيد؛ من هم گفتم كه خسته شدم و حوصله ندارم. مادرم هم با جديت گفت: يعني چه؟ تو يك دانشآموزي و وظيفهات درس خواندن است! كتاب خواندن و فيلم ديدن مشكلي ندارد اما در صورتي كه به موقع باشد و در صورتي كه به درسات لطمه نزند! تو وظيفهاي جز درس خواندن نداري! نه بچه داري! نه مجبوري خانه را تميز كني يا آشپزي كني! مثل كودكيات كه گفتم در قبال اتاق و وسايلت مسئوليتپذير باش، اكنون هم در قبال درسات بايد مسئوليتپذير باشي!
در جامعهاكنون كه در دانشگاه هستم و وارد جامعه شدهام، حرفهاي مادرم را خيلي بيشتر و بهتر درك ميكنم. حالا در كنار درسها و كارهاي دانشگاه كه از وظايف اصليام هستند، برخي از كارهاي خانه نيز به عهده من است و در كنار تمام اينها، كارهاي متفرقه ديگري نيز انجام ميدهم. ديگر در اين سن با تمام وظايف و مسئوليتهايم آشنا هستم و اين به خاطر حرفهاي مادرم، پدرم و همينطور آموزشهاي مدرسه بود.
امروزه اما...امروزه اما متأسفانه در جايگاههاي متفاوتي شاهد عدم مسئوليتپذيري افراد در جامعهمان هستيم. از بسياري كارمندان در ادارات گرفته كه در انجام كارها كملطفي ميكنند و متأسفانه در قبال كارشان مسئوليتپذير نيستند يا دير به سر كارشان ميآيند، يا زود محل كارشان را ترك ميكنند و زمان استراحتشان را بيش از حد طولاني ميكنند، تا افرادي كه با هم ازدواج ميكنند و تشكيل خانواده ميدهند. مشكلات عديدهاي كه امروزه در بين بسياري از زوجهاي جوان ميبينيم ناشي از عدم مسئوليتپذيري يك يا هر دوي زوجين است. هنگامي كه در يك خانواده دو نفره، مرد به وظايف شوهرياش درست عمل نكند؛ از محل كار دير به خانه برگردد و تا دير وقت بيرون بماند، در كارهاي خانه به همسرش كمك نكند، به همسرش خرجي ندهد و... نشاندهنده اين است كه او در قبال وظايفش مسئوليتپذير نيست. يا حتي برعكس، هنگامي كه خانمي دائماً در پي خريد كردن، خوشگذراني و ديدن تلويزيون باشد و او نيز به وظايف همسرياش درست عمل نكند، تعيينكننده اين موضوع است كه او نيز در جايگاه خودش مسئوليتپذير نيست. حال بياييد فرض كنيم زوجي كه هيچكدام مسئوليتپذير نيستند، صاحب فرزند شوند! چه بر سر آن كودك خواهد آمد؟! مردي كه به عنوان يك شوهر مسئوليتپذير نيست، چطور ميخواهد پدري مسئوليتپذير باشد؟ يا حتي زني كه وظايف همسرياش را به درستي انجام نميدهد، چطور ميخواهد مادري مسئوليتپذير باشد؟
حرف آخرقطعاً مسئوليتپذيري يك امر مهم تربيتي است و نقش پررنگي در هر جامعهاي ايفا ميكند. به طور قطع ميتوان گفت اگر هر انساني، در ابتدا، در محيط خانواده، با اين امر آشنا شود، ميتواند در آينده فردي مسئوليتپذير و مفيد براي جامعهاش باشد. اگر هر كس در قدم اول وظايفش را بشناسد و در قدم دوم به آنها عمل كند و در قبالشان مسئوليتپذير باشد، جامعه يقيناً به سمت و سويي هدفمند گام خواهد برداشت. يادمان باشد جامعهاي موفقتر است كه افراد آن مسئوليتپذيرتر باشند.