روز شنبه روزنامه شرق تيتر يك خود را از سخنان كاظم جلالي رئيس فعلي مركز پژوهشهاي مجلس انتخاب كرد آنهم با اين عبارت «كاظم جلالي به شرق خبر داد: رايزني با ناطق براي تشكيل حزب لاريجاني.»
اين روزنامه در تشريح اين خبر آورده: از آغاز مجلس نهم و بعد از شكلگيري فراكسيون رهروان، همواره گمانهزنيهايي مطرح بود كه اين حركت را سرآغاز تشكيل حزبي جديد با محوريت علي لاريجاني ارزيابي ميكرد؛ گمانهزنيهايي كه با مانورهايي نظير انتخابات هيئترئيسه مجلس و رأياعتماد به كابينه روحاني، تقويت ميشد... اكنون كاظم جلالي بهعنوان رئيس فراكسيون خبر از اعلام موجوديت قريبالوقوع حزب منتسب به لاريجاني داده. يك هفته قبل هم رسانههاي پرتعداد طيف اصلاحطلب به استقبال از خبري پرداختند كه خبرگزاري تحت حمايت آنها – ايلنا ـ آن را پوشش خبري داده بود و در آن تأكيد كرده بود كه علي لاريجاني رئيس كنوني مجلس شوراي اسلامي تصميم دارد حزبي فراگير را تشكيل داده و به صورت انفرادي در انتخابات پيشرو شركت كند. روزنامههاي وابسته به اين جريان با درج تصوير علي لاريجاني تلاش كردند تا ضمن حمايت از رفتارهاي سياسي وي و حاميانش در مجلس اينگونه القا كنند كه براي اصولگرايان گريزي جز تفرقه و چنددستگي ندارند.
ابتكار يكي از روزنامههايي است كه با درج تيتر «تأسيس حزب براي مهار تندروها» با ادبياتي خاص به استقبال از رويكرد جديد حاميان علي لاريجاني پرداخته و نوشته است: حزب فراگير علي لاريجاني خبري بود كه هر از گاهي توسط نزديكان لاريجاني منتشر ميشد ولي اطلاعات دقيقي از جزئيات آن در دسترس نبود. يك چهره نزديك به علي لاريجاني از چگونگي تشكيل اين حزب و جزئيات آن به خبرنگار ايلنا گفت: قرار بر آن بود اين كار توسط اصولگرايان معتدل و ميانهرو و به محوريت علي لاريجاني انجام پذيرد. يكي ديگر از رسانههاي پرشمار اين طيف در همين رابطه با خوشحالي از حركت لاريجاني ياد ميكند و مينويسد: كلاف سردرگم اصولگرايي باز ميشود؟ اين سؤالي است كه اين روزها به مهمترين دغدغه نحلههاي مختلف اصولگرا تبديل شده و آنان را به تكاپو واداشته است.... جالب آنكه يكي از نزديكان علي لاريجاني نيز خبر از تشكيل حزب فراگير با عنوان احتمالي حزب رهروان ولايت و با محوريت علي لاريجاني داده است؛ حزبي كه وي در گفتوگو با ايلنا شاخصههاي آن را چنين عنوان كرده است: قرار بر آن بود اينكار توسط اصولگرايان معتدل و ميانهرو و به محوريت دكتر لاريجاني انجام پذيرد.
هر چند كه بارها تأكيد شده كه جريان تجديدنظرطلب به دنبال ايجاد شكاف و دودستگي بين گروههاي مختلف اصولگرايي بوده و به تبع آن تلاش دارد زدوخوردهاي ميان دو فراكسيون رهروان و اصولگرايان مجلس را افزايش دهد اما آنچه در اين ميان مهم مينمايد بازي برخي از افراد نزديك به لاريجاني در زمين طيف اصلاحات است به گونهاي كه خوراك روزنامههاي زنجيرهاي جهت به تفرقه كشاندن و القاي دودستگي به واسطه اخباري است كه اين افراد در اختيار خبرنگاران اين رسانهها قرار ميدهند.
موجسازي روزنامه شرق عليه اصولگرايان در آغاز اين هفته هم با خبري بوده كه كاظم جلالي در اختيار آن قرار داده آن هم در شرايطي كه بزرگان اصولگرايي سخت به دنبال ايجاد وحدت و همگرايي ميان گروههاي مختلف اصولگرايي است و شخصيتهاي اين جريان تأكيد بر ايجاد سازوكار وحدت نمودهاند. به راستي ارتباط با روزنامههاي زنجيرهاي آن هم در اين ابعاد را چگونه بايد توجيه كرد و دستاورد اينگونه مصاحبهها براي اصولگرايان چه خواهد بود؟
عملكرد كاظم جلالي در ديدار هيئت پارلماني با فتنهگرانچند روزي از ديدار هيئت پارلماني اروپا با دو نفر از فعالان فتنه88 در سفارت يونان در تهران ميگذشت و اين موضوع همچنان بحث داغ رسانههاي داخلي بود و افكار عمومي همچنان منتظر پاسخ مناسبي به اين سؤالات كه چه ضرورتي وجود داشت يك تيم ديپلماسي رده چندم اروپايي به تهران سفر كند و با نقض قوانين داخلي با دو نفر از محكومان امنيتي كشور ديدار مفصل داشته باشد و در ديدار با رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هتاكي و توهين به ملت ايران را به حد كمال برساند؟ چه كساني مجوز و همچنين مقدمات اين ديدار را فراهم كردهاند؟ چرا با وجود توهينهاي آشكار اين تيم دونپايه اروپايي به مردم كشورمان، هيچ مقام يا مسئولي حاضر نشد رسماً پاسخي درخور به اين افراد بدهد؟
اين ابهامات در حالي رشد فزاينده به خود گرفت كه از مركز پژوهشهاي مجلس ـ به عنوان دعوتكننده از تيم اروپايي – گرفته تا وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات كسي حاضر به پذيرش خطاي حادث شده نبود و مسئولان حاضر در اين مراكز دائم تقصير را به گردن ديگري انداخته و حاضر نشدند. در بينابين مواضع برخي مسئولان كشور در اين باره برخيها معتقد به نقش اثرگذار رئيس مركز پژوهش مجلس بودند.
اولين انتقاد به رئيس جوان مركز پژوهشها اين بود كه بر اساس چه ضرورتهايي اين تيم اروپايي را به تهران دعوت كرده و چرا زماني كه در مكاتبات ديپلماتيك، رئيس تيم اروپايي درخواست ديدار با نسرين ستوده و جعفر پناهي را مطرح ميكند– به گفته حسين شيخالاسلام در گفتوگو با «جوان» ـ جلالي پاسخ قاطعي نميدهد و تنها به سكوت معنادار بسنده كرده و طرف مقابل اين سكوت را حمل بر رضايت ميبيند و جمعهروزي در خيابان آفريقاي تهران با فعالان فتنه ديدار ميكند.
جناب جلالي نه تنها اشتباه خود در برخورد با درخواست نابجا و مداخلهجويانه هيئت اروپايي را نميپذيرد بلكه توضيح روشني هم به جهت تنوير افكار عمومي در اينباره نميدهد و سعي ميكند دست به فرافكني زده و وزارت خارجه را مقصر صفر تا صدي مسئله نشان دهد، هر چند اشتباه مجلس تقصير را از گردن دستگاههاي دولتي نظير وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات ساقط نميكند.
گفتوگوي جنجالي جلالي اين بار با اعتمادانتقاد از عملكرد رئيس مركز پژوهشها زماني بيشتر ميشود كه وي در مواضعي پرابهام و تأملبرانگيز هفته بعد از واقعه سفارت يونان در گفتوگو با روزنامه اعتماد بيان ميكند:«رسانههاي[زنجيرهاي] درباره موضوع حصر دو نفر از سران فتنه جنجال نكنند تا روحاني در سكوت موضوع رفع حصر را دنبال كند!» وي ادامه ميدهد:«دنبال جنجالسازي نرويد، اين توصيه من به هر دو طرف است، چه كساني كه مخالف رفع حصر هستند و چه كساني كه به دنبال رفع آنند.» رئيس فراكسيون «رهروان ولايت» طوري در اينباره اظهارنظر پدربزرگي و بيطرفانه اتخاذ ميكند كه انگار نه انگار چهره اصولگراست و با شعارهاي اصولگرايانه از مردم شهر شاهرود مجوز حضور در مجلس را گرفته است. جلالي همچنين در گفتههاي خود هيچ اشارهاي به خيانتهاي بيسابقه سران فتنه در بردن كشور به لبه پرتگاه و زمينهسازي براي جولان گروهكها و سرويسهاي جاسوسي بيگانه در زمينه ايجاد آشوب نكرده است، انگار كه يك سوءتفاهم عاطفي پيش آمده و بايد مشمول مرور زمان شود!
بررسي چگونگي كاركرد رئيس فراكسيون رهروان ولايت را نهتنها در «عدمحساسيت رئيس مركز پژوهشها در مورد دعوت غيرمسئولانه هيئت پارلماني در سفر به تهران و اتفاقات منبعث شده از آن» و «دستورالعمل به روزنامههاي زنجيري براي آزادي سران فتنه» بايد جستوجو كرد بلكه همراه با مواضعي از سوي وي در زمان رأي اعتماد مجلس به وزراي كابينه يازدهم ديد كه در برخي از مصاحبههاي خود از حساسيت برخي نمايندههاي ارزشي و انقلابي در مورد لزوم رأي ندادن به وزراي فعال در فتنه گلايه ميكرد اما حالا كه عملكرد و كاركرد رئيس مركز مطالعاتي مجلس به اين سمت و سو ميرود.
جلالي بداند اصولگراستبه هر روي آنچه از آقاي جلالي و ساير افرادي كه با پيشينه اصولگرايي موفق به كسب آراي عمومي جهت حضور در مجلس شوراي اسلامي شده اند، انتظار ميرود تا با مواضعي منطقي و آگاهانه در پازل دوم خرداديها به ايفاي نقش نپرداخته و در عوض با حركت در مسير انقلاب به موفقيتهاي آينده جريان اصولگرايي كمك كنند تا همچنان افكارعمومي به آنها اقبال نشان دهند.