کد خبر: 730593
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۴
نقش والدين در مسئوليت‌پذيري فرزندان
از پشت پنجره اتاقم به بيرون نگاه مي‌كنم و غرق تماشاي تعدادي پسر بچه كه در حال بازي فوتبال هستند مي‌شوم.
مريم ترابي

‌ تصوير اول: كودك جوانمرد

از پشت پنجره اتاقم به بيرون نگاه مي‌كنم و غرق تماشاي تعدادي پسر بچه كه در حال بازي فوتبال هستند مي‌شوم. چه زيبا گرم هيجان بازي و فارغ از دنياي اطراف خود هستند. ناگهان توپ با شوت بلندي محكم به پنجره همسايه برخورد مي‌كند و شيشه را مي‌شكند. صداي شكستن پنجره مرا از دنيايي كه در آن غرق هستم به دنياي حال پرتاب مي‌كند. صداي پيرزن صاحبخانه را مي‌شنوم كه با داد و بيداد و هوار وارد كوچه مي‌شود تا گوش پسربچه خاطي را بگيرد و طلب خسارت از او يا والدينش كند. همه‌ بچه‌ها فرار مي‌كنند به‌غير از يك نفر كه با سري خميده چشم به آسفالت خيابان مي‌دوزد و منتظر اجراي حكم تنبيه مي‌شود. پيرزن جلو مي‌رود و با صداي بلند مي‌پرسد: «تو شيشه را شكسته‌اي؟» پسربچه كه نبايد بيشتر از 10 سال سن داشته باشد با شرمساري و در حالي كه هنوز سرش پايين است با صدايي لرزان مي‌گويد: «ببخشيد من متوجه نبودم و محكم شوت كردم. عذر مي‌خواهم شما بگوييد من چه‌كار كنم؟» پيرزن كمي سكوت مي‌كند و بعد از چند لحظه كه به سنگيني مي‌گذرد مي‌گويد: بايد خسارت شيشه را پرداخت كني؟ پسرك سرش را بلند مي‌كند و با حالتي معصوم مي‌گويد: «چشم، شيشه پنجره را مثل روز اولش درست مي‌كنم». برايم عجيب است كه در تمام لحظه‌هايي كه پسرك با چهره‌اي شرمسار جلوي در خانه پيرزن مي‌ايستد بقيه همبازي‌هايش جلو نيامده و به دوستشان كمك نمي‌كنند. فوتبال يك بازي گروهي است. اگر مشكلي در طول بازي ايجاد شود بايد تمام گروه با هم آن مشكل را حل كنند. ولي عجيب است كه حتي بعد از آن‌كه پسرك به طرف خانه خود حركت مي‌كند باز هم دوستانش نمي‌آيند. اين شايد اولين تلنگري باشد براي عدم مسئوليت‌پذيري.

او بدون مخالفت با خواسته پيرزن مي‌رود تا با كمك بزرگ‌تر خود خسارتي كه وارد كرده است را جبران كند، اما بقيه...!؟

تصوير دوم: جوان بي‌مسئوليت

ماشينم را كنار خيابان و در محلي كه پارك خودرو مجاز است پارك مي‌كنم و براي خريد وارد فروشگاه ‌مي‌شوم. بعد از لحظاتي دزدگير ماشينم به صدا در‌مي‌آيد و شتابان به بيرون از فروشگاه مي‌روم و با صحنه‌ وحشتناكي روبه‌رو مي‌شوم. ماشينم از سمت راننده درب و داغان شده و مشخص نيست چه كسي اين بلا را سر ماشين آورده است. خوشبختانه يكي از افرادي كه در آنجا شاهد اين تصادف بوده خودروي خاطي را متوقف مي‌كند. پسر جواني سوار بر يك لندكروز، بدون تسلط داشتن بر ماشين به قصد پارك كردن خودروي خود ماشين من بخت برگشته را له كرده است. راننده لندكروز را وقتي مي‌بينم اولين سؤالي كه از او مي‌كنم اين است كه: «شما به ماشين من زديد؟» هيچ جوابي نمي‌شنوم. تصور مي‌كنم شايد نمي‌شنود دوباره سؤالم را تكرار كنم. مجدداً هيچ جوابي نمي‌شنوم و پسر جوان تنها نگاهم مي‌كند.

مرد ميانسالي نفس‌زنان خود را وارد حلقه‌ مردمي كه دور ماشين من زده‌اند مي‌كند، هراسان به من و ماشينم نگاه مي‌كند و مي‌گويد: «من خسارتتان را مي‌دهم.» با تعجب نگاه مي‌كنم و مي‌گويم: «شما پشت رل نبوديد و اين آقا مسبب اين تصادف است پس دخالت نكنيد.» مرد ميانسال دوباره تكرار مي‌كند: «من هرچقدر ماشين شما خسارت برداشته باشد پرداخت مي‌كنم.» باز هم مرد جوان حرفي نمي‌زند و تنها نگاه مي‌كند. بعد از گذشت لحظاتي و آمدن افسر راهنمايي رانندگي و تعيين خسارت مرد جوان به صدا در مي‌آيد و مي‌گويد: «حالا اجازه مي‌دهيد ما برويم؟» با تعجب نگاهش مي‌كنم و مي‌گويم: «فكر مي‌كردم ناشنوا هستيد و قدرت تكلم نداريد ولي اشتباه مي‌كردم، شما نه تنها زبان تكلم داريد بلكه انسان به شدت بي‌مسئوليتي هستيد كه با اتكا به پول، پشت پدر خود پنهان شده و از مسئوليت رفتاري كه انجام داده‌ايد شانه خالي مي‌كنيد.»

سپس رو به پدر مرد جوان مي‌كنم و مي‌گويم: «براي شما هم متأسفم كه پسري به اين بي‌مسئوليتي تربيت كرده‌ايد كه شجاعت برعهده گرفتن خسارتي كه وارد كرده است را ندارد.»

سوار ماشينم مي‌شوم و به سمت تعميرگاه حركت مي‌كنم. در طول مسير به ياد پسرك محله‌ام مي‌افتم كه با چه شجاعتي پاي اشتباهي كه مرتكب شده بود ايستاد و با شهامت و تنهايي جور دوستان ديگرش را نيز به دوش كشيد. در مقايسه با اين مرد جوان پسرك چقدر بزرگ و شجاع بود و مرد جوان چقدر كوچك و ترسو!

جامعه‌ سالم در گرو مسئوليت‌پذيري افراد

دوران كودكي و نوجواني دوران حساسي است كه والدين با هوشياري و نظارت در تربيت فرزندانشان مي‌توانند بذر مسئوليت‌پذيري را در وجود آنان بكارند.

والدين با رفتار درست وظيفه‌شناسي و مسئوليت‌پذيري مي‌توانند الگوي بسيار خوبي براي فرزندان خود باشند. در زندگي موارد كوچك و نكته‌هاي ظريفي وجود دارد كه با هشدار و آموزش بجا و به‌موقع، والدين مي‌توانند حس مسئوليت‌پذيري را در وجود فرزندشان تقويت و بارور كنند. برخي از والدين با حمايت‌هاي بي‌دليل از فرزند خطاكار خود نه تنها به او كمك نكرده بلكه با دستان خود كودك خود را به بيراهه هدايت مي‌كنند. بي‌مسئوليتي در برابر رفتار و گفتار و زندگي، عواقب رواني و اجتماعي بدي را در بزرگسالي به همراه دارد.

انسان بي‌مسئوليت ديگران و جامعه را در اشتباهات زندگي خود، مقصر مي‌داند و هميشه انتظار دارد جامعه و اطرافيانش حق را به او داده و از او حمايت كنند.

مسئوليت‌پذيري از چنان اهميتي برخوردار است كه در بسياري از تفاسير از امانت الهي، به همان تعهد و قبول مسئوليت ياد شده است و علت اينكه اين امانت عظيم، به انسان سپرده شده اين است كه او اين قابليت را داشت و مي‌توانست ولايت الهي را پذيرا گردد؛ يعني در جاده عبوديت و كمال به‌سوي معبود لايزال سير كند؛ چنانكه خداوند در قرآن مي‌فرمايد:

اِنّا عَرَضنا الاَمانَةَ عَلَي السَّماوَاتِ وَالاَرضِ وَ الجِبالِ فَاَبَينَ اَن يحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنهَا وحَمَلَهَا الاِنسَانُ اِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً (احزاب، آيه 72)

«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم آنها از حمل آن ابا كردند و از آن هراس داشتند امّا انسان، آن را بر دوش كشيد، او بسيار ظالم و جاهل بود.»

بياييد با رفتار و كردار خود الگوي مناسبي براي فرزندانمان باشيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها