شب یلدای ۸ سال قبل شبی که قرار بود پراز شادی باشد، برای یک خانواده به کام مرگ ختم شد. شمشاد فلافلفروش با شلیک گلوله به قتل رسید و قاتل به قصاص محکوم شد تا اینکه دختر ۱۱ ساله مقتول، صبح روزی که قرار بود قاتل اعدام شود جوان آنلاین: شب یلدای ۸ سال قبل شبی که قرار بود پراز شادی باشد، برای یک خانواده به کام مرگ ختم شد. شمشاد فلافلفروش با شلیک گلوله به قتل رسید و قاتل به قصاص محکوم شد تا اینکه دختر ۱۱ ساله مقتول، صبح روزی که قرار بود قاتل اعدام شود، با چشمانی گریان از خواب بیدار شد و به مادرش گفت: «پدرم را در خواب دیدم، گفت از تو بخواهم قاتلش را ببخشی.» آن خواب کودکانه، طناب دار را از گردن قاتل باز کرد. مادر بخشید و قاتل به زندگی بازگشت.
شامگاه پنجشنبه، ششم دی ماه سال ۱۳۹۷، مسئولان بیمارستانی در شهر شیراز مرگ مشکوک مرد جوانی را به مأموران پلیس گزارش دادند. بلافاصله تیمی از مأموران پلیس راهی بیمارستان شدند و در آنجا با جسد مرد ۳۹سالهای به نام «شمشاد» روبهرو شدند که با شلیک گلوله به قتل رسیدهبود.
با اعلام خبر قتل مرد جوان، پرونده روی میز کارآگاهان جنایی شیراز قرار گرفت. بررسیها نشان داد مقتول بساط فلافلفروشی در یکی از خیابانها داشته و شب یلدا، در حالی که قصد داشته مغازهاش را تعطیل کند و برای برگزاری مراسم آن شب به خانه برود، ناگهان از سوی فرد ناشناسی هدف شلیک گلوله قرار گرفته و از ناحیه پا زخمی شدهاست. او برای درمان به بیمارستان منتقل میشود، اما چند روز بعد بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست میدهد.
از درگیری تا تیراندازی مرگبار
در ادامه بررسیها مشخص شد دقایقی قبل از تیراندازی، مقتول با یک مرد درگیر شدهاست. ماجرا از این قرار بود که مردی به نام «حمید» با خودروی سواری پژوی خود به بساط فلافلفروشی مقتول برخورد میکند و روغنهای فلافل روی زمین میریزد. همین موضوع باعث درگیری شمشاد با راننده میشود. درگیری آنها لحظاتی بعد با میانجیگری کاسبان محل و رهگذران پایان مییابد و راننده خودرو از محل میرود، اما این پایان ماجرا نبود.
راننده خودرو که به شدت از این درگیری عصبانی بوده، دقایقی بعد همراه دو نفر دیگر از دوستانش به محل حادثه بازمیگردد و یکی از آنها به نام «میلاد» در تاریکی شب، مقتول را با اسلحه شکاری هدف قرار میدهد و سپس همگی از محل فرار میکنند.
دستگیری قاتل در مرز غربی
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران سه متهم فراری را تحت تعقیب قرار دادند، اما دریافتند آنها پس از حادثه مرگبار محل زندگیشان را ترک کرده و به مکان نامعلومی گریختهاند. مأموران پلیس در ادامه حمید و یکی از عاملان درگیری آن شب را شناسایی و بازداشت کردند. حمید به درگیری آن شب اعتراف کرد و قاتل را میلاد معرفی کرد و گفت او شلیک مرگبار را انجام دادهاست. در حالی که تحقیقات از دو متهم ادامه داشت، مأموران پلیس در بررسیهای فنی متوجه شدند قاتل قصد دارد از طریق مرزهای غربی به صورت غیرقانونی به ترکیه برود و از آنجا به آلمان فرار کند. بدین ترتیب، مأموران راهی مرز غربی شدند و قاتل فراری را قبل از خروج از کشور بازداشت و به پلیس آگاهی شیراز منتقل کردند.
اعتراف قاتل و پشیمانی
متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد. وی در توضیح ماجرا گفت: «آن شب در محل بودم که دوستم به سراغم آمد و گفت با مرد فلافلفروش درگیر شدهاست. او عصبانی بود و انتظار داشت من به هواخواهی او با آن مرد درگیر شوم. اشتباه کردم و همراه او و یکی از دوستان به خانه یکی از بستگانم رفتم و اسلحه شکاری برداشتم. ما به محل حادثه رفتیم؛ قصد داشتیم او را گوشمالی دهیم و وقتی اسلحه را به دست گرفتم، جوگیر شدم و تیری به پای شمشاد شلیک کردم، اما تصور نمیکردم او با یک تیر به قتل برسد. او از ناحیه پا زخمی شد و روی زمین افتاد و ما هم فرار کردیم. چند روز بعد وقتی با خبر شدم او فوت کرده، تصمیم گرفتم از کشور خارج شوم تا در دام پلیس گرفتار نشوم. من از ترس چوبه دار فرار کردم و الان به شدت پشیمان هستم و امیدوارم اولیایدم مرا ببخشند.»
محکومیت و انتظار ۸ ساله
متهم پس از اعتراف در دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شد. اولیایدم برای قاتل درخواست قصاص دادند و قضات دادگاه نیز میلاد را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند. حمید نیز به ۲۵ سال حبس محکوم شد و متهم دیگر تبرئه شد. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام استان فرستاده شد.
بدین ترتیب، نفسهای قاتل به شماره افتاد و از آن روز به بعد، تیم صلح و سازش و شورای حل اختلاف دادگاه کیفری گلسرخ شیراز و آذر شهسواری، عضو کمیته سفیران صلح و دوستی انجمن حمایت زندانیان کشور، تلاش زیادی برای جلب رضایت اولیای دم آغاز کردند.
رؤیای دختر و بخشش خداپسندانه
در نهایت، تلاشهای تیم صلح و سازش نتیجه داد. در حالی که قرار بود به زودی قاتل پای چوبه دار حاضر شود، همسر مقتول که سرپرستی دو دخترش را به عهده دارد، بدون هیچ چشمداشتی قاتل شوهرش را بخشید.
همسر مقتول درباره این اقدام خداپسندانه به خبرنگار ما گفت: «وقتی همسرم به قتل رسید، بار سنگین زندگی به دوش من افتاد. من ماندم و دو دختر ۹ و ۳ ساله که هر دم سراغ پدرشان را از من میگرفتند. شوهرم مرد زحمتکشی بود و برای راحتی ما شب و روز تلاش میکرد. آن شب به من خبر داد که برای دو دخترمان کادو خریده و قرار بود با هم شب یلدا را جشن بگیریم، اما آن شب یکی از تلخترین شبهای زندگی ما شد.»
وی ادامه داد: «از آن شب به بعد، سختیها و مشکلات زندگی چند برابر شد. من ماندم با کوهی از گرفتاریها و غم از دست دادن شوهری که همیشه پشتیبان من و دخترانمان بود. تصمیم گرفتیم از حق قانونیمان که قصاص است استفاده کنیم، اما در این مدت دلمان نیامد او را قصاص کنیم. بخشش او هم کار بسیار سختی بود، چون او احساس امنیت را از من و خانوادهام گرفتهبود. به هر حال تصمیم نهایی را برای اجرای حکم گرفتیم، اما چند روز قبل از اجرا، اتفاق خاصی افتاد. دختر کوچکم که الان ۱۱ ساله است، صبح وقتی از خواب بیدار شد با چشمانی گریان گفت پدرش را در خواب دیده و از او خواسته به من بگوید قاتلش را ببخشم. حرفهای دخترم مرا تحتتأثیر قرار داد و حالم دگرگون شد. از طرفی با خبر شدم قاتل در زندان توبه کرده و راه درستی را پیش گرفتهاست. به همین دلیل تصمیم گرفتم او را ببخشم، چون معتقدم خدا جان میدهد و او هم جان میگیرد. امیدوارم وقتی آزاد شد، گذشتهاش را جبران کند و راه درستی را برای ادامه زندگیاش انتخاب کند.»
رؤیای دختر از پدر
دختر مقتول نیز درباره خوابش گفت: «پدرم را در خواب دیدم که خوشحال بود و به من گفت از مادرت بخواه که قاتل مرا ببخشد. پدرم گفت که من از آسمان همیشه مواظب شما هستم و نگران نباشید.»
آزادی قاتل پس از ۸ سال
بدین ترتیب، اولیایدم صبح دیروز به شعبه اجرای احکام رفتند و قاتل را بخشیدند. قاتلی که هشت سال در انتظار چوبه دار بود و هر شب کابوس مرگ میدید، حالا با این اقدام خداپسندانه اولیایدم به زندگی دوباره بازگشت و به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه میشود.