بیهوده نیست که مقام معظم رهبری در 17 خرداد 1368 در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه شخصیت امام خمینی (ره) را از منظر دین بررسی می کنند و می فرمایند: «شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام عزیز ما، حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیاى معصومین، با هیچ شخصیت دیگرى قابل مقایسه نبود. او ودیعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى دید، عظمت بزرگان دین را باور مى کرد. ما نمى توانیم عظمت پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، سیدالشهداء (ع)، امام صادق (ع) و بقیه اولیا را حتى درست تصور کنیم؛ ذهن ما کوچکتر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور کند؛ اما وقتى انسان مى دید شخصیتى با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ایمان قوى، عقل کامل، داراى حکمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بىاعتنایى به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسى و عبودیت مخلصانه براى خدا، دستنیافتنى است، و مشاهده مى کرد که همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشید هاى فروزان آسمان ولایت، اظهار کوچکى و تواضع و خاکسارى مى کند و خودش را در مقابل آنها ذرهیى به حساب مى آورد، آنوقت انسان مى فهمید که پیامبران و اولیاى معصومین (ع) چقدر بزرگ بودند.»
تبعیت از دینی که خود مسیر بشر را مشخص کرده است، می تواند رهبری بسازد که نه تنها مسیر جامعه خویش که در مواردی مسیر دیگر انقلابیون جهان پیرامون خود را تعیین کند.
اسطوره ای که برای همه اسطوره است
گاهی وقتی سخن از یک اسطوره می شود، مردمان یک سرزمین اسطوره مشترکی دارند که اگر بخواهیم آن را در انسان هایی با عقاید و ارزش های کاملا متفاوت تطبیق دهیم، راه به جایی نمی بریم. زیرا تفاوت ارزش های آن اسطوره چنان با دیگر ملل چشمگیر است که راهی جز منحصر کردن آن نمی توان یافت. اما این ویژگی در اسطوره دوران معاصر ایران صدق نمی کند. امام خمینی (ره) نه تنها در ایران بلکه در نظر دیگر مسلمانان جهان و حتی غیر مسلمانان شخصیتی ارزشمند و قابل تبعیت داشتند. مصداق های چنین ازعانی را به سادگی می توان یافت.
برای نمونه وقتی علی اکبر اُف از سوی یکی از گروه های اسلامی اکراین برای شرکت در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) به ایران می آید، در مصاحبه ای که با مجله حضور ( شماره 62، پاییز 1386) داشته، در پاسخ به این سوال که به نظر شما تفاوت اساسی امام خمینی با سایر رهبران دنیا چیست، میگوید: « برای درک این تفاوت باید ببینیم رضایت خداوند در چیست. اولین و بزرگترین دلیل معتبر این تفاوت، آن است که امام خمینی (ره) در عرصه عرفان به قدری زحمت کشیدند که توانستند خداوند را به خوبی بشناسند و در جهت رضای او مجاهده کنند. یکی از ثمرات شناخت خداوند این بود که حضرت امام روح تازه ای به جهان بخشیدند. مقتدای امام خمینی (ره) و آزادی بخش جهان، امام حسین علیه السلام است. این است که مذهب شیعه، مذهب حقیقی است. خدا را شکر هنوز کسانی هستند که مؤمن به اهداف و اندیشه های امام هستند و آنها را به دیگران می رسانند. امام خمینی (ره) توانست بعضی از مقاصد امام حسین علیه السلام را در دنیا به مرحله اجرا درآورد. حضرت امام (ره) از لحاظ فیزیکی و جسمی از دنیا رفته است ولی از نظر روحی و معنوی با ماست، اگر نبود، جمهوری اسلامی نمی توانست این چنین با قدرت در برابر رژیم شیطانی صهیونیستی ایستادگی کند.
هرچند که دشمنان سعی در محو و نابود کردن آن دارند. بنابراین، تفاوت امام با سایر رهبران عالم این است که ایشان خداوند را شناختند و همچون امام حسین علیه السلام در جهت برپایی دین خداوند و رضای خداوند به مردم خدمت می کردند. امام (ره) در همه کارها توحید و اخلاص را هدف خویش قرار دادند.»
این تفاوت را در سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز می توان یافت. ایشان در دیداری که با اعضای ستاد برنامهریزی همایش بین المللی قرآن و امام خمینی (ره) داشتهاند، گفته اند: تأثیری که امام بر جهان گذاشت، فراگیر بود و حتی مردم روستایی در مناطق دوردست کشورهای آمریکای جنوبی، عکس امام را در کنار عکس های قهرمانان ملی خود، زینت دیوارها می کردند.
میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است
کافی است کمی فکر کنید تا لیستی از افراد تاثیرگذار جهان در سرنوشت ملت هایشان در ذهنتان مرور شود. اما سوال اینجاست که فرق میان امام خمینی (ره) با اعضای این لیست کجاست؟
دکتر مهدی گلجان، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس نام مهم ترین رهبران دنیا را می آورد و میگوید: «به نظر من میتوان ماهاتما گاندی و مائو تسه تونگ رهبران هند و چین را از برخی جهات به امام خمینی (ره) شبیه دانست. امام خمینی (ره)، گاندی و مائو، سه رهبر بزرگ تاریخی هستند که ویژگیهای مشترک زیادی دارند از جمله: رهبری ایدئولوژیک، رهبری (شخصیت) کاریزماتیک و انسان های فراتاریخی. رهبری امام خمینی (ره) مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی و نگاه مذهب تشیع به تشکیل حکومت اسلامی و تئوری ولایت فقیه بود. گاندی مبارزه منفی و ضداستعماری را به عنوان خطمشی و ایدئولوژی یا همان نگاه تئوریک خود برگزید و مائو نیز با تکیه بر ایدئولوژی و تئوری کمونیسم و تکیه بر توده مردم، حرکت انقلابی خود را گسترش داد. بررسی زندگی شخصی و سیاسی امام خمینی، گاندی و مائو نشان میدهد که هر سه علاوه بر ایدئولوژی محور بودن، از ویژگیهای رهبران کاریزماتیک نیز برخوردار بودند.»
ولی تفاوت امام خمینی با این افراد در چیست؟ دکتر گلجان چنین پاسخ میدهد که: «اندیشههای امام خمینی (ره) تماماً مبتنی بر آیات قرآن، احادیث نبوی و سخنان ائمه اطهار بود. به طور کلی پیام های امام خمینی (ره) از ابتدای حرکت تا هنگام وفاتشان چه پیش از پیروزی انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر محتوای مذهبی و الهی، بر سه محور عمده استوار بود: برانگیختن مردم علیه حکومت طاغوت و ظلم و استبداد، هدایت و ترسیم مسیر انقلاب و جلوگیری از انحرافات به وجود آمده یا احتمالی، ثبت، دقیق تاریخ قیام و مبارزات مردمی و پیوند آنها با تاریخ.
جای تحلیل در این باره زیاد است. اگر از تحلیل ها بگذریم، با یک واقعیت مواجه می شویم. امام خمینی (ره) حرکتی را آغاز کرد که به ثمر رسید و الگویی شد برای دیگران. جنبش آزادی طلبانه دیگر مسلمانان از مصادیق این حرکت تاثیرگذار است.