اولاد آدم عروسي دارد. الان جشن و پايكوبي است. خوشخبر باشيد هميشه. قند درون دل آدم آب ميشود، چه برسد به اولاد آدم. اصلاً همه چي آرومه، من چقدر خوشبختم...
بله! خود من با جفت گوشهايم شنيدهام كه مديرعامل سازمان هدفمندسازي يارانهها با اشاره به زمان پرداخت يارانه نقدي 45500 توماني اسفندماه عنوان كرده: معمولاً بيست و دوم هر ماه يارانه پرداخت ميشود، اما با توجه به پايان سال و عيد برنامه داريم كه يارانه اين ماه زودتر پرداخت شود... خب به نظر شما الان اولاد آدم با اين يارانه برود ششصد گرم پسته بخرد يا يك دست كله پاچه اسيد خورده؟ البته اگر زرنگي كند، به سراغ مرغ نبايد برود چون مديرعامل شركت پشتيباني امور دام از ادامه كاهش و تعادل قيمت در بازار گوشت قرمز و سفيد خبر داده و گفته: با ادامه توزيع گوشت مرغ، تا پايان امسال ميتوانيم به قيمت منطقي 7هزار توماني وزارت جهاد كشاورزي براي اين محصول برسيم. از الانم تا پايان سال كه خيلي مانده. حتي يك چيزي بيشتر از خيلي. دو تا خيلي.
گفتم مرغ! آخ اگر بدانيد اولاد آدم به تازگي يك كشفياتي كرده بود كه ميخواست برود و ثبت جهاني كند... دست روي دلم نگذاريد. اين آقاي مدير عامل شركت پشتيباني امور دام، دست اولاد آدم را خوانده و افشاگري كرده و آب پاكي را روي سرش ريخته است. من ديگر چه دارم كه در گاوصندوق تحريريه روزنامه نگه دارم براي روز مبادا. من ميخواستم اسنودن بشوم كه نشد. ميخواستم سايت ويكيليكس راه بيندازم كه نشد. ميخواستم از مرز عبور كنم كه نشد. ميخواستم بروم و سايت ماهوارهاي راه بيندازم و نشد. ميخواستم...
لابد ميگوييد چه بوده آن اسرار مگوي اولاد آدم كه يكي ديگر آمده و تلاش او را نقش بر باد كرده؟ عارضم به حضور انور باسعادتتان كه به گفته ياسايي مدير عامل شركت پشتيباني امور دام، در افكار عمومي به گونهاي فرهنگسازي شده كه مردم تصور ميكنند اندازه مرغ هر قدر بزرگتر باشد كيفيت آن نيز بالاتر است اما مرغ هر قدر سبكتر باشد از كيفيت و ارزش غذايي بالاتر برخوردار است و اندازه مرغهاي صادراتي در بازارهاي جهاني نيز كه عمدتاً حدود يك كيلوگرم است شاهد اين مدعاست.
بله! اولاد آدم اين روزها كه وسعش به مرغ خريدن نميرسيد و جوجه ميخريد و خودش سر ميبريد، خودش به تنهايي و بدون اتكا به بازارهاي جهاني اين را فهميده بود. (ما چنين نخبگاني در روزنامه داريم و قدر نميدانيم و ميرويم با ديدن نخبگان روزنامههاي ديگر، سركوفت به اعضاي تحريريه روزنامه ميزنيم!) اما دست بر قضا اين موضوع حياتي لو رفت. از فرداست كه مردم به جاي مرغ جوجه بخرند. آن وقت جوجه ميكشد بالا و مرغ ميكشد پايين. خروسها هم براي خودشان ميروند مسابقه خروس جنگي راه مياندازند. عجب آشفته بازاري ميشود. لابد همه مكدر ميشوند.
تازه اين اول قصه است. اولاد آدم ميخواست يواشكي با اين پول يارانه كه به او زودتر از موعد مقرر ميدهند، اين آخر سالي برود نهادههاي دامي وارد كند و ثروتاندوزي كند و بعد به شما بشارت بدهد كه پولش از پارو بالا ميرود. اما بازهم اين مدير عامل دست اولاد آدم را خواند. من نميدانم چرا اين روزها، همه دستم را ميخوانند. من نميدانم چرا شانس يكبار هم در خانه مرا نميزند. من نميدانم چرا اين يكدانه تنبانم، دوتا نميشود هيچوقت! ميگوييد باز چه گفته اين مدير؟
مصطفي ياسايي مديرعامل شركت پشتيباني امور دام در پاسخ به اين سؤال كه چرا از توليد داخلي نهادههاي دامي حمايت نميشود در حالي كه برخي واردكنندگان بزرگ نهادههاي دامي با ارز مبادلهاي اقدام به واردات و با ارز آزاد اقدام به فروش اين كالاها و ثروتاندوزي ميكنند، گفته: آمارها نشان ميدهد واردات كاملاً رقابتي است و اگر در مورد ثروتاندوزي برخي واردكنندگان اتفاقي افتاده باشد، به جاهاي ديگر مربوط ميشود و به ما برنميگردد.
بله! اولاد آدم بايد برود يك جاي ديگر را بگردد. من نبودم، من نبودم و اينجا نبود و اينجا نبودشان، گوش همه را كر كرده است! پس كجا بود و كي بود و چگونه بود؟ ثروتاندوزي كه شاخ و دم ندارد. دارد؟ بعدش هم مگر با ارز مبادلهاي نبايد ثروتاندوزي كرد؟ اصلاً بروم يارانه را بگيرم تا قبل از اينكه خودپردازها، خط اينترنتشان قر و قميش بيايد....