کد خبر: 672117
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۷
زندگينامه امدادگرشهيد حسين پور زارعي
شهيدحسين پور زارعي در سال 1336 در خانواده اي مذهبي متولد شد. همزمان كه درس مي خواند همراه پدر زحمتكش خويش به كسب تلاش و روزي مي پرداخت .
محمد طاها ارجمند

شهيدحسين پور زارعي در سال 1336 در خانواده اي مذهبي متولد شد. همزمان كه درس مي خواند همراه پدر زحمتكش خويش به كسب تلاش و روزي مي پرداخت .

او دومين فرزند خانواده مي باشد،دوستان صميمي اش هم چون حسين هوشيار و محمد رضا جهاني بودند كه هر دو در راه دفاع از آرمان ،مكتب و مملكت خويش جان باختند . حسين درس خود را تا پايان كلاس 9 ادامه داد و اين زماني بود كه خود را آماده ميكرد براي رفتن به خدمت مقدس سربازي.

در خدمت فنون نظامي را فرا گرفت و در استانه تمام شدن خدمت بود كه ملت ايران به رهبري امام خميني (ره) و توكل بر خداوند بر پايه هاي رژيم تو خالي شاهنشاهي تاختند و آن را به زير كشيدند بعد از اينكه از سربازي آمد تشكيل خانواده داد و در بهداري مشغول كار شد.

حسین عصر ها هم در نانوايي محل كار ميكرد تا زندگي ايده آلي باي خانواده خود فراهم كند تا اينكه در سال 59 خداوند فرزندي به او عطا كرد كه نامش را ياسر گذاشتند زمان همچنان ميگذشت و اين بارخدا به او دختري داد به نام زهرا و اين زماني بود كه رژيم بعثي عراق با همكاري دشمنان اسلام از جمله آمريكا كه تاب تحمل بيداري ملتها را نداشتند با تجهيزات كامل نظامي به كشورمان حمله كردند كه اين حركت آنها با مقاومت دليرانه ملت روبه رو شدند يكي از اين دلير مردان حسين بود كه احساس كرد بايد همراه ديگر دليران به دفاع از مكتب خمینی خود برود و مشتاقانه اين كار را انجام داد و در اين راه جان خود را گذاشت .

وصیت نامه شهيد حسین پورزارعی

سلام علیکم امیدوارم که این وصیتنامه سرمشقی باشد برای دیگران در پشت جبهه ها سنگر اسلام را حفظ می نماید باری که از اینکه من به کربلای ایران عازم شدم با دلخواه خودم بود و برای پایداری دین مبین اسلام و حفاظت ناموس و دفاع از خاک میهن و برای این که پیر جماران امام عزیزمان تنها نباشد به هل من ناصر امام لبیک گفته و به بازماندگان خود توصیه می کنم که راه مرا ادامه دهند و امام خمینی را تنها نگذارند چونکه بر هر فرد مسلمان واجب است از دین و نظام جمهوری اسلامی دفاع نماید حالا به هر طریقی که باشد خوب است و به پدرو مادرم و دیگر بازماندگان توصیه میکنم که در تشییع جنازه من گریه و زاری ننمایند تا از این گریه و زاری سوء استفاده نمایند و اما به همسر گرامیم وصیت می کنم که شهامت داشته باشد و در برابر سختی ها مقاومت نماید و راه شهدا را ادامه دهد و گریه و زاری را کنار گذاشته و به فرزندانم برسد و یاسر را آنجوری که خودم می خواستم بزرگ نماید و او را به تحصیل وادارد و همینطور تا انشاالله در بزرگی بدانند که پدرشان چه راهی را پیموده است و دلم می خواهد که یاسر هم کوچکترین ناراحتی در این مدت نداشته باشد و اما به برادران و خواهرانم سفارش میکنم که راه مرا ادامه دهند .

فرازي از صحبت هاي همسر شهيد حسين پور زارعي

حسين علاقه خاصي به خانواده و دو فرزندش داشت و دوري آنها را تحمل نمي كرد و به همين دليل به تنهايي سفر نمي رفت با شروع جنگ تحميلي راهي جبهه شد و در هر فرصت تماس ميگرفت و جوياي خانواده ميشد در تماس تلفني از من خواست كه عكس هاي بچه ها را برايش بفرستم من هم عكس ها را به يكي از دوستانش دادم اما دريغ كه خبر شهادت ايشان و عكس ها چند روز بعد با هم برگشت و ايشان مجال وداع با عكس هاي فرزندانش را هم پيدا نكرد و ديدار به روز قيامت افتاد سرانجام در تاريخ 24/2/65 در منطقه شرهاني به شهادت رسيد و پيكر مطهرش بعد از 8 سال در تاريخ 18/3/73 به ميهن برگشتند .

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار