کد خبر: 643264
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۸
نگاهي به مناسبات تهران- رياض بعد از انقلاب اسلامي
رابطه عربستان و ايران در تاريخ مدرن خود مراحل متفاوتي را پشت سر گذاشته است؛ از يك اتحاد استراتژيك تحت حمايت امريكا براي جلوگيري از نفوذ شوروي در قبل از انقلاب اسلامي گرفته تا آنچه كه بعضي تحليلگران، آن را جنگ سرد روابط دو كشور در طول سه دهه اخير مي‌دانند
محمد بابايي نساز
ديدار دوستانه و پرحاشيه سفير جديد عربستان در تهران با رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كشورمان بيشتر از اينكه حاكي از بهبود در روابط دو كشور باشد ناشي از روابط شخصي است، چراكه رويكرد عربستان نسبت به ايران به ويژه در طول چند سال اخير همواره غيردوستانه بوده و اين كشور از هيچ سياستي براي مقابله با تهران دريغ نكرده است، سياست‌هايي كه يكي پس از ديگري با شكست مواجه شده‌اند.
رابطه عربستان و ايران در تاريخ مدرن خود مراحل متفاوتي را پشت سر گذاشته است؛ از يك اتحاد استراتژيك تحت حمايت امريكا براي جلوگيري از نفوذ شوروي در قبل از انقلاب اسلامي گرفته تا آنچه كه بعضي تحليلگران، آن را جنگ سرد روابط دو كشور در طول سه دهه اخير مي‌دانند. در واقع پس از 1979، سعودي‌ها كه از گسترش انقلاب اسلامي نگران بودند، اقدامات زيادي براي مهار موج اين انقلاب به كار گرفتند. حمايت از صدام حسين براي حمله به ايران، ايجاد شوراي همكاري خليج فارس در سال 1981، افزايش توليد نفت براي تحت فشار قرار دادن ايران، قتل عام زائران ايراني از جمله اقداماتي بود كه عربستان در راستاي سياست خصمانه خود انجام داد.
هر چند در اوايل دهه 90ميلادي بر اثر تحولات داخلي ايران و همچنين حمله صدام حسين به كويت، روابط رياض و تهران تاحدودي بهبود يافت به گونه‌اي كه با بازگشايي سفارت و سركنسولگري، روابط دو كشور از سال 1370 از سر گرفته شد اما در اين دوران نيز اختلافاتي نظير مخالفت ايران با صلح اعراب و اسرائيل، حضور نظامي امريكا در منطقه و نوع روابط كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و رقابت در كشورهاي آسياي مركزي سردي روابط دو كشور را در پي داشت.
پس از لشكركشي امريكا در دوران جرج بوش پسر به عراق و سقوط صدام حسين كه منجر به قدرت رسيدن دولتي با گرايش‌هاي نزديك به تهران شد، عربستان احساس كرد، ايران با انديشه‌هاي شيعي در حال تسلط بر منطقه است به همين دلايل سعودي‌ها تلاش‌ زيادي براي مقابله با قدرت ايران به كار گرفتند. اما اين سياست‌هاي عربستان در منطقه اغلب با شكست مواجه شده‌اند، ناكامي اسرائيل- كه تحت حمايت ضمني عربستان قرار داشت_ در جريان جنگ تابستان 2006 از جنبش مقاومت اسلامي لبنان از يك طرف و حمايت رياض از جريان 14 مارس در دو انتخابات پس از اين جنگ، از طرف ديگر تنها منجر به افزايش قدرت حزب‌الله، متحد كليدي ايران شده است. در عراق، سعودي‌ها فاقد قدرت بودند تا مانع سركار آمدن يك دولت طرفدار ايران براي دومين بار شوند و تنها نظاره‌گر به قدرت رسيدن نوري‌المالكي با حمايت‌هاي ايران بودند. در سال 2010 سايت ويكي ليكس افشا كرد كه عربستان بارها از امريكا خواسته تا به ايران حمله و تأسيسات هسته‌اي اين كشور را نابود كند، درخواست‌هايي كه با مخالفت مقامات امريكايي مواجه شده‌اند.
 در حالي كه در سرتاسر منطقه، عربستان شاهد شكست‌ سياست‌هاي غيراصولي خود بود، بحران سوريه شرايطي فراهم آورد تا رياض با ساقط كردن دولت متحد ايران، بتواند بخشي از شكست‌هاي خود را جبران كند. بدون شك سياست‌هاي عربستان در سوريه با هدف ساقط كردن دولت بشار اسد به هر وسيله ممكن يكي از مهم‌ترين عوامل پيچيده و طولاني شدن جنگ در اين كشور است. ديويد كنر اواخر آذر ماه در فارن پالسي گزارش داد، رياض سفارش خريد 15 هزار موشك ضدتانك پيشرفته را به امريكا داده است. كنر با مطرح كردن اينكه هيچ تانكي قرار نيست به عربستان حمله كند و حتي جنگ محتمل اين كشور با ايران دريايي و هوايي خواهد بود، معتقد است اين تسليحات براي شورشيان سوريه خريداري مي‌شود. علاوه بر اين گزارش‌هاي زيادي از سازماندهي و اعزام هزاران شبه‌نظامي به سوريه با كمك دلارها و سرويس‌هاي جاسوسي عربستان منتشر شده است. سياست‌هاي رياض كوركورانه در سوريه حتي خشم مقامات امريكايي را نيز در پي داشت و گفته‌ مي‌شود يكي از دلايل تغيير بندر بن سلطان عدم‌رضايت واشنگتن از سياست‌هاي وي در سوريه بوده است.
در حالي كه مخالفان خارجي و داخلي سوريه شمارش معكوس براي سقوط دمشق را آغاز كرده بودند، نيروهاي دولتي با كمك‌هايي كه به آن شد و با تغيير استراتژي نظامي نه تنها توانستند جلوي پيشروي شورشيان تحت حمايت خارجي را بگيرند بلكه موفق شدند خيلي از مناطق تحت كنترل شبه‌نظاميان را آزاد كنند. فروپاشي فرضيه سقوط دولت دمشق از طريق نظامي و زمزمه‌هاي مبني بر توافق هسته‌اي ايران با غرب به ويژه احتمال نزديكي تهران و واشنگتن، شكست‌ ديگري براي رياض محسوب مي‌شد. سعودي‌ها خشم خود را از طريق امتناع از پذيرش كرسي غيردائم شوراي امنيت در اعتراض به آنچه ناتواني شوراي امنيت در پايان بحران سوريه و ديگر مسائل خاورميانه خواند، نشان دادند. شاهزاده وليدبن طلال ميلياردر سعودي حتي فراتر رفت و چند روز پس از توافق اوليه ايران و گروه 1+5 به بلومبرگ گفت: «عربستان سعودي و جهان عرب در صورت هر گونه اقدامي براي از بين بردن برنامه هسته‌اي ايران در كنار اسرائيل خواهند بود اگرچه همه به صورت علني به اين امر اعتراف نمي‌كنند.» وي در ادامه اظهار داشت: «ما دشمني اسرائيل با ايران را دوست داريم و مي‌پسنديم، ما از شيعه و ايران متنفريم، ايران دشمن ماست نه اسرائيل، ايران يك تهديد تاريخي براي ما بوده و خواهد بود، بوي تهديد از بلاد فارس مي‌آيد نه اسرائيل.» در نهايت، آخرين تلاش عربستان براي ايجاد فرماندهي متمركز در شوراي همكاري خليج فارس كه از طريق آن بتواند با ايران مقابله كند نيز با مخالفت عمان و قطر شكست خورد‌ه است.
هر چند عربستان نسبت به برنامه هسته‌اي ايران ابراز نگراني مي‌كند، اما واقعيت اين است تحولات جديد خاورميانه و شكل‌گيري ائتلاف‌هايي كه هم جايگاه عربستان در منطقه را تهديد مي‌كند و هم باعث ايجاد بي‌ثباتي داخلي اين كشور مي‌شود، بيشتر باعث ترس رياض مي‌شود و به همين دليل به نظر نمي‌رسد، سعودي‌ها كه مهم‌ترين عامل ترويج وهابي‌گري هستند به راحتي بتوانند با تحولات جديد خود را وفق بدهند و به شكست سياست‌هاي خود در مقابل ايران شيعي اعتراف كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار