کد خبر: 729613
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۸
اولاد آدم
مي‌گويند برخي از برندهاي لبني كه در سال گذشته بدون داشتن مجوز اقدام به افزايش قيمت محصولات خود كرده‌ بودند و پرونده‌هاي‌شان در سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان تشكيل شده بود و اخطار گرفته بودند، اما فقط اخطار بود و بعدش گزينه‌هاي روي ميز دود شد و رفت هوا، امسال هم بدون داشتن مجوز، قيمت محصولات‌شان را افزايش داده‌اند تا كور شود هرآن كس كه نتواند ديد! حالا ديگر آنها جوش گزينه‌هاي زير ميز را هم نمي‌زنند!
شما از متن فوق چه نتيجه‌اي مي‌گيريد؟ يا سنبه سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان پر زور نبوده يا آقايان گردنشان كلفت بوده! يا هر دو؟ يا هيچكدام!... تازه اين در حالي است كه وزير صنعت، معدن و تجارت چند روز پيش از ابلاغ بخشنامه افزايش 6 درصدي قيمت 18 قلم ماده غذايي در صورت تأييد سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان خبر داده بود كه اولاد آدم هم آن را تحويل گرفت، اما اين سازمان اعلام كرده كه هنوز هيچ مجوزي براي افزايش قيمت اين مواد غذايي كه لبنيات هم مشمول آن مي‌شود، صادر نكرده است. پس چه كسي صادر كرده است؟ يعني فكر مي‌كنيد مملكت اينقدر هر كي به هر كي است كه هر كي خواست در باب قيمت هر كاري بكند و هر كي نخواست نكند؟ يكي خودش خودخواسته بكشد بالا و يكي نه؟ مگر مي‌شود؟ يعني شرايط اينقدر تسهيلگرانه شده است؟
اولاد آدم نمي‌داند اين همه سيستم‌هاي نظارتي و دوربين مخفي و مداربسته باز و دفتر و دستك و ماليات و ارزش افزوده كه مي‌گذارند و بر مي‌دارند، ماحصلش چه مي‌شود؟ اگر آخرش بايد از جيب من و شما كسر شود، چرا واسطه مي‌گذارند؟ مستقيم كم كنند! اگر هم اين وسط توليد‌كننده و عرضه‌كننده دارند زير آبي مي‌روند، اسمشان را بگذاريم زير دريايي تا حداقل يك دل سير به آنها بخنديم!
بين خودمان بماند، مي‌گويند ملك‌الشعراي بهار روزي به قصد خريد وارد مغازه يكي از دوستانش شد و جنسي خريد. البته در عالم دوستي متوقع نبوده است كه آن دوست در قيمت حتي به او هم اجحاف كند، ولي آن شخص چون عادت به گرانفروشي داشته قيمت جنس را چند برابر از نرخ معمول حساب مي‌كند.
ملك، پول را مي‌دهد و مي‌گويد: نوكرم را ميفرستم و كاغذي هم مي‌نويسم به او بده تا بياورد.  وقتي نوكر بهار، نامه را مي‌آورد صاحب مغازه چشمش كه به دستخط بهار مي‌افتد فوري جنس را مي‌دهد، پس از دور شدن نوكر و در سر فرصت نامه را باز كرده و چنين مي‌خواند:
گردنت بشكند ‌اي دوست كه در روي زمين/به پدر سوختگي طاق و به دزدي فردي...
البته اين شعر ملك‌الشعرا بود و در شعر مناقشه نيست! والا ما كه ملك‌الشعرا نيستيم. ما ملك الفقراييم و اگر خواستند اولاد آدم برايشان تفال به مولوي مي‌زند. آخر او قدري با ادب‌تر است و به اين ستون برازنده‌تر. پس بگذاريد فالشان را بگيرم!... مي‌فرمايد: جانا به غريبستان چندين به چه مي‌ماني/    بازآ تو از اين غربت تا چند پريشاني/صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم/يا راه نمي‌داني يا نامه نمي‌خواني!
معلوم است كه سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان نه راه را مي‌داند و نه سواد خواندن نامه دارد و بالعكس گرانفروشان راهش را كه بلدند هيچ، سوادشان هم....
مولوي در مورد نعمت‌زاده البته چيزي بروز نداده. اصول ششگانه نعمت‌زاده سر جايش است و از نگاه ايشان هنوز چيزي بالا نكشيده... ما هم مي‌گوييم نكشيده... شما هم بگوييد نكشيده... مولوي هم مي‌گويد نكشيده... ملك‌الشعرا هم فقط براي گرانفروشان شعر مي‌گويد و نگران او هم نباشيد‌!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار