بر اساس گزارش خبرگزاري فارس، پدر شهيد احمدي روشن نيز اخراج همكاران اين شهيد عرصه جهاد علمي و صنعتي را تأييد نموده است. البته برخيها براي پرهيز از پيامدهاي سياسي، اين رويداد را امري اتفاقي و ناشي از تعهدات تحميل شده بر كشور در اجراي توافقنامه ژنو ميشمارند، اما مسئله دقيقاً اين است كه وقتي همرزمان شهداي هستهاي از استمرار جهاد علمي و صنعتي كه شهدا آغاز كردهاند، از توسعه دانش و تجارب خود در عرصه چرخه سوخت منع ميشوند، چه بر سر پشتوانههاي حقوق ملي ما در عرصه هستهاي خواهد آمد؟ رئيس سازمان انرژي اتمي ميگويد اگر غرب به تعهداتش عمل نكند، ما ظرف دو ساعت به غنيسازي 20 درصد بازخواهيم گشت. پرسش اين است كه اين اقدام با چه پشتوانه علمي و دانشي صورت ميگيرد؟
دانشمندان در همه كشورها حتي همين غربيها به دور از معنويتگرايي، در اداره كشور نيز به عنوان سرمايههاي ملي تلقي ميشوند و تا دم مرگ به طرق مختلف دانش و تجربهشان به كار گرفته ميشود. ما در سرزمين اسلامي و با وجود تأكيدهاي مكرر رهبر فرزانه انقلاب مبني بر جنبش نرمافزاري و توليد علم به عنوان رمز پيشرفت كشور، با اين سرمايههاي ملي چگونه رفتار ميكنيم؟
در هر حال، مذاكرات هستهاي مربوط به گامهاي مياني و نهايي توافقنامه ژنو در راه است و طرف مذاكراتي ما در وين، بر اساس برآورد جامع از توانمنديها و ظرفيتهاي اقدام ايران در عرصه هستهاي است كه وارد اين گود خواهد شد. دانشمندان هستهاي ما، عناصر غيرسياسي و به دور از جريانهاي غيرتخصصي هستند. آنها از عناصر حياتي قدرت ملي هستند كه شايسته است مديران صنايع هستهاي و ديپلماسي ما هم به آنها همين گونه بنگرند. تضمين و صيانت حقوق مسلم هستهاي كشور آن هم در شرايط وجود جبهه جديدي از تلاش غرب براي تأمين منافع خود در قالب ديپلماسي، در گرو حفظ و تقويت آنها است. از همين رو، مقولهاي به نام اخراج دانشمندان هستهاي –خواه به صورت كلان يا جزيي و با هر انگيزه و هدفي كه باشد- ، يكي از مسائل ضدمنافع ملي آن هم در مقطعي است كه كشور بايد با همه ظرفيتها و پشتوانهها در خدمت پيشبرد منافع ملي باشد. غرب بايد در برآوردهاي خود به وجود ظرفيتهاي گسترده براي امكان اعاده پيشرفتها و فعاليت مجدد تأسيسات هستهاي كشور با همه توان در شرايط عدم التزام آنها به توافقات و تعهدات خود، برسد. نگاه تقابلي با بنيه دانشي و دانشمندان هستهاي كشور، خالي كردن دست كشور از توان فعاليت مجدد هم در دوره توافق ژنو و هم بعد از آن است. نظام براي به دست آوردن اين ظرفيتها، خون دلها خورده و دانشمندان نيز از جان خود گذشتهاند. اين سرمايهها را مورد كم لطفي قرار ندهيم. از اين رو، بازبيني اين رويكردها و نگاه فرصت محور به دانشمندان و دانش هستهاي كشور، ضروري است. در اين زمينه، انكار و تكذيب كافي نيست و اگر مديران صنعت و ديپلماسي هستهاي به حقيقت صيانت از دانش هستهاي كشور اعتقاد دارند، لازم است صيانت از صاحبان و مبتكرين اين دانش را اولويت داده و به تكريم آنها به دور از فشار، اخراج و محدودسازي بها بدهند. عدم اهتمام به حفظ و تقويت دانشمندان هستهاي كشور، به تصورات و برداشتهاي مرتبط با عدم اعتقاد راهبران امور هستهاي كشور به حقانيت حقوق هستهاي ملت ايران دامن خواهد زد.
اگر به توافق ژنو به عنوان امري موقتي مينگريم و اعاده فعاليتهاي غنيسازي و چرخه كامل سوخت را حقوق مسلم كشور ميدانيم، رها كردن بنيههاي فكري و نخبگي در اين زمينه نبايد جايگاهي در خطمشي و عملكرد صنايع هستهاي كشور داشته باشد. از اين رو، صيانت از وضعيت موجود زيرساختها و دانش هستهاي كشور و صاحبان اين دانش، نه تنها امري راهبردي در پرتو صيانت از حقوق مسلم هستهاي است، بلكه كمترين اقدامي است كه بايد به منظور پاسداشت حقوق شهداي غير هستهاي كشور و انگيزهدهي به نسلهاي كنوني و آينده براي رسيدن به قلههاي رفيع علم و دانش به عمل آوريم.
واقعاً بیگانگان غلطی نمی توانند بکنند ...