کد خبر: 636318
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۶
مروري بر زندگي مجاهدانه شهيد اكبر زجاجي كه 14 اسفند 62 دوشادوش حاج‌همت آسماني شد
اسفندماه يادآور روزهاي پرغرور خيبر و بدر است. اين روزها تداعي‌كننده داستان‌‌هاي جزيره و مجنونيت فرزندان خميني است.
پويان شريعت

سوم اسفند 62 عمليات خيبر در جزاير مجنون آغاز گشت. عملياتي كه اولين تجربه آبي و خاكي براي سپاه اسلام به شمار مي‌رفت، عملياتي كه فرماندهان بزرگي را از ما گرفت و آنقدر بچه‌ها در شل آب جزيره ماندند و پر گشودند تا خاك جزيره سفت شد. اكبر زجاجي، فرمانده نام‌آشناي سپاه محمد و قائم‌مقام لشكر 27 حضرت رسول(ص) يكي از همين علمداران است كه همچون ديگر ياران خويش جواز همنشيني با اولياالله سيد‌الشهدا(ع) را در خيبر گرفت. 14 اسفند سالروز شهادت اين علمدار سپاه اسلام ما را بر آن ‌داشت تا گذري كوتاه بر زندگي مجاهدانه اين شهيد از كودكي تا لحظه پر گشودن داشته باشيم كه خواندنش خالي از لطف نيست.

چهارم خرداد 38، كاشان ميزبان اكبر

چهار روز از خرداد 38 در شهر كاشان مي‌گذرد كه خانواده مذهبي زجاجي ميزبان هديه‌اي از طرف خدا هستند،‌ نام او را اكبر نهادند. اكبر زجاجي، علمدار نامدار سپاه روح الله در چهار خرداد 1338 در يك خانواده مذهبي و متدين در كاشان چشم به جهان گشود. اكبر هم مانند تمام همسن‌ و سالان خود سطوح تحصيلي را در كنار شناخت احكام و معارف طي مي‌كند. دوران ‌ دبيرستان را در هنرستان نساجي كاشان طي مي‌كند. بعد از اتمام دوران متوسطه و اخذ ديپلم وارد انستيتو تكنولوژي شهر اصفهان گرديد و از همان ابتدا با توجه به گذشته مذهبي و خانواده متدين و نوع رشد در مكان‌‌هاي مذهبي با مسائل سياسي و مسائل مربوط به مبارزات آشنايي داشت،‌ به همين جهت طولي نكشيد كه وارد فضاي مبارزه و فعاليت‌‌هاي سياسي شد.

مبارزه تكليف است، دانشگاه‌ را رها كرد!

پس از ورود به مسائل مبارزاتي و محيط فعاليت‌هاي سياسي،‌ اكبر به جايي مي‌رسد كه مبارزه عليه طاغوت و ظالم را تكليف مي‌داند و دانشگاه را ترك مي‌كند. پس از ترك دانشگاه به كاشان برمي‌گردد تا بتواند به فعاليت‌‌هاي سياسي خود ادامه دهد. در طول اين دوران و فعاليت‌‌هاي سياسي چندين بار با ساواك درگير شد و در اين درگيري‌ها يك بار نيز زخمي گرديد. فعاليت‌‌هاي اكبر با توجه به سبقه مذهبي و از آنجايي كه بنيان اين تفكر را ايدئولوژي اسلامي اكبر تشكيل مي‌دهد، در مسجد صاحب‌الزمان ادامه پيدا مي‌كند و اكبر زجاجي فعاليت‌‌هاي سياسي خود را به مسجد صاحب‌الزمان منتقل كرده و از آنجا آنها را طراحي مي‌كند. يكي از فعاليت‌‌هاي اكبر در آن دوران تشكيل گروه كوهنوردي صيام و اقدامات سياسي در قالب فعاليت‌‌هاي ورزشي بوده است. اين پسوند ميان مبارزه و مسجد باعث شد كه بعد از پيروزي انقلاب هم اكبر در همان مسجد به تدريس مسائل ديني و احكام به جوانان و نوجوانان ‌ بپردازد و اين فعاليت‌ها تا شروع درگيري‌ها در كشور ادامه پيدا مي‌كند. به هر حال اين هم يكي از ويژگي‌‌هاي سربازان اسلام و ولايت است.

همراهي شهيد چمران، اولين قدم در جهاد الي‌الله

با توجه به درگيري‌هايي كه در كشور به عنوان جريانات خلقي معروف است و تجاوز رژيم بعث عراق كه در اين به هم ريختگي در نوع خود قابل توجه است، اكبر نيز به عنوان داوطلب با گروه شهيد چمران به جبهه‌‌هاي جنوب رفت ‌تا بتواند در آن حال و هواي آشفته به سربازي خود در راه انقلاب و اسلام بپردازد. مدتي در خرمشهر به نبرد با دشمن متجاوز پرداخت و بعد از سقوط خرمشهر به آبادان و سوسنگرد رفت. نبرد در جنوب، آن هم به همراه استادي به نام چمران تجربيات بزرگي را براي اكبر به جا گذاشت كه شايد خيلي از اين تجربيات در بعد از شهادت چمران خيلي به كار اكبر و جبهه‌‌هاي ما آمد. بعد از مدتي شهيد زجاجي راهي كردستان شد. در كردستان به خاطر تجربيات ارزنده زجاجي در كنار چمران و در جبهه‌‌هاي جنوب و هوش و استعداد بالاي او در مسائل نظامي و عملياتي، مسئوليت يكي از محورهاي عملياتي در مريوان را به عهده گرفت. با توجه به توان بالا بعد از مدتي تغيير و تحول اساسي را در محور مريوان به وجود آورد و طي حضورش در جبهه‌ها چندين بار دچار مجروحيت گشت.

از اطلاعات در فتح مبين تا قائم‌مقامي سردار خيبر

با شروع عمليات بزرگ و گسترده در خوزستان و عملي شدن نبوغ امثال حسن باقري، زجاجي نيز به جنوب رفت. در عمليات فتح مبين به عنوان مسئول اطلاعات و عمليات و در رمضان به عنوان فرمانده گردان در لشكر 27 حضرت رسول(ص) كه تحت فرماندهي حاج‌همت بود وارد عمل شد. مهرماه سال 61 به سبزپوشان سپاه اسلام پيوست و تجربيات اكبر منشأ خدمات بزرگي در جبهه و در لشكر 27 حضرت رسول شد. تقريباً يك ماه از ورود اكبر به سپاه مي‌گذشت كه به عنوان جانشين لشكر 27 منصوب شد و در مردادماه سال 62 به خاطر لياقتش و مهارتش و تبحر بالاي اكبر به قائم‌مقامي لشكر 27 معرفي گرديد و اين آخرين مسئوليت اكبر در دنياي خاكي و در جبهه‌‌هاي حق عليه باطل بود. بعد از ماه‌ها نبرد عليه دشمنان اسلام و انقلاب در روز 14 اسفند 62 زودتر از فرمانده خود سردار خيبر حاج‌ابراهيم همت پر گشود و آسماني شد. روحش شاد و يادش گرامي.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار