اين كتاب كه برآن است نگاهي دقيق به عمليات مرصاد داشته باشد، مروري كلي بر فعاليتهاي سازمان منافقين تا زمان وقوع عمليات مرصاد و تحليلهايي در اين خصوص دارد كه ميتوان گفت شمايي كلي در خصوص سازمان نفاق، بنيانهاي فكري و حتي شخصيتهاي تأثيرگذار در تشكيل سازمان مجاهدين را ارائه داده است. چنانچه در فصول ابتدايي كتاب خواننده با شخصيتهايي چون محمد حنيف نژاد، عبدالرضا نيك بين رودسري و... از مؤسسان اين سازمان آشنا ميشود.
به همين ترتيب روند اين كتاب ما را با فراز و فرودهايي آشنا ميسازد كه رفته رفته افكار التقاطي و نفوذ بيش از پيش تفكرات ماركسيستي و چپ در سازمان مجاهدين را نمايان ميسازد و هر چه جلوتر ميرويم، در تمايز اين گروهك با گروههاي اسلامگرا با مسائلي چون قطع آموزشهاي مذهبي و جايگزيني متون ماركسيستي به جاي اين آموزشها در ميان منافقان روبهرو ميشويم.
در همين خصوص در بخشي از اين كتاب ميخوانيم: در مرحله سوم از مراحل ماركسيست كردن اعضا، به تدريج گرايش به سمت منافع ماركسيستي افزايش و همزمان مطالعات اسلامي كاهش يافت. اين روند تا بدانجا پيش رفت كه مطالعات ماركسيستي آن چنان وقت اعضا را پر كرد كه ديگر فرصتي براي مطالعات اسلامي باقي نماند.
به هر روي پس از پيرزوي انقلاب و روندي كه سازمان نفاق در مخالفت خود با نظام اسلامي در پيش گرفت، آنها را به رويارويي علني با ملت ايران ميكشاند چنانچه در يك خيانت آشكار، پيوندي ناميمون با دشمن متجاوزي چون صدام مييابند و حتي اقدام به عملياتهاي نظامي همسو با ارتش بعث عليه رزمندگان ميكنند. عمليات آفتاب و چلچراغ كه پيش از فروغ جاويدان توسط اعضاي نفاق در فكه و مهران انجام گرفتند تعدادي از اين تحركات نظامي هستند كه نويسنده كتاب «عمليات مرصاد و سرنوشت منافقين» به خوبي با آوردن اسنادي از نشريه سازمان مجاهدين اقدام به پوشش بازتاب اين خيانت آشكار در نشريات خود منافقان ميكند.
در نهايت در فصول دوم و سوم كه دو فصل پاياني كتاب هستند، با روند عمليات مرصاد و جزئيات آن آشنا ميشويم كه با ريزبيني و دقت نظر محمدعلي صدرشيرازي به نظر ميرسد كه اگر كسي در پي شناختي كلي و دقيق از نحوه عمليات مرصاد باشد، خواندن اين كتاب ميتواند پاسخگويي بر بسياري از سؤالات و شبهات او باشد.
در همين خصوص در بخشي از اين كتاب با عنوان «سرانجام مرصاد از نگاه اعضاي سازماني ميخوانيم: در منبع شناسي عمليات مرصاد، آنچه بيش از هرچيز نمود عيني دارد، جايگاه مهم خاطرات و افشاگريهاي اعضاي جدا شده از سازمان مجاهدين خلق از اين عمليات است. مروري بر اين پژوهشها خود گواهي برمحوريت خاطرات جداشدگان از سازمان و حوزه عمليات مرصاد است.