از شما چه پنهان اين روزها قدري به خودم مشكوك شدهام. يعني يك حرفي را ميزنم و بعد يك حرف ديگر را ميزنم و بعد باز يك حرف ديگر. بعد ميگويم جناب اولاد آدم اين سه تا حرف را تو زدهاي؟ يعني از يك منبع صادر شدهاند؟ يعني حتي اگر ماهيتشان با هم متفاوت باشد هم از تو صادر شده است؟ و بعد ميبينم كه بله. خسته شدهام از دست خودم. ميگويم، حالا خوانندهها چه ميكشند از دست من. حالا دست نه، زبان! چه فرقي ميكند. مهم اين است كه اسم اولاد آدم بد درميرود. يعني يك حرفي را ميزند و عمل نميكند و بعد حرف ديگر را ميزند و بد عمل ميكند و بعد ميگويد تا سه نشود بازي نشود و دست آخر هم لابد ميگويد بازي را بگيريم از سر.
مثل آن قصههاي قديمي شده است كه مادربزرگها تعريف ميكردند و ته قصه ميگفتند حالا بگيريم از سر و ميرفتند و قصه سركاري را از نو شروع ميكردند تا ما خوابمان بگيرد: يكي بود يكي نبود.... حالا هم اولاد آدم ميچرخد و ميچرخد و باز در خانه اول است. نميداند كه اين چه آزمون و خطايي است. اصلاً انگار اولاد آدم را آفريدهاند براي آزمون و خطا. اصلاً سنگ مفت، گنجشك هم مفت! مگر آدم چقدر عمر ميكند كه بخواهد پاي حرفش هم بايستد. نشد يك حرف ديگر ميزند. از قديم گفتهاند حرف نشخوار آدميزاد است و بعدش هم بعضي از وقتها بعضي از حرفها نشانه مرام و معرفت است. آدم كه يك حرفي را ميزند پايش ميايستد حتي اگر سرش برود. مخصوصاً اولاد آدم كه به شهرت و محبوبيت احتياج دارد. باور ميكنيد اگر شما خواننده گرامي يك اخم به اولاد آدم ميكرديد اين جناب سردبير يك لحظه هم تحملم نميكرد.
لابد ميپرسيد كه در رفتار و سكنات كه و كدام دم و دستگاه است كه مشابهتهايي ديدهام و حالا همذاتپنداريام گل كرده و به چمن نيز آراسته شده؟ و من به شما ميگويم با هر پست و مقامي ميشود اين روزها همذاتپنداري كرد. خيلي لازم نيست بگردي. همين خبر خبرگزاري فارس را ببينيد: «يارانه نقدي بدون تغيير (همان رقم ۴۵۵۰۰ تومان ماهانه هر نفر) در سال آينده پرداخت ميشود. محمدباقر نوبخت سخنگوي دولت گفت: يارانه نقدي بدون تغيير (همان رقم ۴۵۵۰۰ تومان ماهانه هر نفر) در سال ۱۳۹۴ نيز پرداخت ميشود. قبلاً قرار بود با شناسايي افراد پولدار، بخشي از افراد غيرنيازمند از دريافت يارانه نقدي حذف شوند و در عوض به افراد نيازمند يارانه بيشتري تعلق گيرد كه ظاهراً شناسايي پولداران موفقيتي نداشته و قرار است به همه يارانه بدهند. وي افزود: در لايحه بودجه ۹۴ براي حمايت از مسكن جوانان طرحي در نظر گرفته ميشود و از خانهدار شدن جوانان حمايت ميشود. سخنگوي دولت همچنين گفت: براي تأمين كادر درماني بيمارستانهاي تازه تأسيس شده نيز ارقامي در لايحه بودجه پيشبيني خواهد شد.»
نه خدا وكيلي آن همه خوداظهاري و آن همه سركشي به حساب و كتابها و آن همه حرفهاي جديد، همهاش دود شد و رفت به هوا! هيچكس هم نفهميد كه چه شد و نشد. اصلاً همان كه گفتم. مرد است براي پس گرفتن حرفش. قاليباف درست گفته بود كه حرف مرد دوتاست. يك حرفي ميگويد و اگر اشتباه كرد، خب پس ميگيرد و يك حرف ديگر ميزند. اما نميدانم اگر يك حرف ديگر زد و نتوانست پس بگيرد چه؟ لابد ميگوييد اولاد آدم دارد حرف مفت ميزند. وقتي برود و خودش مسئول بشود ميبيند كه نميشود يارانه را قطع كرد و در بودجه عمراني و آموزشي و بهداشتي هزينهاش كرد. اولاد آدم هم براي رد گم كردن به شما خواهد گفت اصلاً ميدانيد ريشه حرف مفت چيست؟ الان مفت است ولي بعداً مفت نيست. و شما ميگوييد داستانش را بگو. و من ميگويم: روزي كه تلگرافخانه در تهران افتتاح شد مردم باور نميكردند كه از شهري به شهر ديگر امكان مخابره تلگرافي باشد و مقاصد و منويات افراد را بتوان از مسافات بعيده اصغاء نمود. مهمتر آنكه بيسواد و خرافاتي كه به وجود ارواح شياطين! در سيمهاي تلگراف معتقد بودند مردم را از مخابرات تلگرافي مطلقاً برحذر ميداشتند. به همين جهات و ملاحظات و با وجود تشويق دولت كه مطالب مهم و فوري را مصلحت آن است كه به وسيله تلگراف انجام دهند مع هذا مردم زير بار نميرفتند و اين موضوع را بيشتر به شوخي و مطايبه تلقي ميكردند.
وزير تلگراف وقت مرحوم عليقليخان مخبرالدوله چون از تشويق و تبليغ پيرامون مخابرات تلگرافي طرفي نبست تدبيري به خاطرش رسيد و با اجازه شاه يكي دو روز را به مردم اجازه داد كه مجاني با دوستان يا طرف خود كه در شهرهاي اصفهان يا شيراز و تبريز و نقاط ديگر بودند صحبت كنند. چيزي بپرسند و جواب بخواهند تا مردم يقين كنند كه تلگراف شعبدهبازي نيست. مردم هم ازدحام كردند و سيل مخابرات به ولايات روان شد. هركس هر چه در دل داشت از سلام و تعارف و احوالپرسي و گله و گلايه و شوخي و جدي بر صفحه كاغذ آورده به طرف مخاطب مخابره نمود زيرا حرف مفت بود و فطرت آدمي به سوي هر چه كه مفت باشد گرايش پيدا ميكند.
چون چندي بدين منوال گذشت و مقصود دولت در جلب تلگرافي حاصل گرديد مخبرالدوله در پاسخ متصديان تلگرافخانهها كه از مراجعات متقاضيان و طومارهاي سلام و تعارف و احوالپرسي آنان براي مخابره البته حرف مفت و مجاني به ستوه آمده بودند دستور دادند اين جمله را بر روي صفحه كاغذي بنويسند و بر بالاي در ورودي تلگرافخانه الصاق نمايند «از امروز به بعد حرف مفت قبول نميشود» و براي هر كلمه مثلاً يك عباسي (يك پنجم ريال) حقالمخابره بايد پرداخت كنند.
اولاد آدم حرف مفت زياد ميزند ولي اميدوار است اين دريافت همگاني يارانه در سال آينده، بعدها برايش گران درنيايد. و براي مردم. و براي كشور.....