
طي 35 سالي كه از عمر انقلاب اسلامي گذشته سياستگذاران فرهنگي كشورمان كوشيدهاند شرايطي را فراهم كنند كه آموزههاي ديني برآمده از روش زندگي امام سوم ما بيشتر از قبل وارد سبد تصويري سينما و تلويزيون شود. اين كوششها از همان ابتداي انقلاب با ساخت آثاري چون «سفير»(فريبرز صالح) محقق شد؛ آثاري كه چون برآمده از جوششهاي دروني سازندگان آثار بودهاند براي مخاطبان هم جذاب بودند.
هرچند در سالهاي بعد نيز اين جوششهاي دروني مبناي ساخت آثاري چون «روز واقعه» (شهرام اسدي)، «فرستاده»(جواد شمقدري)، «سرگشته» (محمدحسين حقيقي)، «مختارنامه» (داوود ميرباقري)، «رستاخيز» (احمدرضا درويش) و «ثارالله» (شهريار بحراني) قرار گرفت اما به جز يكي دو مورد نظير «روز واقعه» و «مختارنامه» مابقي آثار چنان كه بايد نتوانستند مورد توجه قرار گيرند. البته در اين بين بودند آثاري مانند «ثارالله» كه در همان ميانههاي توليد، متوقف ماند.
حاشيه نگاريهايي كه متن را جذاب كردهدر چرايي اين عدم كاركرد ابتدا بايد دليل جذابيت و ماندگاري «سفير»، «روز واقعه» و «مختارنامه» را مرور كرد. ويژگي اصلي اين سه فيلم يكي كاربلدي خالقان اصلي كار يعني فيلمنامهنويس و كارگردان بود و ديگري روايت زندگي شخصيتهايي كه نه از متن كه از حاشيه عاشورا به مرور وقايع كربلا ميپردازند. «سفير» با تمركز بر آنچه بر سر «قيس بن مسهر» نمايندهاي كه نامه امام حسين(ع) را براي كوفيان ميبرد اما در بين راه دستگير شده و در نهايت نيز توسط ابن زياد به شهادت ميرسد، ميكوشد در حاشيه ماجراي كربلا، تصويري دقيق از ياران وفادار امام حسين(ع) بيافريند.
در «روز واقعه» اين يك جوان نصراني تازه مسلمان شده به نام «شبلي/عبدالله» است كه با شنيدن ندايي كه او را به ياري ميطلبد، عازم كربلا شده و حين اين سفر است كه سير و سلوكي دروني در او رخ ميدهد و همين سير و سلوك است كه مخاطب را هم با ويژگيهاي شخصيتي ياران حسين آشنا ميكند.
در «مختارنامه» نيز اين شخصيت مختار ثقفي است كه محور كار قرار ميگيرد؛ شخصيتي كه رهبر چهارمين قيامي بود كه بعد از عاشورا به خونخواهي امامحسين(ع) به پا شد.«مختارنامه» نيز با پرداختي دقيق از شخصيتي حاشيهاي به نام «مختار» مخاطب را هم در جريان حوادث عاشورا قرار ميدهد و هم آنچه بعد از اين واقعه در ميان هواداران سيدالشهدا روي داد.
حاشيهنگاريهايي كه جذاب نشداين حاشيه نگاري هرگاه كه با شناخت دقيق كاراكترهاي در حاشيه قيام كربلا انجام شده زمينهساز خلق آثار ماندگار شده و هرگاه كه به گونه سطحي و نه چندان عميق مورد پرداخت قرار گرفته باعث شكلگيري محصولاتي ابتر شده كه چنانكه بايد توجه مخاطبان را برنميانگيزاند.
شايد يكي از دلايلي كه «رستاخيز» - تازهترين محصول عاشورايي سينماي ايران - در همان نمايشهاي معدود جشنوارهاياش ارتباط عميق با مخاطب نگرفت همين بود كه كاراكتر حاشيهاي كه براي روايت داستان كربلا انتخاب شده بود يعني «بكير بن حر» به لحاظ سينمايي كاراكتري دراماتيزه نبود؛ يعني زندگيش اوج و فرودهاي مورد نياز يك درام سينمايي بلند را نداشت و در اغلب جاهاي «رستاخيز» در حد يك تيپ مانده بود. بگذريم از اينكه نمايش چهرههايي مانند حضرت ابوالفضل(ع) نيز به اندازه كافي در موضعگيري برخي مراجع نسبت به اثر نقش داشت.
مديراني كه صورت مسئله را پاك كردنداوايل دهه 80، شهريار بحراني كارگردان شناخته شده سينماي ايران استارت توليد فيلم- سريالي با عنوان «ثارالله» را زد؛پروژهاي كه بعد از تلاش زياد براي توليد آن و البته صرف زماني چهار ماهه براي فيلمبرداري به ناگاه در ميانه مسير توليد متوقف شد! چرايي توقف توليد، آن بود كه مديران بالادستي در برابر شايعاتي كه پيرامون «ثارالله» شكل گرفته بود فقط و فقط نقش ناظر را ايفا كردند و كمترين تلاشي براي رد اين شايعات انجام ندادند؛ شايعاتي كه به دروغ از اين ميگفتند كه بحراني قصد دارد در اين اثر چهره امام حسين(ع) را نشان دهد. در صورتي كه در فيلمنامه و در همان 100 دقيقه فيلمي كه گرفته شده بود، فقط صداي امام حسين(ع) بود كه شنيده ميشد. متأسفانه مديران بالادستي هم سعي كردند با پاك كردن صورت مسئله خيال خود را راحت كنند.