
ماجراي گيشههاي سرد نوروزي سال 94، در كنار فروش دور از انتظار فيلمهايي كه با حاشيههاي فراوان به پرده نقرهاي راه يافتهاند، خبر از تراژدي اين روزهاي گيشه سينماها دارد.
ماجراي فروش پايين فيلمهاي سينمايي كه چند سالي است با گستردگي بيشتر در سالنهاي سينمايي به حيات خود ادامه ميدهد، با ورود سال 94 و آغاز اكران گزينههاي جنجالي نوروزي بار ديگر توجه اهالي سينما را به خود جلب كرد، فيلمهايي مانند «ايران برگر» و «رخ ديوانه» بهرغم اقبالي كه مخاطبان جشنواره سي و دوم به آنها داشتند، برخلاف انتظارها نتوانستند آمار فروش مطلوبي را در كارنامه خود ثبت كنند و در نهايت ارقامي متوسط سالنهاي سينمايي را ترك كردند. فاجعه اما زماني اوج گرفت كه خبر رسيدن فيلم «من ديهگو مارادونا هستم» به كف فروش سينماها منتشر شد. آخرين ساخته بهرام توكلي با تم طنز و بازيگران متعدد و چهرهاش در 11 رشته جشنواره سي و سوم نامزد دريافت سيمرغ شد و از اميدهاي فتح گيشه سال 94 بود. نوروزبيگي پس از سه هفته اكران به دليل نرسيدن به كف فروش از اكران محروم شد، آمارها حاكي از اين بود كه اين فيلم در سه هفته اكران خود تنها توانست ٣۵٠ ميليون تومان فروش داشته باشد. آمار فروش 350 ميليون توماني «من ديهگو مارادونا هستم» در حالي است كه براي توليد اين فيلم حداقل حدود يك ميليارد و نيم هزينه شده است و در اين ميان در بهترين حالت يك ميليارد ضرر نصيب سرمايهگذاران كار خواهد شد. رسيدن «من ديهگو مارادونا هستم» به كف فروش در حالي است كه فيلمهايي مانند «قصهها» و «نهنگ عنبر» هم كه پس از حاشيههاي فراوان به پرده نقرهاي سينماها راه پيدا كرده بودند، نتوانستند فروش مطلوبي را از خود به جاي بگذارند. در كنار فيلمهاي ياد شده، اين روزها دو فيلم از گروه فيلمهاي تجاري راه پرده نقرهاي را در پيش گرفتهاند اما آمار فروش «آتيش بازي» و «اسب سفيد پاشاه» كه از حضور بازيگران چهرهاي مانند محمدرضا گلزار و الناز شاكردوست كه روزگاري ضامن فروش فيلمها بودند، بهره ميبرند هم در ارقامي بسيار پايينتر از انتظارها ميچرخند. تراژدي فروش اين روزهاي سينماي ايران، همه كارشناسان سينمايي را به اين فكر وا داشته است كه چرا مردم تمايلي براي حضور در سالنهاي سينما و تماشاي آثار سينمايي ندارند و ديگر نه سيمرغهاي جشنواره، نه بازيگران چهره و نه حاشيهسازيهاي خبري، نميتوانند عاملي براي جذب مخاطبان به سالنها باشند؟