کد خبر: 708039
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۱
ع. م

درك اوضاعي كه مائده با آن بزرگ شده برايش سخت است. متولد 1372 در اوج دوران سازندگي كودكي‌اش را گذرانده و در دوران اصلاحات اندكي از شخصيتش شكل گرفته و حالا با گذشت بيش از دو دهه از اتفاقي به نام دفاع مقدس، مائده ارثي از جنگي برده كه پنج سال پيش از تولد او تمام شده بود. فرزند يك جانباز بودن چيز بدي نيست. اما وقتي پدر جانباز اعصاب و روان باشد، مواقعي كه اوقات تلخي مي‌كند و دچار شوك عصبي مي‌شود، تبديل به انساني مي‌شود كه نمي‌توان روي هيچ رفتارش حساب كرد. در آن مواقع او يك بيمار است و اين ارثيه برجاي مانده از جنگ، يك واقعيت است. حالا سؤال اينجاست كه چطور مي‌‌شود مائده با فاصله زماني زياد از دوران دفاع مقدس به عنوان مقطعي كه ارزش‌هايش خوب براي او جا نيفتاده، بي‌هيچ ترديدي به فرزند جانباز بودنش مباهات كند؟

اين سؤال از سوي كساني كه با فرهنگ دفاع مقدس و ارزش‌هايش خو گرفته‌اند، پاسخ‌هاي زيادي مي‌تواند داشته باشد. اول اينكه كافي‌ است مائده نگرش خود را تغيير دهد و به تحمل اين وضعيت مثل تداوم جهاد نگاه كند. يا به معنويات اين ماجرا توجه داشته باشد و بداند صبر جميل او آن قدر اجر دارد كه به حتم اين دنيا با همه زرق و برقش، توان پاسخ مناسب به آن را نخواهد داشت. اما نكته اينجاست كه بعد از شكل گرفتن شخصيت اين فرزند جانباز يا آن فرزند شهيد و كم‌كاري روي جا انداختن ارزش‌هاي دفاع مقدس، آيا مي‌توان به راحتي امثال مائده را مجاب كرد؟

وقتي غالب نيروهاي ارزشي نيز ميدان‌ فعاليت‌هاي فرهنگي را به سياست زدگي‌ مي‌بازند و از فضاي شهرها گرفته تا ماجراي فيلم‌ها و مزه گفتارها و كليت كردارها، ارزش‌هاي ديگري را جار مي‌زنند، آيا كار راحتي است به اين جوان‌هاي نسل سوم و چهارمي گفت چشم بر همه اينها ببندند و به دوراني كه هيچ خاطره‌اي از آن ندارند برگردند و بعد با همذات‌پنداري‌ها و درك ارزش‌هاي آن، چشم باز كنند و بي‌هيچ ترديدي بگويند: خوشحالم كه فرزند يك جانباز اعصاب و روانم؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار