کد خبر: 716319
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۹
نگاهي به كتاب «درضيه» ؛ زندگي شهيد علي شرفخانلو
انتشارات روايت فتح در راستاي نوآوري‌هايش در زمينه چاپ كتاب‌هايي درباره شهيدان دفاع مقدس، اين بار پس از چاپ مجموعه «نيمه پنهان ماه» كه به زندگي شهيدان از نگاه همسرشان مي‌پرداخت، مجموعه ديگري با عنوان مادران را منتشر كرده است.
احمد محمدتبريزي

در اين مجموعه شش جلدي، زندگي شش شهيد از نگاه مادران‌شان بررسي شده است.

چاپ چنين كتاب‌هايي در حوزه ادبيات دفاع مقدس چند ويژگي و حسن دارد. نخست آنكه اينگونه كتاب‌ها، ادبيات دفاع مقدس را از حالت كليشه‌اي و شعاري كه در گذشته گريبانگير اين حوزه بود خارج كرده و زندگي شهيدان را با نگاهي نو و تازه كه براي مخاطب جذابيت دارد، بازگو مي‌كند. كتاب‌هاي اين مجموعه بر خلاف كتاب‌هايي كه گرفتار ادبيات شعاري و سفارشي هستند، با بيان تازه حرفش را مي‌زند و به دور از شعار دادن‌هاي مرسومي كه در بعضي كتاب‌ها بسيار رايج است، جنس كلمات و جمله‌ها قدرت ارتباط با عموم مردم جامعه را دارد. به همين دليل است كه در مجموعه «نيمه پنهان ماه» كه همسر ِ شهيد، زندگي آنها را بازگو مي‌كرد، كتاب‌هايي مانند زندگي شهيد چمران و همت در بازار نشر فروش خوبي داشتند. يكي از كتاب‌هاي مجموعه مادران، به زندگي شهيد علي شرفخانلو مي‌پردازد كه يك ويژگي خاص آن را از ديگر كتاب‌هاي اين مجموعه متمايز مي‌كند. نويسنده اين كتاب، پسر شهيد است و حالا او قلم در دست گرفته تا از پدري كه در 24 سالگي آسماني شد، بنويسد.

پدري كه با تمام جواني‌اش زندگي پر فراز و نشيبي داشت و از شاگردي در قاليبافي تا معلمي، جهادگري و پاسداري را تجربه كرد و زماني هم شهردار شد و در دوراني كه سبك زندگي افراد بر مدار امر امام(ره) مي‌چرخيد هميشه و همه‌جا در هر لباسي كه بود در راه جهاد بود و خودش بيل به دست مشغول كار مي‌شد.

كتاب نام جالب و قابل توجه «درضيه» را دارد كه با خواندن همان چند صفحه اول متوجه اين موضوع مي‌شويم. نام مادر علي «مرضيه» بود و علي در زمان كودكي، وقتي نام مادرش را مي‌شنود آن را «درضيه» تلفظ مي‌كند. فصل اول كتاب به شرح دوران جواني و ازدواج مادر شهيد شرفخانلو با مش‌حسين مي‌گذرد كه سواي شخصيت‌شناسي مادر شهيد، شمايي از سبك زندگي و ازدواج در دهه‌ 30 را به مخاطب نشان مي‌دهد.

در فصل بعدي متولد شدن علي را مي‌خوانيم كه جريان جالبي دارد. چند روز قبل از به دنيا آمدن اولين پسر خانواده، خاله علي وقت سحر خواب مي‌بيند كه سيدي نوراني توي امامزاده بهش گفته: «خدا سه روز ديگه يك پسر به خواهرت ميده كه اسمش رو ميگذارن علي.» در آخر پدر كه دوست داشته نام پسرش «محمد» باشد، به احترام و سفارش يكي از همسايگان كه سه پسر نوزاد از دست داده بود نام فرزندش را «قربانعلي» مي‌گذارد.

نقطه عطف كتاب به حضور علي در جبهه برمي‌گردد. جايي كه دوستي علي با مهدي باكري در سال 61 آغاز مي‌شود. هنگام رفتن علي به جبهه وقتي مادرش مي‌گويد من و خواهرها و همسر پابه ماهت را به اميد كي مي‌خواهي رها كني و بروي، مي‌گويد: «زن و بچه من خدا رو دارن. من سپردمشون به خدا. خدا بهتر بلده محافظشون باشه... ديگه روي نگاه كردن تو چشم خانواده شهدا رو ندارم. ديگه نمي‌تونم بمونم. شدم مثل ماشيني كه بنزين تموم كرده باشه. بايد برم...»

و سرانجام خبر شهادت علي در بيست و سوم فروردين سال 62 به خانواده‌اش داده مي‌شود. جلوي در پر حجله و پارچه مشكي مي‌شود و مادر از داغ فرزند مي‌گريد.«شهيد آمده بود اول اسم علي من. دلم داشت از جا كنده مي‌شد. رفتم بالاي سرش. قول داده بودم بي‌تابي نكنم. صورتش را باز كردند. يك آن بوي خوشي پر شد توي اتاق بي‌روح سردخانه... صورتم را گذاشتم روي صورتش و بوسيدمش. دانه‌هاي درشت عرق ِ روي گونه‌هايش لب‌هايم را ‌تر كردند. فاطمه آمد جلو و دست گذاشت روي قلب علي. دستش پر از خون شد. گفت علي! قرارمون اين نبود...»

مجموعه مادران و كتاب «درضيه» تجربه‌اي موفق در معرفي و شناساندن شهيدان دفاع مقدس است. كتابي كم‌حجم كه بدون اضافه‌گويي اصل حرفش را به بهترين شكل مي‌زند و بدون خسته كردن خواننده‌اش آن را به دل زندگي شخصيت‌ها مي‌برد. اگر چنين خلاقيت‌ها و تجربه‌هايي در ادبيات دفاع مقدس بيشتر شود، كتاب‌هاي منتشر شده در اين حوزه با اقبال خوبي از سوي مردم مواجه خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار