
مهدويت و انتظار فرج امام زمان (عج) از جمله مسائل مهم و اساسي است كه از ديرباز مطمح نظر اهل تفكر بوده است و هركسي از منظري به آن پرداخته تا آنجاكه به قول شاعر هركسي از ظن خود شد يار من، اما دراين ميان به عهده شيعيان و پيروان حضرت مهدي(عج) است تا با شناخت و آگاهي نسبت به مباحث مهدوي در ترويج و نشر تفكر صحيح مهدوي كوشا باشند و روحيه انتظار را در خود تقويت كنند كه هرچه زودتر زمينههاي ظهور حضرت فراهم گردد و چشمان منتظران بعد از سالهاي طولاني روشن شود. با حجتالاسلام والمسلمين مهدي حسنزاده استاد حوزه و دانشگاه و كارشناس ارشد مهدويت گفتوگو كردهايم تا كمي بيشتر اين مسئله را واكاوي كنيم.
در ابتدا بفرماييد تعريف شما از مقوله انتظار چيست و چگونه ميتوان به انتظار پويا رسيد؟
انتظار حالتي است كه انسان، منتظر امر الهي و چشم به راه است تا آن امر مهم به وقوع بپيوندند. حالا انتظار ميتواند يك پروژه فردي باشد يا اجتماعي؛ متأسفانه آنچه معمولاً بين ما رايج است انتظار را حالت فردي و دروني ميدانيم يعني اينكه هر فردي بيايد براي خودش انتظار ظهور منجي عالم بشريت را بكشد درحاليكه اگر اين انتظار تبديل به يك پروژه جمعي و اجتماعي شود مطمئناً كارايي بيشتري خواهد داشت و البته اين را هم بايد بدانيم كه انتظار فرج تنها مختص به ما مسلمانان و شيعيان نيست، مسيحيان انتظار ميكشند و منتظر ظهور مسيح هستند. در يكي از مقالات غربيها آمده بود 70 ميليون مسيحي در امريكا هر روز از صبح تا شب منتظر ظهور مسيح هستند و اين نشان ميدهد كه ساير اديان هم به نوعي منتظر منجي و چشم به راهند لذا ما كه بهعنوان يك كشور مسلمان و مركز ثقل تشيع به حساب ميآييم بايد اين فرضيه مهم را عمومي و اجتماعي كنيم و از حالت فردي و دروني خارج سازيم آن وقت است كه به معناي واقعي توانستهايم منتظري پويا باشيم.
رسانهها چه نقش و جايگاهي دارند زيرا با توجه به اينكه رسانههاي غربي و در رأس آن هاليوود با نگاهي منفيگرا نسبت بهآخرالزمان و مهدويت بسيار فعال هستند به نظر شما توانستهايم جلوي اين ديدگاه منفي و تاريك آنها فعاليت رسانهاي داشته باشيم؟
البته به لحاظ تكنيكي توانايي صددرصد نداريم. به قول شهيد مطهري در كتاب «حماسه حسيني» آن قدر كه مسيحيت در كل عالم تبليغ ميكند اسلام و شيعه يك هزارم آن را ندارد، چندان كاري نكردهايم ولي با اين حال نبايد دست روي دست گذاشت زيرا مايههاي زيادي داريم كه بتوانيم فعاليت داشته باشيم؛ ايام محرم و صفر، دهه فاطميه، ايام شعبانيه و ماه رمضان بهترين فرصت براي تبليغ هستند و مطمئناً بار اصلي اين رسالت به عهده رسانهها است تا پوشش خوبي بدهند و در كنار اخبار روزمره كه مدام منعكس ميكنند، اين مسائل را هم براي مخاطبان بگويند و سرمايهگذاري بيشتري داشته باشند چراكه طبق آموزههاي مبين اسلام، آينده تاريخ كاملاً روشن است و بشريت رو به نجات پيش ميرود. آيات و روايات متعددي هم در اين رابطه موجود است كه نسبت به آينده تاريخ نويد داده شده است و همه اينها ميتواند با نگاهي مثبتگرا مقابل ديدگاه منفيگراي غرب باشد.
به نظر جنابعالي در مسئله غيبت امام زمان (عج)، شرايط اولويت دارند يا علايم؟
بهطورحتم هر دو دخيل هستند ولي ما درحال حاضر بيشتر به علايم پرداختهايم تا شرايط درحالي كه اول بايد آمادگي جهاني صورت گيرد و شرايط فراهم شود كه آن هم طبيعتاً به عهده پيروان امام و شيعيان است تا زمينه ظهور زودتر فراهم شود بنابراين جهان هم بايد آمادگي ظهور را داشته باشد مثلاً مكاتب بشري همه فرصت ظهور بروز پيدا كنند و در آخر به بنبست برسند تا هنگام ظهور حضرت هيچ بهانهاي در ميان نباشد و همه به نوعي تشنه ظهور منجي بشريت و نماينده خدا شوند لذا شرايط را بايد فراهم كرد سپس به علايم حتمي و غير حتمي رجوع نمود.
ميتوانيم مدعي شويم كه در اشل كوچك انقلاب اسلامي و حركت امام خميني (ره) همين طور بوده است كه باعث به هم زدن مكاتب مادي بشري شده است؟
بله قطعاً. اگر يك بررسي اجمالي داشته باشيم ميبينيم قبل از پيروزي انقلاب خيلي از مكاتب ماديگراي انساني فرصت جولان داشتند و هرچه لازم بود انجام ميدادند تا جايگاهي كسب كنند ولي نتوانستند به نقطه مطلوب برسند و به شكست انجاميدند درحاليكه وقتي امامخميني (ره) مكتب آسماني اسلام را در نظر داشت و انقلاب اسلامي را راه انداخت و به دليل اينكه با فطرت و ذات انسان عجين بود مردم آن را پذيرفتند و قبول كردند و حالا بعد از سالها انقلاب اسلامي از داخل اروپا و امريكا منتقل شده است و در حال شكلگيري است.
برپايي برنامههاي موسوم به دهه مهدويت تا چه ميزان ميتواند دربالا بردن شناخت ما نسبت به حضرت مهدي (عج) مؤثر باشد؟
اگر برنامههاي هدايتشده و با مهندسي فرهنگي همراه باشد قطعاً تأثير زيادي خواهد داشت زيرا به هر جهت اين مسئله هم مثل ايام تاسوعا و عاشورا، فاطميه و ماه رمضان يك فرصت است كه بتوانيم بهتر از شرايط بهره ببريم و معرفت خود را افزايش دهيم و اين بستگي به متفكران و رسانههاي جمعي ما دارد كه بتوانند با هنر خود بستر مساعدي را فراهم آورند تا به نتيجه مطلوب برسند.
يكي از مباحثي كه مطرح ميشود اين است كه درمورد شاديهاي نيمه شعبان با آسيبهايي روبهرو بودهايم درحاليكه اسلام دين شاد و زندهاي است البته عدهاي آن را بهخاطر نبود فرهنگسازي در زمينه شادي اسلامي ميدانند نظر شما دراين رابطه چيست؟
شادي بحث مهمي در اسلام است، جشن گرفتن و آذينبنديها يك طرف قضيه هستند كه بعد ظاهري تلقي ميشوند و نشاندهنده شادماني ما از اين واقعه مهم هستند ولي طرف ديگر مسلماني بعد باطني است يعني شادي و نشاط در درون انسان است. در روايت داريم اگر بندهاي در يك روز گناه نكند آن روز، روز شادي يا همان عيد است حالا اگر قلب ما با قلب امام زمان (عج) پيوند بخورد مسيري كه مورد رضايت آن حضرت است قطعاً به شادي حقيقي رسيدهايم حالا اين چراغانيها و جشنها هم بشود در كنار شادي دروني كار خوبي است مضاف بر اينكه بايد سخنرانيهاي خوب و مقالات خوب براي افزايش معرفت و شناخت مردم داشته باشيم تا هرسال بهتر بتوانيم شادي حقيقي را به مردم مسلمان كشورمان ارائه دهيم.
اين روزها فعاليت در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي تا حدودي باب شده است، آيا در فضاي مجازي توانستهايم كنار مسائل مختلف، بحث مهدويت را درسطح جهاني به خوبي مطرح كنيم ؟
متأسفانه با وجود گسترش فعاليت در فضاي مجازي دراين موضوع مهم خيلي ضعيف هستيم و هم به لحاظ كمي و هم به لحاظ كيفي ضعيف عمل كردهايم. بحث مهدويت يك هزارم موضوعات در فضاي مجازي است كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. مشوقهايي از مراكز فرهنگي و كساني كه اطلاعات خوبي دارند بايد اين فضاي اينترنتي را تقويت كنند و سايت و وبلاگها را افزايش دهند تا آرام آرام به سمت مطلوب برسيم.
تا چه اندازه فرصت جولان در اين عرصه را داريم؟
بسيارزياد. امروز دوستاني كه در كشورهاي آفريقايي براي تبليغ رفتهاند ميگويند با وجود انبوه مبلغان مسيحي و وهابي كه سرمايهگذاري مالي زيادي ميكنند اما وقتي گفتوگوي كوتاهي با بچههاي آفريقايي داريم بلافاصله جذب ما ميشوند و تشنه حقيقت اسلام ميگردند لذا ميتوانيم در اين عرصه كار كنيم. عصامالصاد ميگويد: همين جلسات كه شما در نيمه شعبان برگزار ميكنيد اصلاً به گوش كشورهاي عربي هم نميرسد. آنها هيچ چيزي از اسلام را از رسانههايشان دريافت نميكنند. در بحث فضاي مجازي و اينترنت ما زياد فعال نيستيم. اين حق به گردن شما است كه به گوش جهانيان برسانيد كه ما نيمه شعبان داريم، منجي زندهاي كه ناظر بر اعمال ماست و نظر لطف به ما دارد. ولي متأسفانه در اين باره كم كاريم و زياد فعال نيستيم.
در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
اميدوارم خداوند توفيق بدهد تا همه ما حتي يك گام كوچك در معرفي و شناخت مهدويت برداريم، بتوانيم به امام زمانمان نزديك بشويم و معارف صحيح مهدويت را نه فقط در كشور بلكه در سطح جهاني اشاعه دهيم و از زمينهسازان ظهور آن منجي عالم بشريت باشيم.