کد خبر: 707311
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۸
حذف رقيب عشقي در صحنه تصادف
پسر جواني كه متهم است هفت ماه قبل رقيب عشقي خود را با تصادف عمدي به قتل رسانده، حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز سه‌شنبه، 21 مردادماه امسال مردي به اداره پليس رفت و از ناپديد شدن ناگهاني پسر 22 ساله‌اش خبر داد. شاكي گفت: پسرم روح‌الله، مدتي قبل در شركتي خصوصي كه در رابطه با برگزاري نمايشگاه‌ها در شهرهاي مختلف فعاليت دارد، مشغول كار بود. روح‌الله يك سال در اين شركت كار كرد تا اينكه به مديرعامل شركت كه زن 38 ساله‌اي به نام مريم است علاقه‌مند شد و پيشنهاد ازدواج داد. مدتي گذشت و ارتباط آنها بهتر شد. پسرم به خانه‌اش رفت‌و‌آمد داشت تا اينكه پسر 21 ساله‌اي به نام محمد كه از غرفه‌داران نمايشگاه‌هاي شركت بود هم به مديرعامل نزديك شد. بعد از آن بود كه متوجه شدم محمد هم به مديرعامل علاقه‌مند است و همين موضوع باعث اختلاف پسرم با محمد شد. چند روز قبل بود كه فهميدم پسرم با مريم اختلاف پيدا كرده و از شركت اخراج شده است. او در اين مدت ناراحت بود تا اينكه ديروز براي كاري خانه را ترك كرد اما ديگر بازنگشت. حالا هم از شما درخواست كمك دارم.
 
   انجام تحقيقات به دستور بازپرس احمدبيگي
بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان پليس آگاهي به دستور قاضي احمدبيگي، بازپرس ويژه قتل پايتخت دست به تحقيق زدند تا اينكه خبر رسيد روح‌الله در جريان حادثه رانندگي كشته شده است. بررسي‌ها نشان داد روح‌الله بيستم مردادماه كنار پمپ بنزين فرحزاد در بزرگراه يادگار امام با خودرو پژوي 206 تصادف كرده و فوت شده است. تحقيقات بيشتر همچنين نشان داد دادسراي ناحيه 31 راهور حادثه را غيرعمد تشخيص داده و راننده پژو يك روز بعد از حادثه با قرار كفالت آزاد شده است.

    تغيير مسير پرونده
پرونده تصادف مرگبار با پرداخت ديه از سوي بيمه در حال بسته شدن بود تا اينكه خانواده روح‌الله با حضور در دادسراي امور جنايي ويژه قتل از راننده به اتهام قتل عمد شكايت كردند. آنها گفتند كه پسرشان با يك نقشه از قبل طراحي شده با تصادف به قتل رسيده است. شاكي گفت: در اين مدت مشغول برگزاري مخصوص تدفين و سوگواري بوديم. وي در شرح ماجرا گفت: روز حادثه مريم به بيمارستان رفت و از مرگ پسرم با خبر شد. او وقتي متوجه شد كه ما با حضور در اداره پليس گم شدن پسرمان را گزارش كرده‌ايم شماره تماس مرا در اختيار مسئولان بيمارستان گذاشت تا از ماجراي مرگ پسرم باخبر شوم. حالا هم احتمال مي‌دهم كه اين تصادف عمدي بوده و محمد و مريم اين نقشه را طراحي و اجرا كرده‌اند.

    بازداشت محمد
 پس از طرح شكايت، كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي محمد را بازداشت كردند. متهم ابتدا با تناقض‌گويي قصد داشت مأموران پليس را فريب دهد. او گفت: روز حادثه با خودروام در بزرگراه يادگار امام در حال حركت بودم كه ناگهان لاستيك خودرو تركيد و به موتورسيكلتي كه توقف كرده بود برخورد كردم. پس از اين من بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم اما راننده موتورسيكلت در بيمارستان فوت شد. تحقيقات تخصصي پليسي نشان داد محمد ابتدا با خودرو به موتورسيكلت زده است و بعد هنگام فرار وقتي مي‌بيند شهروندان در تعقيب او هستند، كنترل خودرو را از دست داده و به گارديل برخورد كرده و لاستيك خودرواش تركيده و گرفتار شده است.

    اقرار به جنايت ساختگي
بررسي‌هاي بيشتر مشخص كرد متهم روز حادثه با مريم در ارتباط بوده و مريم از تصادف مرگبار اطلاع داشته اما به خانواده‌اش خبر نداده است. بدين ترتيب كارآگاهان دوباره متهم را تحت بازجويي قرار دادند. محمد وقتي با مدارك و دلايل روبه‌رو شد به جرم خود اقرار كرد. وي گفت: من غرفه‌دار مبل در اين شركت بودم و به خاطر كارم، مدام با مدير‌عامل در ارتباط بودم. مدتي گذشت تا اينكه به مديرعامل علاقه‌مند شدم اما فهميدم كه روح‌الله هم به مريم علاقه‌مند است و پيشنهاد ازدواج داده است. روح‌الله وقتي فهميد كه من رقيب عشقي او هستم، موضوع را به بستگانم گفته بود، به طوري كه احساس كردم آبرويم پيش خانواده و بستگانم رفته است. من از او كينه داشتم تا اينكه مريم او را از شركت اخراج كرد اما مريم به من گفت كه روح‌الله هميشه براي او مزاحمت ايجاد مي‌كند. وي ادامه داد: روز حادثه با مريم جلوي شركت قرار داشتم. وقتي دير كرد به او تلفن زدم و گفت كه در پمپ بنزين است. مريم گفت كه روح‌الله از صبح در تعقيبش است و مزاحم اوست. پس از اين من بلافاصله به جلوي پمپ بنزين رفتم و ديدم روح‌الله روي موتورسيكلتش كنار اتوبان نشسته است. قصد داشتم او را تنبيه كنم تا درس عبرتي براي او شود به همين خاطر با خودرو به طرفش رفتم و خودرو را به موتورسيكلت كوبيدم. بعد از اين خواستم فرار كنم كه كنترل خودرو از دستم خارج شد و به گارديل برخورد كردم و لاستيكم تركيد و عابران مرا گرفتند. وي در پايان گفت من قصد كشتن او را نداشتم و فقط مي‌خواستم او را تنبيه كنم كه اين اتفاق افتاد.
 
  حادثه از زبان مديرعامل
در ادامه مأموران پليس مريم را به اتهام معاونت در قتل بازداشت كردند. وي صبح ديروز در بازجويي مدعي شد كه براي قتل پسر جوان دستوري صادر نكرده است. متهم گفت: هشت ماه قبل مقتول را استخدام كردم. من به او اعتماد كردم و علاوه بر كارپردازي شركت، راننده من هم بود. ارتباط ما هر روز به خاطر كارمان بيشتر مي‌شد و به طوريكه او چند بار براي انجام كاري به خانه‌ام آمد. خيلي به او اعتماد داشتم تا جايي كه 10 ميليون تومان به او وام دادم. مدتي گذشت تا اينكه فهميدم به من ابراز علاقه مي‌كند و پيشنهاد ازدواج داد. پس از اين به او گفتم كه رابطه ما فقط يك رابطه كاري است اما روح‌الله دست‌بردار نبود. به همين خاطر او را از محل كار اخراج كردم.
وي ادامه داد: مقتول بعد از اخراج مزاحمت‌هايش بيشتر شد و اصرار داشت تا با من ازدواج كند و من موضوع را به محمد گفته بودم اما هيچ وقت به او نگفتم كه او را به قتل برساند. روز حادثه با محمد قرار داشتم كه تلفني به او گفتم در پمپ بنزين نزديك محل كارم هستم و روح‌الله در تعقيب من است.
وي مدعي شد: لحظاتي بعد ديدم كه خودرويي با موتورسيكلت روح‌الله تصادف كرد اما نفهميدم كه محمد او را زده است.
دو متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي احمدبيگي در اختيار كارآگاهان مبارزه با قتل پليس آگاهي قرار گرفتند. سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران هم گفت: دو متهم در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار