به گزارش خبرگزاري اولاد آدم؛ حالا كه مردم ديدهاند سرانجام پس از دو هفته مبارزه برخي برندهاي صنايع لبني براي افزايش قيمت شير، قيمت اين محصول توسط بعضي از اين برندها با تذكر سازمان حمايت به قبل برگشته است، شير شدهاند و منتظر پايين آمدن قيمت گوشت و مرغ هستند. شايد ساير برندها از جيب خالي مردم خجالت بكشند. آنها كه از دولت و قانون خجالت نميكشند. الان برندهاي شيردوشي خجالتزده مردم شدهاند، فردا برندهاي مرغكُشي، پسفردا برندهاي روغن كشي و...
بله! در حالي كه تا پايان سال بيش از چند روز باقي نمانده فروشندگان گوشت مرغ معتقدند كه مردم براي خريد منتظر كاهش قيمت هستند و فروشندگان گوشت قرمز ميگويند مردم قدرت خريد ندارند. آنها غافل از اين هستند كه اگر مردم گوشت نخرند، ميروند و بليت هواپيما ميخرند و ميروند در خانه اقوام، مرغ ميخورند و برميگردند. اما بليت هواپيما را چه ميكنند؟ جوش نزنيد براي آن هم يك فكري ميكنيم. مهم اين است كه براي نوروز، برويد يكجا پناه بگيريد تا آبها از آسياب بيفتد. افتاد، صدايش را ميشنويد و راحت برميگرديد سر خانه و زندگيتان. بله! با هواپيما هم ميرويم. ما چه كمتر از كشور دوست و برادر، افغانستان داريم. ناوگان خطوط هوايي صافي افغانستان هم اكنون هواپيماهاي ايرباس آ- ۳۲۰، ايرباس آ- ۳۴۰ و بوئينگ ۷۴۷- ۲۰۰ER را در اختيار دارد. تيم اجرايي اين خطوط هوايي آلمان و بلژيك تشكيل شده است، همچنين كاركنان پروازي از كشورهاي اروپايي و امريكاي شمالي در اين شركت هواپيمايي كار ميكنند و... بله! ما هم با هواپيما ميرويم، حتي اگر آزادسازي بليت باعث بشود كه بليت را چندبرابر قيمت بخريم!
به گزارش خبرگزاري اولاد آدم دبير انجمن شركتهاي هواپيمايي با تأكيد بر اينكه گرانفروشي بليت هواپيما در ايام اوج سفر زير سر آژانسهاي متخلف است، گفته ساختار اداري- مالي سازمان هواپيمايي بايد تغيير كند، تا سازمان به عنوان مرجع نظارتي اقتدار بيشتري داشته باشد؛ بنابراين بليت هم ارزان ميشود. نشد متخلفها تخلفشان را خواهند كرد تا ساختار سازمان هواپيمايي كشور عوض شود.
اولاد آدم با بازگشت قيمت شير به قيمت شير، حالا نه تنها ميخواهد قيمت مرغ را به قيمت مرغ بازگرداند، بلكه هوس كرده است كه قيمت بليت را به قيمت بليت برگرداند. اين يك كمپين است كه نه سر دارد و نه ته. اسمش را هم ميگذاريم كمپين آش شله قلمكار. از قديم به هر كاري كه بدون رعايت نظم و نسق انجام بگيرد و آغاز و پايان آن معلوم نباشد،اش شله قلمكار ميگفتهاند. اصولاً هر عمل و اقدامي كه در تركيب آن توجه نشود، قهراً به صورت معجوني درميآيد كه كمتر از آش شله قلمكار نخواهد بود. اكنون ببينيد آش شله قلمكار چيست و از چه زماني معمول و متداول گرديده است. ناصرالدين شاه قاجار بنا بر نذري كه داشت سالي يك روز، آن هم در فصل بهار، به شهرستانك از ييلاقات شمال غرب تهران و بعدها به علت دوري راه به قريه سرخه حصار، واقع در شرق تهران ميرفت. به فرمان او دوازده ديگ آشي بر بار ميگذاشتند كه از قطعات گوشت چهارده رأس گوسفند و غالب نباتات مأكول و انواع خوردنيها تركيب ميشد. كليه اعيان و اشراف و رجال و شاهزادگان و زوجات شاه و وزرا در اين آشپزان افتخار حضور داشتند و مجتمعاً به كار طبخ و آشپزي ميپرداختند. عدهاي از معاريف و موجهين كشور به كار پاك كردن نخود و سبزي و لوبيا و ماش و عدس و برنج مشغول بودند. جمعي فلفل و زردچوبه و نمك تهيه ميكردند. نسوان و خواتين محترمه كه در مواقع عادي و در خانه مسكوني خود دست به سياه و سفيد نميزدند، در اين محل دامن چادر به كمر زده در پاي ديگ آشپزان براي روشن كردن آتش و طبخ آش كذايي از بر و دوش و سر و كول يكديگر بالا ميرفتند تا هر چه بيشتر مورد لطف و عنايت قرار گيرند. خلاصه هر كس به فراخور شأن و مقام خويش كاري انجام ميداد تا آش مورد بحث حاضر و مهيا شود. چون اين آش تركيب نامناسبي از غالب مأكولات و خوردنيها بود، لذا هر كاري كه تركيب ناموزون داشته باشد يا به قول علامه دهخدا: «چو زنبيل در يوزه هفتاد رنگ» باشد؛ آن را به آش شله قلمكار تشبيه ميكنند.
به گزارش خبرگزاري اولاد آدم به نقل از پيشبيني كارشناسان اقتصادي، از هم اكنون كمپين آش شله قلمكار با شكست مواجه ميشود و بهتر آن است كه مردم بروند و گوشت و مرغ عيدشان را بخرند و منتظر ارزان شدن آن يا ارزان شدن بليت هواپيما نباشند. چون بساط آش شله قلمكار برپاست و....