کد خبر: 689111
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۳ - ۰۰:۴۸
آش شله‌قلمكاري كه سحرخيزها نتيجه آن هستند
سخنان چندي پيش سحرخيز در خصوص عدم اعتقاد و علاقه اصلاح‌طلبان به امام (ره) و آرمان‌هاي ايشان و اظهارنظرهاي پس از آن و البته مخالفت برخي از اصلاح‌طلبان با اين سخنان نكته‌اي را بار ديگر براي همه صاحب‌نظران روشن و آشكار كرد و آن هم اين ماهيت متناقض و پارادوكسيكال اصلاحات است كه در ذات خود با آن درگير است.
مهدي پورصفا
سخنان چندي پيش سحرخيز در خصوص عدم اعتقاد و علاقه اصلاح‌طلبان به امام (ره) و آرمان‌هاي ايشان و اظهارنظرهاي پس از آن و البته مخالفت برخي از اصلاح‌طلبان با اين سخنان نكته‌اي را بار ديگر براي همه صاحب‌نظران روشن و آشكار كرد و آن هم اين ماهيت متناقض و پارادوكسيكال اصلاحات است كه در ذات خود با آن درگير است.
اصلاح‌طلبان به رغم تأكيد خود بر وفاداري به آرمان‌هاي انقلاب و ماهيت وجودي نظام جمهوري اسلامي همواره با رفتارهايي روبه‌رو بوده‌اند كه دقيقاً از قلب اين گروه برآمده است و تمام پيوندهاي آنان را بانظام و گاه با مسائل ديني جامعه ايراني كه در هر دوره و حكومتي غيرقابل‌خدشه بوده است نيز مورد خدشه قرار داده است.
در اين ميان موضع غيرشفاف سران اصلي اصلاحات در مقابل چنين افرادي به اين دوگانگي دامن زده است و حتي در فتنه سال 88 تا چند قدمي محو كامل آنان از جبهه سياسي نيز انجاميده است.

دوگانگي در مواضع

تجربه سياسي اصلاح‌طلبان اثبات كننده اين مطلب است كه جبهه اصلاح‌طلبي با حفظ وضعيت موجود و امتناع از تبيين شفاف شاكله و هويت سياسي خود، هم آراي خود را در ميان طبقه‌اي كه به زعم خود طبقه خاكستري عنوان مي‌كند، حفظ نمايد و هم خود را به فعالي در چارچوب نظام حفظ كند.
نكته جالب آن كه همين وضعيت دوگانه بارها و بارها باعث شكست آنان در عرصه‌هاي مختلف سياسي شده است، حتي اگر به پيروزي مقطعي نيز دست يافته باشند. تا زماني كه اصلاح‌طلبان به بهاي كسب آراي بيشتر نخواهند صراحتاً سرحدات فكري و سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي خود را اعلام كرده و وجوه تمايز خود با ديگر جريانات سياسي و اجتماعي را برجسته كنند، نمي‌توانند خود را به عنوان يك جبهه سياسي مورد قبول مردم و البته نظام نشان دهند.
اين مشكل را حتي سران اصلاح‌طلبان نيز به روشني متوجه شده‌اند و خاتمي سال‌ها پيش و در دوران رياست جمهوري خود بر اين نقطه حساس دست گذاشت و از آنان خواست تا تكليف خود را با بسياري از مسائل روشن كنند. وي كه اين سخنان را در جمع اعضاي ادوار مجلس دانش‌آموزي بيان كرده است، به صراحت گفت: ابتدا بايد مشخص كنيد كه چه كسي هستيد و چه مي‌خواهيد انجام دهيد. شما بايد مشخص كنيد كه اسلام را قبول داريد و از اسلام دفاع مي‌كنيد و به آن پايبند هستيد. اما مشكل اينجا است كه روشن كردن همين حدود منجر به برملا شدن عقايدي خواهد شد كه صدو هشتاد درجه با مباني بنيادين نظام جمهوري اسلامي در تناقض است.

آغوش باز براي آراي خاكستري

سابقه اظهارنظرها و صد البته عملكرد برخي از اصلاح‌طلبان دوآتشه سابق و خارج‌نشين امروزي همين نكته را نشان مي‌دهد. هيچ‌كس از ياد نمي‌برد كه اكبر گنجي در حاشيه كنفراس برلين با صراحت به اين نگاه اشاره كرد كه اگر افكار امام (ره) را با مباني امروزي منطبق كرد بايد آن را به موزه تاريخ سپرد. زير سؤال بردن قيام امام حسين(ع) و حتي همين اواخر مطرح كردن بحث اختلافي درباره امامت ائمه جزو نمونه‌هايي محسوب مي‌شود كه نمي‌توان آن را از ياد برد.
در كنار اين حتي با فرض اين نكته كه چنين ابهامي بتواند آراي خاكستري را به سمت آنان جذب كند، باز هم عملاً اين تدبير همچون شمشير دموكلس عليه آنان عمل خواهد كرد.
كسب آراي حداكثري از طريق برجسته كردن جاذبه‌هاي اين چنين سبب مي‌شود كه در فرداي پيروزي، اصلاح‌طلبان با سياهه بلندي از مطالبات متنوع و بعضاً متناقض از شهروندان مواجه شوند كه اصلاح‌طلبان نه انگيزه تأمين و تحقق آن را دارند و نه تحصيل آن مطالبات در توان‌شان است. تلاش در راه تأمين چنين مطالباتي نيز عملاً باز هم به يك تناقض دروني منجر شده و سبب اين مي‌شود عملكرد هم به همان حد دوگانه باشد كه در نهايت منجر به بي‌اطميناني بخش بزرگي از جامعه به اصلاح‌طلبان و به وجود آمدن وضعيت فعلي براي آنان شده است.

چه كساني غضنفرهاي جبهه اصلاحات هستند

در نهايت نمي‌توان منكر اين نكته شد كه در درون بدنه اصلاحات نيز افرادي حضور دارند كه علاوه بر داشتن تعلق ديني به نظام جمهوري اسلامي وفادارند، اما نمي‌توانند به اين دوگانگي پايان دهند.  دليل هم اين است كه علاوه بر رسوخ اين مسئله در عمق و جان اصلاحات عملاً سران آن نمي‌توانند افرادي را كه سال‌ها از آنها به عناوين مختلف در بدنه اصلاح‌طلبان حمايت كرده‌اند، به راحتي كنار بگذارند.
اشتباه راهبردي اصلاح‌طلبان از آنجا ناشي مي‌شد كه در پروسه سياست‌ورزي آغوش خود را تا حدي براي استقبال از سلايق و مطالبات خرده‌فرهنگ‌هاي متنوع موجود در ايران گشودند كه در كسر قابل اعتنايي از آنها اساساً كمترين دلبستگي با مباني و ارزش‌هاي بومي و فرهنگي ملهم از انقلاب اسلامي مشهود نبود.
امثال سحرخيز با سخنان خود چنان ضربه‌اي را به حيثيت اصلاح‌طلبان وارد كرده‌اند كه شايد تنها با توبه نصوح هم نتوان آن را از دامان آنان پاك كرد. متأسفانه كساني در بدنه جنبش اصلاحات نفوذ كردند كه از مبنا نه ماهيت انقلاب را قبول داشتند نه دلبستگي با اسلام داشتند، نه توان فهم جنگ هشت ساله را داشتند، نه چرايي اشغال سفارت امريكا را درك كردند.

مواضع سحرخيزها دم خروس اصلاح‌طلبان

اصلاح‌طلبان و سران آن بايد بپذيرند قواعد سياست و بازي آن هم در نظام جمهوري اسلامي حكم مي‌كند بازيگران هر كدام مسئول هويت و موجوديت مستقل خود بوده و اظهارنظرهاي افراد زير بيرق خود را پذيرا باشند.
در اين ميان آنچه كه هم اكنون به چشم مي‌خورد‌ آش شله قلمكاري است كه نه مي‌تواند به خوبي قواعد بازي سياسي را قبول كند و گاه به جر زني روي مي‌آورد و نه امكان اين را دارد كه به صورت جدي مرزهاي خود را براي ناظران روشن كند. در اين ميان اظهارنظرهاي امثال سحر‌خيز قوز بالاي قوزي مي‌شود كه فقط دردسر آنان را مضاعف مي‌كند.
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ali
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۸
0
0
اصلاحات ترجيح ميدهد به قول شما بي سر باشد تا ديکتاتور....
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
یکی از مشخصات اصلاحات دیکتاتوری هست. نامزد اصلاحات در سال 88 با دیکتاتوری تمام در مقابل رای ملت ایستادگی کرد و دیگر همقطارانش نیز از وی حمایت کردند. در سال 84 نیز نامزد اصلاحات در دوم دوم که شکست خورد به جای تبریک به منتخب ملت بیانیه داد و گفت به خدا سپردم و چنین و چنان.در صورتی که انتخابات سال 84 را دولت اصلاحات برگزار کرده بود و صحت و سلامت انرا هم تایید کرد.آیا این ها دیکتاتوری نیست؟؟؟؟؟
کیانی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۵
0
0
مگر اصلاحات سر داشته که الان بی سر شده اصلا اصلاحات بی ریشه بوده .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار