حدود يك سال و نيم بعد از توافق ژنو بين ايران و 5+1، مقامهاي ايراني و امريكايي همچنان ميگويند كه اختلاف بر سر جزئيات توافق هستهاي باقي مانده است.
طرف امريكايي اصرار دارد كه قبل از دستيابي به هرگونه توافق هستهاي بر سر جزئيات، درباره رئوس چنين توافقي با ايران به توافق دست پيدا كند (مصاحبه روز يكشنبه كري با ان بيسي)؛ موضوعي كه اين روزها از آن با عنوان چارچوب كلي يا سياسي توافق ياد ميشود.
با اين حال، رهبر انقلاب در سخنراني روز يكشنبه 19 بهمن ماه 1393 تأكيد كردند موافق توافق دومرحلهاي نيستند: «چنين توافقي پسنديده نيست زيرا با تجربهاي كه از رفتار طرف مقابل داريم، توافق صرف در كليات، وسيلهاي خواهد شد براي بهانهگيريهاي پي در پي در جزئيات.»
23 روز قبل، در يادداشتي با عنوان «امريكا به دنبال توافق هستهاي است نه فيصله هستهاي» اين نكته بيان شد كه افق زماني كه طرف امريكايي براي فيصله دادن به مسئله هستهاي ايران (با هر مختصاتي) در نظر دارد، بسيار بيشتر از زماني است كه طرف ايراني براي پايان موضوع هستهاي ايران مد نظر دارد. اين نكته نيز بيان شد كه در حالي كه تيم هستهاي ايران در كوتاه مدت به دنبال حل مسئله هستهاي است، دولت امريكا در كوتاه مدت صرفا به دنبال توافق هستهاي با ايران است نه فيصله قطعي آن.
انعكاس اين موضوع، طي هفتههاي اخير در بحثهايي منعكس شده كه درباره دستيابي به يك چارچوب سياسي قبل از دستيابي به توافق جزيي، مطرح است. به عبارت ديگر، احتمالا اين فرض كلي كه بسياري مطرح ميكنند صحيح است كه بين دو دولت اخير امريكا، دولت اوباما اراده جديتري براي دستيابي به توافق هستهاي با ايران دارد ولي چنين ارادهاي لزوما براي حل و فصل قطعي پرونده هستهاي ايران نيست.
به همين خاطر در همان يادداشت اشاره شد كه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، بايد بين تمايل امريكا براي دستيابي به توافق هستهاي، با گرايش به حل و فصل نهايي مسئله هستهاي در بلند مدت تفكيك قايل شود.
دولت امريكا در چارچوب تعهد ميان مدت و بلند مدت خود براي تعديل نگاه امنيتي به خاورميانه، توافق هستهاي با ايران را به عنوان يك گزينه جديد در نظر ميدارد و اين همان نكتهاي است كه در استراتژي امنيت ملي اخير امريكا نيز ذكر شده است: «ترجيح ما اين است كه به يك توافق جامع و قابل راستيآزمايي كه تضمين ميكند برنامه هستهاي ايران منحصرا داراي اهداف صلحآميز است دست يابيم.»
با اين حال، نه تنها براي دولت اوباما، بلكه براي هيچ دولت ديگري دركاخ سفيد، مطلوب نيست در شرايطي كه سمت و سوي موازنه امنيتي در منطقه تا حد قابل توجهي مطلوب ايران است، اهرم سنگيني مانند پرونده هستهاي را به سادگي از دوش ايران بر دارد تا ظرفيتهاي تهران در حوزههاي ديگر امنيتي به كار گرفته شود. فرض تمايل امريكا به حل معضل هستهاي ايران يك فرض جدي است ولي بر سر اينكه اين معضل بايد در چه دوره زماني حل و فصل شود، بين طرفين اختلاف جدي وجود دارد.
گزارشهاي غير رسمي ميگويد كه امريكاييها بيش از 10 سال را براي طي كردن دوره اعتمادسازي در مذاكرات مطرح ميكنند و به همين خاطر مسائلي مانند توافق كلي و سياسي در نگاه آنها كليدي است ولي تهران خواستار دوره زماني عاديسازي هستهاي بسيار كوتاهتري است.