کد خبر: 719325
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۱
اولاد آدم
اي اولاد آدم مگر نشنيده‌اي كه ديگر موضوع بحث واردات نعل و چوب بستني و پوسته فرمان نيست؟ مگر نشنيدي كه بستني از سبد تفريحات هله هوله‌اي مردم دارد حذف مي‌شود با اين وضع جيبشان! آن وقت مي‌خواهند چوب بستني را چكار كنند؟ مگر نشنيده‌اي كه ديگر مردم حوصله قاطر سوار شدن ندارند چه برسد به اينكه نعلش را عوض كنند؟ مگر نشنيده‌اي كه ماشينشان كجا بود كه پوسته فرمانش را عوض كنند؟ مگر... .
لابد مي‌گوييد پس چه شنيده‌ام؟... خودش به من گفت! يواشكي گفت! (شما بگوييد: چي گفت؟)... . عضو هيئت نمايندگان اتاق تهران در پاسخ به اينكه برخي معتقدند ورود كالاهاي ساخته شده كه تنها سبب خروج ارز از كشور مي‌شود، ضرورتي ندارد، گفت: زماني دغدغه برخي افراد واردات نعل اسب، چوب بستني يا پوسته فرمان بود، اما تمام اينها روي هم رقم چشمگيري نمي‌شود و با ارزي كه يك خودروي لوكس از كشور خارج مي‌كند، نمي‌توان مقايسه كرد.
حالا فهميديد چه كلاه گنده‌اي سرمان رفت؟ همان چوب بستني و دسته بيل را مي‌آوردند كمتر ضرر مي‌كرديم! بله! به روايتي در سال‌هاي گذشته 37 هزار تا 50 هزار دستگاه خودروي لوكس وارد كشور شده است! آن وقت فرهنگش را هم نداريم. با پسر مردم مي‌نشينيم پشتش و مي‌زنيم به درخت و درخت را مي‌شكنيم و به چرخه محيط‌زيست آسيب مي‌زنيم و حالا كو تا يك درخت رشد كند. اصولاً مقوله واردات از آن مقوله‌هاي شگفت‌انگيز و آلوده است! گفتم آلوده، يك وقت فكر نكنيد مي‌خواهم بروم سراغ پول‌هاي كثيف و تغيير وزير و اين حرف‌ها! اين حرف‌ها مال ديروز بوده. امروز آلودگي را بايد از منظر ديگري ديد. نهايتش با پورشه يك درخت را از دست مي‌دهيم و اهالي داخل پورشه كه جانشان به آنور آب بند است. اما آلودگي‌هاي ديگري هستند كه به يك طبقه خاص اجتماعي آسيب وارد مي‌كنند. اولاد آدم واقعاً از آلودگي مي‌خواهد حرف بزند...
مثلاً يكي همين گوشت بوفالوي هندي، پرونده‌اي كه هر روز فصلي جديد برايش باز مي‌شود؛ هندي‌ها كه گاوهاي عزيزتر از جانشان را سر نمي‌برند بدهند ما نوش جان كنيم. مي‌روند سراغ بوفالوهاي زهوار در رفته‌شان و آن وقت شما تازه با تحركات لغزشي در ناحيه گردنتان كشف مي‌كنيد كه بيماري رقصكي هندي گرفته‌ايد! ماهواره‌ها هم برايتان بخش جديد باليوودش را اضافه مي‌كنند تا اين بيماري بيشتر عود كند!
از شوخي گذشته، ناهماهنگي بين دستگاه‌هاي نظارتي، اتهامات، مخالفت‌هاي پشت پرده برخي مسئولان و... را به همراه داشت اما نهايتاً مشخص نشد وارد شدن بوفالوي سر بريده به كشور مجاز است يا ممنوع! در حالي كه سازمان دامپزشكي به عنوان متولي نظارت بر فرآورده‌هاي خام دامي از «صدور مجوز براي واردات گوشت بوفالوي هندي» خبر داده بود و البته پس از آن در سكوت كامل فرورفت، وزارت جهاد كشاورزي اعلام كرد كه «هنوز مجوزي براي واردات اين محصول صادر نشده است».
اولاد آدم مي‌داند كه ايران سالانه حدود 800 تا 900 هزار تن گوشت قرمز توليد مي‌كند كه تأمين‌كننده حدود 90 درصد نياز كشور است و براي تكميل نياز 10 درصدي بازار داخلي همواره دست به دامان واردات گوشت از كشورهايي مانند برزيل و هند مي‌شود اما حالا حاشيه‌هاي واردات گوشت برزيلي تقريباً فراموش شده و بوفالوي هندي افكار عمومي را به خود جلب كرده است، چراكه از طرفي گفته مي‌شود گوشت بوفالوي هندي آلوده است و از سوي ديگر كيفيت آن را براي مصرف مستقيم يا غير‌مستقيم پايين مي‌دانند.
البته شايد باز هم به جاي نفت داريم گوشت بنجل وارد مي‌كنيم! راستي نمي‌شود گوشت بوفالوي هندي را از چين وارد كرد؟ اولاد آدم كه هنوز يارانه‌اش را نگرفته مي‌خواهد برود سرمايه‌گذاري كند. حالا مانده است برود سراغ چوب بستني؟ پورشه؟ يا بوفالوي هندي؟ البته يارانه‌اش حذف شده اما به او گفته‌اند كه آن دسته از حذف‌شدگان دريافت يارانه نقدي كه نسبت به قطع يارانه خود معترضند مي‌توانند براي ثبت درخواست اعتراض خود در سامانه‌ ir .www. yaraneh10 اقدام كنند.
اولاد آدم هم مي‌داند كه در اينجا به اعتراضات خوب پاسخ داده مي‌شود، اميدوار است يارانه‌اش تا پنجم خرداد وصل شود. بعدش بايد ببيند با آن چه بخرد و وارد كند. آخر مي‌دانيد اولاد آدم به تازگي وارد يك گروه تلگرامي شده است كه مي‌گويند اقتصاد يعني واردات. اولاد آدم مي‌خواهد كار اقتصادي كند براي مملكتش! بله!
ياد آن ضرب‌المثل افتادم كه يارو دو كوزه شير از ده براي فروش به شهر مي‌برد. در بين راه جهت رفع خستگي كوزه‌ها را جلويش به زمين مي‌گذارد و به درختي تكيه مي‌دهد و كم‌كم به خيالات رفته كه اگر شير‌ها را خوب بخرند مي‌تواند بار ديگر چهار كوزه بياورد و چهار را هشت و آنها را تبديل به روغن نموده و اگر زياد‌تر بياورد و مركز فروش داشته باشد، حجره  تجارت باز كند و كار و بارش بالا گرفته تا آنجا كه امين‌التجار شود، به سراغ دختر حاكم مي‌رود و روزي با او گفت‌و گويش شده چنانم لگد به او مي‌نوازد كه نقش زمينش مي‌سازد كه در اين هنگام همان لگد را به كوزه‌ها مي‌كوبد! راستي اسم ضرب‌المثلش چه بود؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار